سه شنبه, 24 اسفند 1395 03:19

 

فقر و فلاکت در جنوب و غرب کشور بس است. دیگر نمی توان منابع مردم یک استان را از دل خاک و دریا بیرون کشید، به مرکز فرستاد و در سیستم نامنضبط افتصادی جیب سرمایه داران پایتخت نشین را چاق تر کرد و مردم صاحب منابع را در فقر جانکاه، در نا آبادانی و غیر توسعه یافتگی شهرها و روستاها، در بیکاری و آلودگی زیست محیطی نگاه  داشت.

دیگر زمان بردن نفت کچساران و گاز بوشهر و پول شدن آن به جیب خاوری ها و خروج حق مردم به کانادا و آمریکا و اروپا گذشته است. حکومت مرکزی، یکپارچگی ارضی، تجمیع قومیت ها زیر پرچم ایران تا زمانی معنی می یابد که اصل اساسی بهره مندی این استان ها و ایالت ها از منابع سرزمینی شان توسط دولت مرکزی به رسمیت شناخته شود، رشد و پیشرفت دیده شود، آماری بیکاری کاهش یابد و فقر مطلق از این سرزمین ها محو شود.

نفت و گاز سرمایه جاودان نیست. فرصت بهبود اقتصادی و رشد محدود است. در عصر آگاهی در تاریکی نگاه داشتن مردم نا ممکن است. صحبت از ثروت این سرزمین ها و حق مردم این استان ها حرف تازه ای نیست. حکمت فدرال پیش از این بارها توسط محسن رضایی عمل گرا ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری در چند دوره گذشته مطرح شده است. حرف زدن جلیلی به عنوان نماینده دولت مرکزی در استان ثروتمند کهگلیویه و بویر احمد از ثروت این سرزمین این استان نه قومیت گرایی و نه تحریک برای تجزیه طلبی است که یاد آوری یک حق فراموش شده است.

یافتن گوش شنوا و زبان به حقیقت باز شونده از میان همین دولت مردان مرکز نشین بهتر است یا شنیدن آن از زبان صدای آمریکا و صدای لندن؟ کدام یک تحریک آمیز است و کدام یک مرهمی بر دل زخم دار آن مردم؟ آن نویسنده روزنامه شرق و آن رمضان زاده و آن دیگر محکومان امنیتی 88 که آتش آشوبشان شرق و غرب کشور را شعله ور ساخته بود و دشمنان کشور را به قطعه قطعه شدن امیدوار ساخته بود چگونه و با چه آبرویی از یکپارچگی و تمامیت ارضی حرف می زنند؟

 

دکتر هاتف خالدی

چهارشنبه, 20 بهمن 1395 18:50

 



