فرهنگی

فرهنگی (26)

دوشنبه, 25 آبان 1394

 

 

استاد علی‌اکبر رائفی‌پور بعد از ظهر امروز در جمع دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی اظهار کرد: کشورهای استعمارگر به اهمیت رسانه پی برده‌اند و امروز مدیریت رسانه‌های جهان در اختیار استعمارگران دیروز است.

وی در ادامه افزود: بمب‌گذاری‌های اخیر در پاریس مشابه حملات 11 سپتامبر رقم می‌خورد و رسانه‌ها طوری به مردم القا می‌کنند که حاضر باشند از آن‌ها جاسوسی و مکالماتشان شنود شود اما امنیتشان بازگردد.

این کارشناس رسانه با اشاره به تغییرات متعددی که فضای مجازی و رسانه‌ها در زندگی مردم داشته است خاطر نشان‌کرد: معماری خانه‌های قدیم ایرانی دارای اندرونی و بیرونی و مطابق با فرهنگ ما بود، اما امروزه خانه‌ها به شکل یک مستطیلی درآمده که همه جایش با هم در ارتباط است و این طراحی جدید، سبک زندگی غربی را می‌طلبد.

رائفی‌پور ادامه داد: از مقتضیات رسانه است که هر چه مخاطب بیشتر در محتوای آن مشارکت داشته باشد، بیشتر اثر می‌گیرد و در همین راستا ساختن سریال‌های ترکیه‌ای مطابق میل مخاطب باعث شده این کشور در این زمینه پیشرفت کند.

وی وسعت و ماندگاری پیام را از ویژگی‌های رسانه خواند و اظهار داشت: همه ما، بازیگران شخصیت های ماندگاری چون مالک اشتر و مختار را به این اسم‌ها می‌شناسیم و در صورت مشاهده عکس و فیلمشان به یاد آن نقش می‌افتیم.

کارشناس رسانه و ارتباطات گفت: در فضای مجازی و در برنامه‌هایی مانند فیسبوک و تلگرام، تولید محتوا به خود کاربران سپرده شده که باعث می‌شود هر انسانی آن شبکه را از خودش و جزوی از وجودش بداند.

وی افزود: در برنامه‌های مذکور انسان‌ها تلاش می کنند به چشم بیایند و کار به جایی می‌رسد که برای دیده شدن، «لایک» در بسته‌های چندتایی خرید و فروش می‌شود که این، توهم دیده شدن را ایجاد می‌کند.

علی‌اکبر رائفی‌پور با اشاره به اهداف رسانه‌های غربی در جهت‌دهی به افکار عمومی جهان تصریح کرد: شبکه خبری مانند بی بی سی که به کشور انگلیس تعلق دارد، در این کشور 150 پوند برای ارائه خدمات از بینندگانش پول می‌گیرد اما به 37 زبان و برای همه مردم دنیا به صورت رایگان پخش می‌شود.

وی ادامه داد: حتی زمانی که هنوز تلویزیون و ماهواره مطرح نبود، بی بی سی در رادیو پیشتاز بود و معروف است که رمز عملیات کودتا 28 مرداد از رادیو بی بی سی در کشور ما پخش شد.

این استاد دانشگاه به ترفندهای این رسانه نیز اشاره داشت و گفت: شبکه بی بی سی هنوز از لفظ پیکارجویان به جای تروریست برای داعش استفاده می‌کند.

وی ایجاد آمادگی در مقابله با تهاجمات نرم دشمن را در گرو سواد رسانه‌ای دانست و افزود: در گذشته آموزش شمشیر زنی و سوارکاری می‌دیدند تا بتوانند در جنگ‌ها پیروز شوند، سال‌های اخیر آموزش کار با اسلحه‌های گرم برای دفاع نیاز بود و البته هنوز هست؛ اما ابزار مقابله در جنگ‌های امروز سواد رسانه‌ای بالا و آشنایی به فضای مجازی است.

