یکشنبه, 19 دی 1395 09:58

 

ایران به دلیل تحریم‌های آمریکا مجبور است با واسطه‌هایی کار کند که کارش را در خرید تسلیحات و وسایل نظامی، فروش نفت و مبادلات بانکی و جابجایی ارز و طلا و... راه بیاندازند. اینها تجار خطر پذیری هستند که به دلیل دستمزد‌های کلان و‌ روابط گسترده حاضر می‌شوند اصطلاحا تحریم‌ها را دور بزنند. خطری که اینها را تهدید می‌کند فقط از جانب دستگاه‌های اطلاعاتی غرب نیست بلکه از داخل ایران یعنی لو رفتن به دلیل کشمکش در سیاست داخلی هم خطراتی وجود دارد.

نمونه تاریخی که بسیار دامنه‌دار شد ماجرای «مک فارلین» است. مهدی هاشمی از اعضای بیت منتظری نامه‌هایی از منوچهر قربانی‌فر (تاجر فرش و دلال اسلحه) به دست می‌آورد و متوجه سفر مک‌فارلین برای تحویل سلاح در ازای زمینه‌سازی برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان می‌شود. او این مسئله را به روزنامه الشراع لو می‌دهد و رسوایی «ایران-کنترا» در آمریکا اتفاق می‌افتد. در ایران به دلیل جرایم قبلی مهدی هاشمی اعدام و موقعیت منتظری نیز تغییر می‌کند.

«بابک زنجانی» تاجر مورد اعتمادی بوده که ظاهرا سابقه کار کردن طولانی با نظام داشته است. اطلاعات دقیقی از این سابقه در دسترس نیست اما تصاویری از تقدیر او توسط مقاماتی مثل هاشمی و روحانی وجود دارد که این احتمال را تقویت می‌کند. وقتی تحریم‌های اوباما به مرز خفه کردن ایران رسید زنجانی از گزینه‌هایی بود که می‌توانست روزنه‌هایی برای تنفس مالی ایران پیدا کند. شروع کار با موفقیت بود اما در میانه کار او نیز لو رفت و در فهرست تحریم‌ها قرار گرفت.

پروژه اوباما تغییر نظام در ایران از طریق نارضایتی مردمی و شورش عمومی بود. او هم در انتخابات ۸۸ که شکلی از انقلاب رنگی را تحریک کرد و هم بعد از آن که زمینه تحریم گسترده ایران فراهم آمد به دنبال سقوط دولت و فروریختن نظام از درون بود. در هر دو مرحله نیز از داخل ایران همراهی قابل توجهی با او شد. در تلاطم ۸۸ شایعاتی درباره انتقال طلا بین ایران و ترکیه منتشر کردند و بعدها اسم «رضا ضراب» در کنار بابک زنجانی به عنوان واسطه دور زدن تحریم‌ها علنی شد.

نام بابک زنجانی در ایران نه به عنوان دور زدن تحریم بلکه به عنوان نماد فساد در دولت قبل مطرح شده. از نظر جناح اصلاحطلب که بدون قید به دنبال سقوط دولت بودند جرم اصلی زنجانی ممانعت از بسته شدن حلقهٔ تحریم‌های اوباما بود، جرم بعدی او که بازنگرداندن ۲ میلیارد دلار از درآمد فروش نفت بوده بین همه جناح‌ها مورد توافق است اما اصلاحطلبان با کلیدواژه‌های عوامانه مانند «بخور بخور» به دنبال تقلیل پدیده زنجانی به فساد و ادامهٔ جنجال رسانه‌ای هستند.

گویا تاجری آمریکایی به نام «کنت زانگ» مشابه کاری که زنجانی و ضراب انجام می‌دادند مرتکب شده و از طرف وزارت دادگستری آمریکا تحت تعقیب قرار گرفته. زانگ متهم است یک میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را با همکاری چند نفر دیگر از بانک‌های کره جنوبی جابجا کرده و ۱۰ تا ۱۷ میلیون دلار دستمزد گرفته است. هنوز جزئیات این مبادلات مشخص نشده اما همین خبر ممکن است ادعای رفع تحریم‌های بانکی و عملیات رسانه‌ای با نام زنجانی را با چالش مواجه می‌کند.

 

مجتبی دانشطلب

دوشنبه, 15 شهریور 1395 09:58

 

آن سوی سیاست

 

اینکه هاشمی میگه :موشک نمیخواییم،به جاش هزینه نیروی نظامی و خرج تولید علم کنید، به نمایندگی از یک تفکر خاصی صحبت میکنه که معتقد هست به این که ما کلا چیزی نمیخواییم،هرچی هست خرج عیاشی ما کنید!
تفکری که در ظاهر شاید مدرن و آزاد اندیش باشند، ولی در باطن و عمل بسیار جزم اندیش هستند!

جماعتی که تا محرم و صفر و ماه مبارک رمضان که میشه،یهو یاده فقرا و میوفتند و چشم ندارن ببینند یه کسی یک میلیون پول و دویست وعده غذای نذری پخته و به دویست نفر داده،
بعد خودشون ولنتاین که میشه یه خرس پنج میلیون تومانی میخرند برای یه دوست دخترشون که آخرش هم زن یکی دیگه میشه!

جماعتی که میگن پول و خرج ساختن ضریح و بارگاه ائمه اطهار نکنید،بدید به فقرا! بعد خودشون تو قصر هایی زندگی میکنند که فقرا که هیچ وزرا هم تو خواب نمیبینند!

جماعتی که در موسم حج و زیارت اربعین که میشه، با منطق خارج نکردن ارز کشور و کمک به اقتصاد سفر به مکه و کربلا رو میکوبند!
ولی سه روز تعطیلی پشت سر هم که میوفته، باید از فاحشه خانه های پاتایا و آنتالیا جمشون کنن!

جماعتی که بنز و بی ام و، آلمان و تکنولوژی ژاپن و کره رو که میبینند،  آب از لب و لوچه شون سرازیر میشه،  اما با شنیدن بتن ریزی در قلب رآکتور اتمی، و جمع آوری هزاران سانتریفیوژ،جوری شادی میکنند که انگار به ازای هر سانتریفیوژی که نابود شد، نفری یه پورشه به اینا میدن!

منطق این جماعت اینه!اینا معتقد به این هستند که تمام هزینه های امنیتی و اطلاعاتی و ناو و پهباد و موشک و باید خرج عیاشی کرد!
نمیدونم چرا هنوز نفهمیدند که هم باید سانتریفیوژ باشد، هم سفر زیارتی هم سفر سیاحتی هم علم، هم نیروی نظامی، هم موشک هم چرخ و فلک، هم همه چی!
همون هواپیمایی که باهاش تا تایلند میرن، هم مهماندار داره، هم موتور جت داره، هم سیستم ترمز و اتفاع حریق داره!
با بد جماعتی طرفیم!

آیا آنان که میدانند، با آنان که نمیدانند، برابرند؟

رد پا

حالت های رنگی