  خبرهایی در روزهای گذشته حکایت از عزم دولت برای آسان کردن بیش از پیش واردات کالا به کشور داشت. هیئت وزیران در یک تصمیم مصوب کرد که تعرفه واردات 8 کالای مهم کشاورزی کاهش چشم گیر داشته باشد.
چرا دولت در آخرین سال خود و در زمانی که همه بر ضرورت اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولید ملی تاکید می‌کنند و همه آگاه هستند که واردات کالاهای مصرفی همچون تبری است که بر پیکر تولید ملی فرود می‌آید، تصمیم به آسان کردن و ارزان کردن واردات گرفته است؟
جواب این سوال را باید در دو انگیزه مهم دولت جستجو کرد. آقای رئیس جمهور هم که سودای ریاست جمهوری دوره بعدی را در سر دارد، باید تصمیم‌هایی بگیرد که به صورت موقت جلو افزایش قیمت‌ها را بگیرد. پس یک انگیزه دولت کاملا انتخاباتی است.
انگیزه دیگر ناشی از خلاهای برجام است که دولت برای پر کردن آن مجبور است واردات را آسان کند. هرچه از زمان اجرایی شدن برجام می‌گذرد، آهسته آهسته برای نخبگان و مردم آشکار می شود که #برجام نتوانسته #تحریم‌های_بانکی را بردارد.
هنوز ایران هرچه نفت می فروشد، پولهای نفت را نمی‌تواند استفاده کند. برای همین مجبور است این پولها را که با افزایش فروش نفت هر روز بیشتر می‌شوند، در خارج از کشور نزد بانک‌های خارجی نگهداری کند.
بانک‌های خارجی هم از ترس تحریم‌های بانکی آمریکا حاضر به همکاری برای نقل و انتقال این پولها نیستند. تنها راه دسترسی ایران به این پولها خرید کالاهای مصرفی از خارج است.
در این وضعیت دولت که به دنبال آزاد شدن پول نفت است و برای کارهای جاری خود و همچنین انتخابات نیازمند پول است، باید کاری کند که تنها راه دسترسی به پول نفت تقویت شود. اینکه دولت واردات را آسان می‌کند، چون می‌خواهد با افزایش دادن واردات کالای مصرفی، پولهای نفت بیشتری را آزاد کند و به این طریق آنها را به داخل کشور منتقل کند. دولت در اینجا به واردکنندگان که نیاز به ارز دارند، حواله بانکی برای واردات می‌دهد و وارد کننده ما به ازای ریالی آن را به دولت می دهد. وارد کننده با حواله‌ای که در دست دارد، به بانک خارجی مراجعه می‌کند و چون بانک خارجی واردات کالای مصرفی مشخص را بی خطر می‌داند، تراکنش لازم را برای ایران انجام می دهد.
این #چرخه_باطل که به مرور زمان و با افزایش فروش نفت شدت می‌یابد، انگیزه‌ای مهم برای دولت یازدهم شده است که واردات را آسان کند، چون هرچه این چرخه باطل بیشتر بچرخد پول نفت بیشتری برای دولت آزاد می‌شود. اما اثر زیان بار آن تضعیف تولید ملی خواهد بود. این هم یکی از دست آوردهای برجام است.

#محمد_علی_مسعودی

یکشنبه, 19 دی 1395 09:58

 

ایران به دلیل تحریم‌های آمریکا مجبور است با واسطه‌هایی کار کند که کارش را در خرید تسلیحات و وسایل نظامی، فروش نفت و مبادلات بانکی و جابجایی ارز و طلا و... راه بیاندازند. اینها تجار خطر پذیری هستند که به دلیل دستمزد‌های کلان و‌ روابط گسترده حاضر می‌شوند اصطلاحا تحریم‌ها را دور بزنند. خطری که اینها را تهدید می‌کند فقط از جانب دستگاه‌های اطلاعاتی غرب نیست بلکه از داخل ایران یعنی لو رفتن به دلیل کشمکش در سیاست داخلی هم خطراتی وجود دارد.

نمونه تاریخی که بسیار دامنه‌دار شد ماجرای «مک فارلین» است. مهدی هاشمی از اعضای بیت منتظری نامه‌هایی از منوچهر قربانی‌فر (تاجر فرش و دلال اسلحه) به دست می‌آورد و متوجه سفر مک‌فارلین برای تحویل سلاح در ازای زمینه‌سازی برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان می‌شود. او این مسئله را به روزنامه الشراع لو می‌دهد و رسوایی «ایران-کنترا» در آمریکا اتفاق می‌افتد. در ایران به دلیل جرایم قبلی مهدی هاشمی اعدام و موقعیت منتظری نیز تغییر می‌کند.

«بابک زنجانی» تاجر مورد اعتمادی بوده که ظاهرا سابقه کار کردن طولانی با نظام داشته است. اطلاعات دقیقی از این سابقه در دسترس نیست اما تصاویری از تقدیر او توسط مقاماتی مثل هاشمی و روحانی وجود دارد که این احتمال را تقویت می‌کند. وقتی تحریم‌های اوباما به مرز خفه کردن ایران رسید زنجانی از گزینه‌هایی بود که می‌توانست روزنه‌هایی برای تنفس مالی ایران پیدا کند. شروع کار با موفقیت بود اما در میانه کار او نیز لو رفت و در فهرست تحریم‌ها قرار گرفت.

پروژه اوباما تغییر نظام در ایران از طریق نارضایتی مردمی و شورش عمومی بود. او هم در انتخابات ۸۸ که شکلی از انقلاب رنگی را تحریک کرد و هم بعد از آن که زمینه تحریم گسترده ایران فراهم آمد به دنبال سقوط دولت و فروریختن نظام از درون بود. در هر دو مرحله نیز از داخل ایران همراهی قابل توجهی با او شد. در تلاطم ۸۸ شایعاتی درباره انتقال طلا بین ایران و ترکیه منتشر کردند و بعدها اسم «رضا ضراب» در کنار بابک زنجانی به عنوان واسطه دور زدن تحریم‌ها علنی شد.