علی‌اکبر رائفی پور با اشاره به یکی از تاثیرات رسانه و شبکه‌های ماهواره‌ای توضیح داد: شروع درگیری‌های سوریه با چند شبکه ماهواره‌ای بود و بلایی بر سر امن‌ترین کشور خاورمیانه آوردند که بیشتر شهرهای آن خرابه است؛ کشوری که هم توریست سیاحتی بسیاری داشت و هم توریست زیارتی اما چند ماه پیش که آن‌جا بود هیچ‌کس باور نمی‌کند که اینجا، همان‌جا باشد.

وی اظهار داشت: در سراسر کشور ما از آذربایجان و ترک‌ها تا کردها وعرب‌ها تا برسید به جنوب و بعد بلوچ‌ها، تا خراسان و ترکمن‌ها، برای هر بخش نقشه ویژه آن قسمت تعیین کرده‌اند و با رسانه مشغول فعالیت هستند، به همین خاطر در تبریز بحث در مورد شیعه و سنی نیست ولی بر سر نژاد و زبان، زمینه‌سازی می‌کنند و زمانی که برنامه‌ای تلویزیونی، اشتباه غیرقابل قبولی را انجام می‌دهد نتیجه آن‌ها فعالیت‌های دشمنان در قالب اغتشاش بروز پیدا می‌کند.

 این برنامه به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و انجمن اسلامی دانشجویان تحکیم وحدت علوم پزشکی در تالار شریعتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار شد.

 

 
 

 

صوت با کیفیت سخنرانی در روزهای آینده بارگذاری میشود

دانلود صوت

 

دوشنبه, 25 آبان 1394

 

