جمعه, 24 آذر 1396 23:13

{jcomments on}

قانون باید در یک جامعه با ازادی معنوی همراه باشد تا ازادی اجتماعی محقق شود.

آزادی معنوی باید مبنا باشد و قانون به کمک ان بیاید  و از دلایل این ادعا میتوان به سه دلیل زیر اشاره کرد:

۱-جامعه ای ک زیاد در ان قانون باشد مریض هست

۲-فرد خودش فرهنگش را ارتقا بدهد بهتر است تا او را با قانون کنترل کنیم.

۳-اینطور دو دستاورد داریم؛فرهنگ و قانون(به این معنا که هم فرد به رشد روحی رسیده و هم جامعه )

ازادی معنوی تنها از طریق دین محقق میشود زیرا تنها  دین است که این پتانسیل را دارد.

در غرب به مقابله به مثل معتقد هستند(برای اینکه کسی ازادی تو را سلب نکند ،تو هم ازادی کسی را سلب نکن). این حرف درست است ولی نقص هایی هم دارد.

یکی از نقص های آن اینست که اگر کسی زورش بیشتر باشد، به دیگری ظلم میشود. این تئوری جایی جواب میدهد که زور افراد برابر باشد.

ازادی تفکر، آزادی عقیده و آزادی بیان، از آزادی هاییست که ذیل آزادی اجتماعی قرار میگیرند که تعاریف آن ها و دیدگاهی که درباره ی هریک از آنها موجود است، در ادامه امده است.

تعریف ازادی تفکر، نبودن مانع در فکر کردن است.

دیدگاه هایی که برای ازادی تفکر بیان شده اند براساس مفاهیمی که در هر دینی گفته شده است متفاوت است:

۱-دین اسلام: بر خلاف دین مسیحیت میگوید در همه ابعاد دین میتوان فکر کرد

۲-دین مسیحیت: یک دین ضد عقل است،میگوید حق تفکر در دین را نداری.

ازادی عقیده، دومین نوع ازادی است و در تعریف آن میتوان گفت: نبودن مانع در راستای انتخاب یک عقیده را آزادی عقیده میگویند.

در این باره نیز دیدگاه هامختلفی وجود دارد:

مکاتب غربی میگویند اری هر عقیده ای که میخواهی میتوانی داشته باشی اما مکتب اسلام میگوید: عقیده ای که مبتنی بر تفکر است را فقط قبول دارد.

و درپایان آزادی بیان، سومین نوع از انواع آزادی است که تعریع آن:نبودن مانع برای بیان عقاید خود است.

دیدگاه غربی میگوید: هر حرفی میخواهی بگو فقط دو چیز را رعایت کن :۱-امنیت جامعه۲-قانون

اما دیدگاه اسلام، ازادی بیان را قبول دارد و برای آن شرایطی میگذارد:

۱-قانون رعایت شود

۲-به کرامت انسانی لطمه وارد نشود

۳-عقیده اصلی خود را بیان کند(ان چیزی که خودت به ان رسیده ای باید بیان شود،از طرف دیگری تحمیل نشده باشد)

۴-امنیت

در ازادی بیان اشکالات و شبهاتی وجود دارد که ارتداد و جلوگیری از نشر کتب ضاله مواردی از آنهاست که هم با ازادی بیان و هم با آزادی تفکر انسان در تعارض است.

اگر تفکر ازاد است پس چرا اجازه نمیدهند  افراد تفکر اشتباهی خود را بیان کنند؟

کتب ضاله بسته به دایره بینش هر کس نسبی است.اسلام میگوید اگر کتابی به قدری تفکر انسان را منحرف کند ان کتاب حرام و ضاله است. بعضی کتاب ها هستند که ما میدانیم این را اگر بخوانند اکثریت منحرف و گمراه میشوند به این خاطر حاکم جامعه ان را فیلتر میکند.

نکته اینجاست که اسلام ازادی عقیده را قبول دارد  به معنای عدم تحمیل عقیده.

اسلام ازادی عقیده را به این معنا قبول ندارد و هر عقیده ای را به رسمیت نمی شناسد.

پایان پیام

جمعه, 24 آذر 1396 22:43

تقویت اعتقاد، اشنایی با اسلام ،ایجاد نظام فکری، دفاع از انقلاب اسلامی، آشنایی با روش پاسخ به شبهات و تولیدعلم از مواردی است که ضرورت مطالعه ی کتب شهید مطهری را برای ما آشکار میکند.

از ویژگی های کتب شهید مطهری میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- شهید مطهری منصف بودند ،درهیچکدام از کتاب هایشان با تعصب بحث نکردند

۲-کتب ایشان صحیح است در مقابل اعتقادات و انحراف در آن نیست

۳-کتب ایشان قدیمی نشده و کارامد هست

۴-عمیق و ساده هست

۵- بزرگانی چون رهبری معظم انقلاب به خواندن آن ها توصیه های بسیاری کرده اند.

در اولین کتاب از سیر مطالعاتی شهید مطهری با کتاب آزادی انسان ایشان مواجه میشویم.

نیازهای یک موجود زنده برای اینکه رشد کرده و به هدفش برسد از نظر شهید مطهری عبارتند از: ۱-تربیت۲-امنیت۳-آزادی

تعریف ازادی چیست؟نبودن مانع برای رسیدن به هدف.

اما ضرورت پرداختن به بحث ازادی را در موارد زیر میتوان جستجو کرد:

۱- تلقی های مختلف از ازادی را بدانیم چیست وآنرا نقد کنیم.

۲-پرکاربرد است

۳-سوءاستفاده هایی ک از عنوان ازادی شده است

۴-تبیین رابطه ازادی با قانون ،ولایت فقیه،حجاب و... .

در هیچ کجای دنیا ازادی مطلق وجود ندارد زیرا شرایط محیط ما را محدود کرده و توانایی های انسان هم محدود است.

در غرب میگویند انسان تا جایی آزاد است که مانع آزادی دیگران نشود والبته حرف درست است اما کامل نیست.

شهید مطهری انواع ازادی را این گونه بیان میکنند: ۱-آزادی معنوی۲-آزادی اجتماعی

ازادی اجتماعی به نبودن مانع از طرف دیگران گفته میشود.از مصادیق ان آزادی بیان،ازادی عقیده،ازادی تفکر و...

ازادی معنوی نیز به ازادی بعد عالی(فطرت ما) از بعد دانی(غریزه ما) اطلاق میشود

نکته اینجاست که بدون ازادی معنوی ،ازادی اجتماعی محقق نمیشود.

ازادی معنوی بر ازادی اجتماعی اولویت  دارد، اما چرا؟

زیرا عنصر اصلی کمال ما ،ازادی معنوی است.

اگر ازادی معنوی در انسان نباشد نمیتواند به ازادی اجتماعی برسد زیرا تا جامعه مومن و متقی نباشد نمیتوان به ازادی اجتماعی رسید.

این دو ازادی باید مکمل یکدیگر قرار گیرند.

انسان گرگ انسان است پس باید قوانین قانونگذار آنرا  کنترل کند و کسی که تقوا دارد و عادل است (ولی فقیه)ناظر ان باشد.

دور زدن قانون و عدم امکان وضع قانون در همه حوزه ها، از اشکالاتیست که در قانون دیده میشود.

در ازادی معنوی چون خداوند ناظر انسان است نمیتوان قوانین را دور زد.

آزادی معنوی و قانون باید با هم باشند.

پایان پیام

رد پا

حالت های رنگی