نام بابک زنجانی در ایران نه به عنوان دور زدن تحریم بلکه به عنوان نماد فساد در دولت قبل مطرح شده. از نظر جناح اصلاحطلب که بدون قید به دنبال سقوط دولت بودند جرم اصلی زنجانی ممانعت از بسته شدن حلقهٔ تحریم‌های اوباما بود، جرم بعدی او که بازنگرداندن ۲ میلیارد دلار از درآمد فروش نفت بوده بین همه جناح‌ها مورد توافق است اما اصلاحطلبان با کلیدواژه‌های عوامانه مانند «بخور بخور» به دنبال تقلیل پدیده زنجانی به فساد و ادامهٔ جنجال رسانه‌ای هستند.

گویا تاجری آمریکایی به نام «کنت زانگ» مشابه کاری که زنجانی و ضراب انجام می‌دادند مرتکب شده و از طرف وزارت دادگستری آمریکا تحت تعقیب قرار گرفته. زانگ متهم است یک میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را با همکاری چند نفر دیگر از بانک‌های کره جنوبی جابجا کرده و ۱۰ تا ۱۷ میلیون دلار دستمزد گرفته است. هنوز جزئیات این مبادلات مشخص نشده اما همین خبر ممکن است ادعای رفع تحریم‌های بانکی و عملیات رسانه‌ای با نام زنجانی را با چالش مواجه می‌کند.

 

مجتبی دانشطلب

شنبه, 13 آذر 1395 09:32

 

 

 

سال ۹۲ وقتی آقای زنگنه دچار جو گرفتگی شد و بیرون از دایره صلاحیت اش اقدام به مشق سیاست برای اهل سیاست کرد! به قد بضاعت خود خدمت شریف شان معروض داشتم:
آقای وزیر نفت! شما نفت ات را بفروش و سیاست و آداب سیاست را به اهلش بسپار!
اکنون نیز خدمت سرلشکر فیروزآبادی نیز عارضم:
سرلشکری که امروز و بعد از مصوبه تمدید ده ساله تحریم های ISA توسط سنای آمریکا ضمن هشدار به سنای آمریکا می فرمائید:
هزینه‌های نظامی نقض برجام سنگین خواهد بود ـ دردسر درست نکنید!
جناب سرلشکر!
فراموش کرده اید در فروردین ۹۴ این حضرتعالی بودید که شتابزده و هیجان زده توافق لوزان را گامی بزرگ در جهت احقاق حقوق مسلم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برشمرده و بابت اش به رهبر و ملت و رئیس جمهور و ظریف و زُمخت و کبیر و صغیر تبریک گفتنید تا جائی که رهبری مجبور شدند خدمت تان بفرمایند:
«اینکه حالا به بنده و دیگران تبریک می‌گویند، بی معنی است! همه چیز در جزئیات است، طرف مقابل بد عهد و متقلب است. ممکن است بخواهد در جزئیات، کشور ما را محصور کند»

جناب سرلشکر! بر شما نیز واجب است سیاست را به اهلش بسپارید و مشغول مشق نظام تان باشید!
سیاست را داب و آداب و ظرائف و دقائقی است که هیجان زدگی و عواطف و احساساتی شدن را برنمی تابد.

داریوش سجادی

نتیجه تصویری برای فیروزآبادی

شنبه, 13 آذر 1395 09:27

 

اگر اسم #علاءالدين براي بچه های امروز آورده شود، بی درنگ پاسخ خواهند داد ''پاساژ موبايل علاءالدين'' اما بچه های ديروز كه زمستانهای زيادی را با پارو كردن برف ها به بهار رسانده اند، علاءالدين را شعله ی آبی درخشانی می دانند كه اعضای خانواده را دور خود جمع می كرد.