دید یکی از مردان ثروتمند دنیا داشت به نوشته ای که با ذغال روی دیوار نوشته بود نگاه می کرد.گفت به چه چیز نگاه می کنی؟
مرد ثروتمند گفت:روی این دیوار با دغال نوشته:
دنیای تو باقی نمی ماند!
پرسید:چه کسی این را نوشته؟
گفت:خودم.
چهل سال پیش شاگرد یک ذغال فروش بودم.اما یک باور داشتم؛دنیای تو باقی نمی ماند.پرسید:الآن برای چه اینجایی؟
مرد ثروتمند گفت:باز هم آمده ام تا بنویسم:
دنیای تو باقی نمی ماند!
***
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
صبر آغاز تلخی دارد اما میوه ی شیرینی دارد
میوه ی شیرین صبر:روحیه ی بالا
صبور باشی،بخش عظیمی از ظرفیت زندگی ات را آزاد کرده ای و یک زندگی واقعی را تجربه خواهی کرد.
نه اینکه هر آنکس که نفس می کشد زندگی می کند.بعضی ها توی یک مرگ تدریجی واقع شده اند. مثل آن ها مثل آن قورباغه ایست که (او را در ظرفی می گذارند و زیر ظرف را روشن می کنند و او بدون آنکه بفهمد آرام آرام می پزد).
شرح جلسه ی امروز با تصرف و تلخیص:
خلاصه ای از دو جلسه ی قبل از زبان استاد داستانپور:
گفتیم اگر میخواهیم زنده باشیم و زندگی کنیم باید اندیشمدانه زندگی کنیم.دریچه ی ورود به یک زندگی قهرمانانه و آن زندگی که ارزش زیستن داشته باشدو صرفاً نفس کشیدن نباشد اندیشمندانه زندگی کردن بود.اولین اندیشه ای که باید در سر بپرورانیم و درست(آن را)جهت بدهیم اندیشه نسبت به سرمایه ای است به نام زندگی.در مسیری که ما داریم این مسئله را بررسی می کنیم.شما این خروجی را در خودتان ببینید.و اگر نبینید بدانید که در این جلسات بوده اید ولی حضور نداشته اید.شنیده اید ولی به گوش جانتان نرسیده.و آن این است که هر روز که از خواب بیدار میشوید،هر لحظه،هر دم نسبت به بزرگترین موهبت الهی که حیات بشر است احساس دِین کنید و احساس کنید خیلی مدیون خدایید و خیلی خدا به شما لطف ویژه کرده.اصلا از بودن لذت ببرید.ما اصلا از اصل بودن لذت نمی بریم و می خواهیم از حواشی حیات لذت ببریم.
شخصی در یک دهکده ی ساحلی زندگی می کرد.روزی چندتا ماهی می گرفت،مقداری از ماهی ها را (می فروخت) و مایحتاج زندگی اش را می گرفت.هرروز یا یک روز درمیان هم یک وعده ی غذایی شان ماهی تازه بود.
روزی یک شخصی به دهکده ی آن ها آمد که دکتری اقتصاد داشت از دانشگاه آکسفورد(دکتر در اینجا نماد انسان تحصیل کرده ای است که از دریچه و فیلترها زندگی را می بینند و هیچ وقت نتوانسته اند حقیقت زندگی را ببینند)
یک روز صیاد را دید که ماهی گرفته بود.از او پرسید که روزی چندتا ماهی می گیری؟گفت 6-5تا.
گفت:چقدر طول می کشد ماهی ها را صید کنی؟
گفت:10دقیقه
ـ بقیه ی روزت را چه کار میکنی؟
ـ ماهی ها را به خانه می برم.مدتی با زن و فرزندم خوش و بش می کنم بعد ماهی ها را به بازار می برم و می فروشم.با پول آن مایحتاج زندگی ام را می خرم.بعدازظهر را با دوستانم خوش می گذرانیم.
ـ من با مسائل اقتصادی آشنا هستم.به روشی که من می گویم عمل کن(تا زندگی بهتری داشته باشی):
روزی پنجاه ماهی بگیر،یک بخشی از آن را پس انداز کن.
ـ برای چی؟
ـ تا بتوانی با پول آن یک قایق موتوری بخری تا با آن بتوانی روزی 500ماهی شکار کنی.
ـ بیشتر پس انداز میکنی وسه تا قایق موتوری می خری و دو نفر دیگر هم می آیند و با ما ماهی می گیرند.
ـ بعد از آن چکار کنم؟
ـ بعد با پولی که به دست آوردی کارخانه تولید کنسرو ماهی تاسیس میکنی.
ـ بعد از آن؟؟؟
ـ بعد سرمایه دار می شوی و می توانی یک خانه ی بزرگ توی نیویورک بخری و سهام دار یکی از کارخانه های نیویورک بشوی.
آن قدر ثروتمند بشوی که بروی یک کارخانه را بفروشی و پول زیادی را به جیب بزنی.بعد از آن به روستایی بروی،آنجا با آرامش زندگی کنی،هرروز چندتا ماهی بگیری و... .
اما پول هم داری!!!
ـ خوب من که این زندگی را همین الآن هم دارم؟؟!!
حکایت ما همین است.واقعا اینجوریم.
دهکده های ساحلی حیاتمان را رها کرده ایم و فقط درگیر چیزهایی هستیم و داریم چیزهایی می سازیم که 70-60 سال بعد برسیم به جایی که الآن هستیم و بگوییم حالا می شود از اصل زندگی هم لذت برد.
توی 70-60 سالگی نمیتوانی لذت ببری.
چون هزار درد و مشکل و بیماری هست و الآن که جوان هستی میتوانی از زندگی لذت ببری.
ما اگر بخواهیم نگاه درستی داشته باشیم زندگی را باید با سه بعد ببینیم؛طول و عرض و ارتفاع.
طول زندگی ابدیت است و ما هرگز نمی میریم.گلی هستیم که گلدان عوض می کنیم.
در عرض حیات امکانات دو دسته هستند؛امکانات ظاهری و امکانات باطنی.امکانات ظاهری حداقل امکاناتی است که ما فقط به آن ها توجه می کنیم.
اما امکانات باطنی زندگی را پر طمطراق می کند.یک از آن ها شکر است که گفتیم.اگر این قانون را استفاده کنیم،این قانون زندگی را گل می اندازد.تَرگُل و وَرگُل می کند.
توضیح این جلسه:
یکی از امکانات باطنی که خدا به انسان داده است روحیه داشتن است.خدا انسان را با امید و روحیه خلق کرد.اما الآن انسان ها حالشان آنطور نیست که باید باشد.روحیه یک نقطه ی ماکزیمم دارد و یک نقطه ی مینیمم.نقطه ی ماکزیمم آن نشاط و شادابی و نقطه ی مینیمم آن افسردگی است.
سوال:خدا انسان را با روحیه خلق کرد اما چه می شود که ما به سمت نقطه ی مینیمم میرویم؟
یکی از مسائلی که ما را دِشارژ می کند چیست؟
زمانی است که ما دچار مشکلات و ناملایمات زندگی می شویم.مشکلات استعداد سوز و روحیه سوزند.در این استعداد سوزی،خدا استعدادی باطنی نهفته و تأمین کننده ی آن است.استعدادی به نام صبر.
سر ایمان صبر است.
سوال:اگر بخواهیم درناملایمات واقعا صبور باشیم باید چه کار کنیم؟؟؟
بعضی انسان ها در زندگی دچار شکنجه ای روحی و روانی می شوند به این صورت که چشمشان بسته است و حقیقتی به نام مشکل را در عالم نمی بیند تا از آن ضربه خورد دیوانه می شود.
اولین نکته و مهم ترین نکته این است که مشکلات را بپذیریم و بدانیم که هست.
بزرگترین استادی که تمام اساتید و بزرگان در برابر او زانو می زنند چیست؟؟؟
مشکل!!!
یکی از اساتیدی که هر کسی برای درس گرفتن،در برابر او زانو زد استاد،مشکل بود.بعضی از جاهای زندگی ما فقط با مشکلات بزرگ می شویم.آن را بپذیر.
دومین نکته این است که حالا که فهمیدیم مفهومی به نام مشکل هست،استاد بزرگی به نام مشکل وجود دارد که تمام بزرگمردان دربرابر او زانو زده اند،خوب آن را تماشا کن و ببین قرار است چه درسی به تو بدهد؟؟؟
هیچ چیز بدون رسالت نیست.
خوب که آن را تماشا کردیم
 با آن همراه شویم
یکی از فواید مشکلات این است که بدانیم در هرمشکلی،درسی نهفته است.
درس را بفهمیم.
قرار است این مشکل چه درسی به من بدهد؟
چه شکلی این مشکل را ارتقا بدهم(این مشکل را بهبود ببخشم)؟
یک نکته را باید بدانیم:
مشکلات دائمی نیستند؛
این نیز بگذرد!!!