نسل گذشته بخشی از گرمای زندگی (بخاری دستی علاءالدين)، چراغ های خوراك پزی و نوشيدن چای قند پهلو (سماور عالی نسب) و از همه مهم تر اقتصاد مقاومتی و خودباوری را مرهون استاد #ميرمصطفی_عالی_نسب -(١٣٨٤- ١٢٩٦ تبريز- تهران) است. او در اوج تحريم جهانی و در سال ١٣٢٩ برای استفاده از فرآورده‌های نفتی در داخل کشور و کاهش وابستگی به صادرات نفت خام، شرکت «صنایع نفت و گازسوز عالی‌نسب» را تأسیس کرد و پايه گذار #توليد_ملی پس از ملی شدن صنعت نفت بود.

اين اقدام ارزنده، #محمد_مصدق را بر آن داشت كه دستور دهد تا دو عدد از سمارهای عالی نسب را به صورت نمادین در مدخل کاخ نخست وزیری (کاخ گلستان فعلی) نصب شود.

روایت شده است که #مصدق یک نمونه از این سماور را در دفتر کار خود قرار داده بود و برای مهمانانش از آن چای می ریخت. #كيومرث_صابری_فومنی ( #گل_آقا ) ميگفت: هروقت عالی نسب را می بينم ياد عرفای قرن ٥ و ٦ می افتم.

با اينكه تاجری بزرگ بود پس از مطالعات دينی و اقتصادی تصميم گرفت برای ارتقای توليد ملی، كارت بازرگانی خود را تمديد نكند و آنقدر مورد تاييد علمای دينی بود كه یک بار آیت‌الله میلانی فتوای خود در مورد سرقفلی و سفته را پس از شنيدن نظرات عالی‌نسب تغییر داده و در جواب او سه بار گفته بود ''محظوظ شدم''.

علامه #محمدرضا_حكيمی تعريف می كند: برای ما جالب بود که ایشان سر سال به جای اینکه #خمس بدهند، خمس را برمی‌داشتند و بقیه را می‌دادند.

وی نسبت به #قالی_دستباف خیلی حساسیت نشان می‌داد و از آن با عنوان #مال‌التجاره‌ای_ضدانسانی یاد می‌کرد، می‌گفت: «یک فرش دستباف ظریف، وقتی کارش تمام می‌شود و آخرین گره‌هایش توسط دست یک #قالیباف زحمتکش زده می‌شود، از زیر چنین دستی که بیرون رفت، زیر پای اعیان و اشراف و آقاپسرها و دخترخانم‌های لوکس و مشکل‌پسند می رود. اين اتفاق همواره او را آزار می داد!

امكان پرداختن به زوايای بی شمار، گرمابخش و خدمات بی بديل آن استاد عاليقدر، در #اقتصاد كشور، جنگ، كمك به محرومان و... در اين يادداشت ميسر نبود.

عالي نسب های امروز كجاييد؟!
بشتابيد!!

یکشنبه, 07 آذر 1395 10:17

 

مصطفي تاج زاده در يادداشتي به آقاي زنگنه و دولت روحاني مباهات كرده كه توليد نفت به ٤ ميليون بشكه رسيده و از منتقدان برجام سوال كرده چرا ساكتند؟
ما البته ساكت نبوده ايم اما ظاهرا آنچه گفته شده به گوش تاج زاده نرسيده. من از ايشان چند سوال مي پرسم و اميدوارم اگر پاسخ اين سوال ها را يافت، صادقانه آنها را با مخاطبانش در ميان بگذارد.
١-مشكل ما در زمان تحريم توليد نفت بود يا فروش نفت؟
٢- حالا كه توليد ٤ ميليون بشكه شده، به نسبت دوره تحريم چند كشور به خريداران نفت ايران اضافه شده است؟
٣- پول نفتي كه ميفروشيم به ايران مي آيد يا در بانكهاي كشورهاي خريدار نفت بلوكه ميشود؟
٤- اگر دولت بخواهد پولي را در خارج از كشورهاي خريدار نفت هزينه كند، اين كار را از چه مسيري و با چند درصد كارمزد انجام مي دهد و از اين حيث وضع نسبت به دوره تحريم بدتر شده يا بهتر؟
٥- چرا وزارت نفت اكنون در حوزه هاي مختلف به "تهاتر" روي آورده است؟
الباقي سوال ها بماند براي وقتي كه آقاي تاج زاده جواب همين ها را پيدا كرد.
منتظر مي مانيم.

مهدی محمدی

رد پا

حالت های رنگی