 

دانلود صوت

سه شنبه, 19 آبان 1394

 

 بسم رب المهدی
عیار زندگی شما چند است؟؟؟
10 معجزه که زندگی شما را متحول می کند.
معجزه ی اول: شِکَرِ شُکر را بچشید
خلاصه جلسه ی دوم سبک زندگی(آدم حسابی):
تحصیلات عالیه و مدرک تحصیلی+درک مفهوم و مهارت های زندگی = آدم حسابی
آنچه در اختیار ماست تا آن را بسازیم یا از بین ببریم:عرض زندگی
عرض زندگی؛اساسی ترین رکن حیات بشریت
آنچه تحت اختیار ما نیست:طول زندگی
جهات عرض زندگی:
1)امکاناتی که خدا به انسان داده است
2)محدودیت هایی که خدا برای انسان قرار داده است
انواع امکانات:
1)ظاهری:گوش و چشم و عقل و دهان و بینی و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و...
2)باطنی:وجه افتراق انسان هایی که به جایی می رسند و آن ها که به لحاظ شخصیتی رشدی نمی کنند فرمول های و قوانینی است که همچون معجزه زندگی انسان را متحول می سازند؛
 قانون اول) شکر
جلسه ی آینده:
آیا خداوند هر شکری را می پذیرد؟؟؟
با ما همراه باشید!
***
آدم حسابی:
گفتیم آدم حسابی کسی است که در کنار بُعدی از زندگی اش که  مدرک تحصیلی اوست،مهارت زندگی را هم درک کند.
اما برای یاد گرفتن مهارت زندگی باید اندیشمندانه فکر کنیم.
باید زندگی را بفهمیم.
انواع نگاه ها به زندگی:نگاه نقطه ای،نگاه نموداری،نگاه حجمی
(نگاه حجمی مدنظر ما بود و طول و عرض و ارتفاع داشت)
طول عمر انسان ابدیت بود (و انسان در ایجاد یا نبود آن نقشی ندارد)و مرگ دست ما نیست.
(شاید بپرسند)پس اختیار چه می شود؟؟؟
هیچ کس نگفته شما(به طور کامل اختیار دارید).
عرض زندگی:اساسی ترین رکن حیات است و ما در آن نقش داریم.در طول عمر شما هیچکدامتان نقش ندارید.
یک سوال:
چند نفر در این جمع هستند که واقعا از خودشان که فاصله بگیرند و آن مسیری را که طی کرده اند را الآن تماشا کنند به دلشان می نشیند؟
از علامه طباطبایی پرسیدند:اگر برگردی به دوره ی نوجوانی و بخواهی یک مسیر را طی کنی چه مسیری را
 انتخاب می کنی؟؟؟
فرمود:همین مسیر را که پیموده ام،طی می کنم چون یک لحظه از عمرم را تلف نکردم و تمام ظرفیت های حیات را آزاد کردم.
یک کسی هست که میگوید زندگی من به مس تبدیل شده و به آن نگاه که میکنم چنگی به دل نمی زند.این زندگی مسی است.درصورتی که خدا انسان را خلق کرد تا زندگی اش طلا باشد.
 (یا کسی می گوید) زندگی من،مس نیست و طلاست.(به قله ای که فکر میکرده ام کمابیش رسیده ام.)
(من می پرسم) عیار زندگی ات چند است؟؟؟
عیار بالایی هست یا نه؟؟؟
آیا به نهایت عیار خودش رسیده یا نه؟؟؟
شفافِ شفاف هست؟؟؟
یک زندگی درخشنده ای که به خاطر هیچ لحظه از آن احساس شرمندگی و خسران و احساس بدهکار بودن نکنی؟؟؟
معمولا آدم ها به این نقطه نمی رسند مگر عده ای افراد خاص.فقط یک جور می شود به این نقطه رسید.
نقطه ای است که خورشید حیات تو به اوج درخشندگی خود می رسد.
جایی است که انسان بتواند از برخی امکاناتی باطنی که خدا به او داده است استفاده کند.
انسان بتواند به توان بعضی چیزها برسد و ضربدر بعضی چیزها بشود.
من معتقدم معجزه دو دسته است:
1)معجزه های خاص که مخصوص انبیاست برای اثبات نبوت؛ مثل شق القمر،دم مسیحایی و... .
2)معجزه های عام
اما یک سری معجزه های عام داریم.برای ارتقای سطح زندگی(تا جایی که خدا بپسندد)
خدا قدرت معجزه کردن برای انسان ها و ایجاد تحول در زندگی شان را به آن ها داده است.
ما نباید زندگی مان را خودمان بپسندیم.خدا باید بپسندد
ما نباید خودمان خریدار زندگی مان باشیم.
بنا بود خدا خریدار حیات ما باشد.
و ذائقه ی خدا ناب پسند است.
(این)آزمونی بود(از طرف خدا)که برو زندگی کن ببینم زنذگی ات به چشم من می آید یا نه؟؟؟
می تواند از من دلبری کند؟؟؟  
اما وقتی قرار است به چشم خدا بیاید باید ظرفیت هایی درآن آزاد  شود.
ظرفیت های باطنی حیات که فوق العاده به زندگی انسان حجم می دهد باید در زندگی آزاد شود.
10تا معجزه است.خدا معرفی کرد.زندگی انسان را می تواند ازاین رو به آن رو بکند.
اولین قانون به نظر من قانون شکر است.
قانون شکرگزاری
لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم
لَئِن کَفَرتُم اِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ
کسی آمد پیش پیامبر مکرم اسلام(ص) گفت:یا رسول الله!فقیرم،وضعم خوب نیست.
حضرت طبق این نوع نگاه به این آیه فرمودند:
صدقه بده
صدقه دادن یعنی لئن شکرتم.یعنی داشته هایت را بده.به آن توجه کن.وقتی توجه کردی خدا ناداشته هایت را برطرف می کند...

 

دانلود صوت

جمعه, 15 آبان 1394

 

آفرین جان آفرین پاک را            آنکه جان بخشید و ایمان خاک را
*خلاف جامعه،اندیشمندانه حرکت کردن=آدم حسابی شدن
*اگر بخواهیم واقعا آدم حسابی باشیم،باید اندیشمندانه حرکت کنیم.
*پیامد های حرکتی موافق جامعه،موافق عموم و جَو:
1)انگشت حسرت به دندان گزیدن،
2)حسادت کردن به دیگران.
*مشکلات همیشه شکلات نیست.
*باید معنای زندگی را درک کرد و روح زندگی را فهمید.
انواع زندگی:
نقطه ای:دم را خوش بودن.
خطی:...
نموداری:...
که این سه نوع افراد همیشه محکوم به سواری دادن به افرادی هستند که چشم اندازهای بزرگی دارند.
حجمی:آن زندگی که برایش خلق شده ایم.
1)طول زندگی :ابدیت
2)عرض زندگی:؟(جلسه ی بعد)
3)ارتفاع زندگی:تمام دعوای زندگی سر ارتفاع آن است.
***
***شرح جلسه(با تصرف و تلخیص):
استاد داستانپور،امروز از تحمل مشکلات به شیرینی شکلات میگفت:
بعضی میگویند:چرا مشکلات شکلات نمیشود؟؟؟
این مشکلش این است که اصلا نمیداند زندگی چیست.
نتوانسته با روح زندگی ارتباط برقرار کند.
مثل یک کسی که برود باشگاه(ورزش های رزمی) اما با روح قهرمانی ارتباط برقرار نکرده باشد.
وقتی مربی به شکم او ضربه میزند(تا محکم شود و در مسابقه با یک ضربه،نفس توی دلش نپیچد،به مربی)خرده می گیرد و می گوید:
نمیشود بدون مشت خوردن شکمم محکم بشود؟؟؟
مربی میگوید:نه!
تا مشت نخوری شکمت محکم نمی شود.
می گوید:نمی شود خدا زندگی را بدون مشکلات درست می کرد که بدون مشکلات آدم رشد کند؟؟؟
نه!!!
فقط در سختی هاست که تو رشد می کنی!
قهرمانی سایه ای است از سایه های حیات بشری.
حالا خود زندگی چیست؟؟؟
اگر کسی زندگی را بفهمد چقدر حاضر است برایش خرج کند؟؟؟
اگر بخواهیم زندگی را بررسی و ارزیابی کنیم انواع زندگی است:
زندگی نقطه ای،زندگی خطی،زندگی نموداری و زندگی حجمی
افرادی که زندگی شان خطی،نموداری و یا نقطه ایست به مرگ تدریجی محکوم هستند.آن ها استعداد بسیاربالایی در سواری دادن به افرادی دارند که چشم اندازهای بزرگ دارند.
لذا حجم بالایی از دنیا،همین است.
من بحثم سیاسی نیست دارم تحلیل می کنم؛وقتی یک جنبشی مثل وال استریت (Wallstreet) به وجود می آید و می گویند:99 % به 1% یک درد جهانی است،99به 1 یعنی اینکه آقا،چرا ما را عبد خودتان فرض کرده اید؟؟؟
می دانید چرا؟؟؟
عده ای طمع می کنند(به افرادی که ضعیف هستند و معنای زندگی را نمی دانند؛یعنی افراد نقطه ای،خطی و نموداری).از اینجا مقوله ای به وجود می آید؛کنترل ذهن
یعنی می گوید:«مواظب مخاطب عموم در جهان باش،از خودش فکر نکند.تو باید ذهنش را جهت بدهی،ذهنش را کنترل کن.این ذهن باید با مولفه هایی که من میگویم کار کند.»
وای به روزیکه یک جا بخواهی مستقلاً درمورد زندگی فکر کنی.10تا مولفه به تو می دهند.همه جا هم همینطور است.بحث را جغرافیایی نکنید.آدم های ضعیف هرجای دنیا که باشند محکوم به سواری دادن هستند.حتی در آفریقا که کمترین امکانات هست.
مثل جاذبه ی زمین که همه جا 8/9 است.
انواع زندگی:
نقطه ای:دم را خوش بودن.
خطی:...
نموداری:...
که این سه نوع افراد همیشه محکوم به سواری دادن به افرادی هستند که چشم اندازهای بزرگی دارند.
حجمی:آن زندگی که برایش خلق شده ایم.که طول و عرض و ارتفاع دارد.
1)طول زندگی :ابدیت است و در سرتاسر جهان یک قانون کلی است؛محدودیت ندارد و انسان تا ابد زنده است.
2)عرض زندگی:؟(جلسه ی بعد توضیح داده می  شود)
3)ارتفاع زندگی:تمام دعوای زندگی سر ارتفاع آن است.
روایت:
روز قیامت نامه ی اعمال بعضی ها را که می دهند در نامه ی عملش نقاط بسیار درخشانی می بیند.
می پرسد چیست؟
نمازشب هایم است؟
چیست؟
می گویند: سختی هایی است که در دنیا تحمل کرده ای.
کسی که طول عمر را محدود بداند این روایت برایش مسخره است.
نمونه ی بارز کسی که به ابدیت انسان ایمان دارد:
من کسی را میشناسم توی دنیا،حسین بن علی(ع)(را میگویم)،لحظه ای که نوزاد شش ماهه اش به شهادت رسید پرسیدند چگونه این غم را تحمل میکنی فرمود:خدا می بیند

 

دانلود صوت جلسه

 

جمعه, 15 آبان 1394

 

 هر کی دانشجو میشه پا لرزشم باید بشینه""
بار دیگرانجمن اسلامی طعم شیرینی را در میان دانشجویان برگزار کرد:
جمع زیادی از دانشجویان با حضور استاد داستان پور برای دریافت طعم خوش دانشجویی در تالار پیامبر اعظم دانشگاه اصفهان جمع شدند.
حاج اقا داستانپور ضمن معرفی اینکه دانشجو چه کسی است بیان نمودند امروز در میان دانشجویان افرادی را می یابیم که به معنای تمام افسرده هستند.
دانشجو نباید افسرده باشد.
فضای دانشگاه به گونه ای است که باعث می شود دانشجویان به سه دسته تبدیل شوند:
دسته ی اول :جو افسردگی
در ابتدای ترم به دلیل انتقال از فضای دبیرستان در دانشجو امکان افسردگی وجود دارد.
دسته ی دوم :
کسانی هستند که موتور متحرکشان محرومیت هایی است که برای خودشان ایجاد می کنند.
اگر محرومیت ها را از انها بگیریم دچار نابودی و مرگ می شوند....
این دانشجویان با کلیدهای چون"تو باید دانشجو شوی" "تو باید پولدار شوی" و .... به سمت جلو حرکت کرده اند.
این دانشجوها با چنین کلید واژه هایی برای خود هدف ایجاد نموده اند و  اگرسیر زندگیشان را بررسی کنیم چیزی جز محرومیت نمی بینیم
دسته ی سوم:
کسانی هستند که موتور محرکشان "ارمان" است.
این دانشجویان با شخصیت دانشجویی وارد دانشگاه می شوند و با همان روحیه فارغ التحصیل می شوند.این دسته خود را درگیر محرومیت های فانی نکرده اند.
دانشجو باید پویا باشد. دانشجو بایذ از خود بپرسد که کیست؟
نه تنها دانشجو بلکه همه باید بگویند "من کیستم؟"
اگر دانشجو در خود جستجو کند و استعداد ها و ظرفیتهای خود را بررسی کند متوجه می شود که محرومیت ها نیستند که او را وادار به حرکت می کند بلکه ارمان است که او را به حرکت وا میدارد.
دانشجو باید ارمان در سر داشته باشد. جوانی که در سرش ارمان نباشد موتور متحرکش محرومیت ها می شود و تبدیل به یک موتور مدرن می گردد.
از جمله ویژگی هایی که دانشجو باید داشته باشد تا آرمان در سر خود پرورش دهد:
1-درد دین داشته باشد.
2-درد اجتماع داشته باشد.

 

 

 

دانلود صوت سخنرانی

جمعه, 15 آبان 1394

 

این برنامه با حضور حسین شمقدری، کارگردان این فیلم و دو تن از جانبازان هشت سال دفاع مقدس در تالار پیامبر اعظم(ص) دانشگاه اصفهان برگزار شد.

مستند ۳۳ سال سکوت روایت پناهنده شدن جانبازی است که برای گذراندن دوران درمان خویش به آلمان فرستاده می‌شود، اما در میانه راه به خاطر برخی بی‌مهری‌ها که اتفاق می‌افتد تصمیم به پناهنده شدن در کشور آلمان می‌گیرد.

این جانباز پس از ۳۳ سال در پاسخ به یک مستندساز ایرانی سکوت خود را می‌شکند و از درد و رنج‌هایی که در این ۳۳ سال کشیده است، می‌گوید.

در ادامه برنامه و پس از پایان پخش مستند سؤالاتی از کارگردان این مستند توسط دانشجویان پرسیده شد.

حسین شمقدری در خصوص دغدغه‌اش برای ساختن این مستند، گفت: انسان‌هایی برای این کشور از جان خود گذشتند؛ ولی پس از دفاع مقدس با کوتاهی مسئولین و برخی از مردم روبرو شدند، ما نظام جمهوری اسلامی را قبول داریم اما جایی که نظام در حال حرکت به سمت انحراف است باید جلوی آن گرفته شود.

وی در پاسخ به این سؤال که جانبازان به خاطر این‌که سهمی عایدشان نشده است پناهنده شده‌اند، بیان داشت: این برداشت بدبینانه‌ای است، کسی که از جانش گذشته است چه سهمی می‌خواسته است، احترام به این عزیزان و حفظ شأنشان توقعی بی‌جا نیست.

کارگردان مستند میراث آلبرتا درباره واکنش‌های بدنه سیاسی کشور به این مستند داشت: این مستند فقط یک‌بار در شبکه افق پخش‌شده است و بدنه سیاسی کشور تا کنون استقبال خاصی از آن نکرده است.

پس از صحبت‌های کارگردان مستند، دو تن از جانبازن دفاع مقدس، فروغی از اساتید دانشگاه اصفهان و اکبر پاکزاد به ایراد سخن پرداختند.

فروغی به ذکر خاطره‌ای از دوران دفاع مقدس بسنده کرده و اکبر پاکزاد درباره مستند فقط به ذکر این نکته پرداخت که نباید حقیقت‌های فتنه‌انگیز گفته شود و پس از آن پیرامون دوران دفاع مقدس و برخی مباحث روز سیاسی سخنانی گفت.

حسین شمقدری پیش از ساخت این مستند، مستندهای یزدان تفنگ ندارد، و دوگانه میراث آلبرتا را کارگردانی کرده بود.

در پایان مراسم سید صادق آتشی، خواننده انقلابی آهنگ «زخم گلوله» را با محتوای هشت سال دفاع مقدس اجرا کرد.

 

صفحه4 از5

آخرین اخبار

اوقات شرعی

رد پا

حالت های رنگی