سه شنبه, 17 اسفند 1395 22:52


بعد از به قدرت رسیدن خلفا اولین بروز رسمی نگاه سرمایه داری در زمان خلیفه دوم رقم خورد، آن هم در شیوه تقسیم بیت المال.
 «دیوان عطا» که مسئولیت توزیع غنایم و بیت المال را بر عهده داشت نخستین بار در عهد خلافت عمر تأسیس شد و بنا به دستور خلیفه حقوق مسلمانان را- خلاف زمان پیامبر(ص) که همه مردم در گرفتن حقوق از بیت المال برابر بودند- به ترتیب قبایل و بر حسب قرابت به پیامبر(ص) و سبقت در اسلام تعیین نمود.

این اقدام سبب تحولات بنیادی در حکوت اسلامی و #انقلاب_پیامبر گردید و بذری را پاشید که هنوز گریبان اسلام را رها نکرده است.

با این اقدام خلیفه دوم، طبقه جدیدی در نظام اجتماعی سیاسی مسلمین به وجود آمد که قسمت اعظم دارایی ها و درآمدهای حکومت را به خود اختصاص دادند و این طبقه چیزی جز طبقه خواص انقلاب نبود.
 این طبقه که طبقه حاکمان و مسئولین حکومت اسلامی را تشکیل می دادند، بیشترین سهم و حقوق از #بیت_المال و غنائم را به بهانه نزدیکی به پیامبر(ص) می برد. چنان که حتی میان زنان پیامبر(ص) هم در گرفتن حقوق از بیت المال تفاوت نهاده شد.

 در زمان عمر فتوحات بزرگی در ایران و روم و آفریقا و ... رخ داد که باعث سرازیر شدن غنایم و ثروت افسانه ای به حجاز گردید و طبق قانون دیوان عطا، صحابه بیشترین سهم را از این فتوحات کسب کردند و #مردم و #توده ها تقریبا از این درآمدها بی بهره بودند و در #فقر و #بدبختی روزگار می گذراندند.

وقتی خلافت به عثمان رسید، نظام سرمایه داری در اسلام تناور شده و ریشه دواند.
مردم با چشم خودشان می دیدند که صحابه و قریش از قدرت و نفوذ سیاسی بالایی در حکومت و اجتماع برخوردار گشته اند و با استفاده از این قدرت و ثروت اموالشان را تا صدها برابر افزایش می دادند.

 چنین شد که #مسابقه_رفاه بین مسؤولین درجه اول حکومت کلید خورد و فضیلت اشخاص به مقدار دارایی های آنان سنجیده می شد.

ثروت افسانه ای صحابه و قریش موجب گستاخی فرزندان آنان شد. فرزندان صحابه به شیوه پدر شروع به خرید و فروش ملک و باغات نمودند و برای کسب ثروت از هر راهی وارد می شدند. طبری در این باب می نویسد:

«(با انبوه ثروت در دست خواص) برای اولین بار در شهر رسول خدا (ص) مظاهری از تفریحات ثروتمندانه از قبیل کبوتر بازی، تفک اندازی و بدمستی و خوشگذرانی در کنار قصرها و خانه های مجلل سر بر آورد.

فرزندان یا آقازادگان صحابه آنچنان به ترویج فساد در اسلام دست یازیدند که مردم بسیار عاصی گردیده و شکایات بسیاری از سوی آنان راهی دارالخلافه شد، شکایاتی که به علت نفوذ بالای آقازادگان در دستگاه حکومتی و قضایی راه به جایی نبردند و مقدمه خشم مردمی را فراهم می آورد که کمر به قتل عثمان بستند.

مردم و توده های خسته از ظلم و بی عدالتی گرداگرد عدالت علی(ع) زانو زدند و خلافت را به او واگذار کردند. همان علی(ع) که در روز دوم خلافت بر منبر رفت و گفت:

«اگر بیت المال درکابین زنانتان رفته باشد یا گوشواره گوش آنان علی آن را پس خواهد گرفت»

سیاست اقتصادی علی انحلال دیوان عطای خلیفه دوم و توزیع بیت المال به نحو مساوی، برگرداندن ثروت های ناحق صحابه به بیت المال بود، سیاستی که از همان روز اول شکست آن واضح بود.


صحابه که سالهای سال با چنان نظام #سرمایه_داری و تبعیض آلودی خو گرفته بودند، در برابر امام مقاومت کرده به حدی که سه جنگ داخلی را علیه ایشان به راه انداختند.

تلاش های علی(ع) دراصلاح امور اقتصادی و برگرداندن دین در جایگاه اصیل و انسجام سپاه خود در مقابل اشراف قریش نتیجه مطلوبی نداشت.

واقعه حکمیت و شهادت حضرت امیر(ع) باعث قدرت گرفتن هرچه بیشتر معاویه که خود را امیرالمومنین می خواند گردید. او که با سیاست اقتصادی خویش و وعده طلا توانست صلح را به امام حسن (ع) تحمیل کند، پس از مدتی قدرت بلا منازع جهان اسلام گردید و در سطح گسترده تر از پیش شروع به ترویج نظام سرمایه داری در اسلام نمود. و شاید در یک کلام باید گفت #انقلاب به طور رسمی به دست #نااهلان و #نامحرمان افتاد.

حکومت معاویه و بعد از آن یزید با اسلام چنان کرده بود که مردم و خواص از نقض قوانین اسلام در جامعه ابایی نداشتند.
 شرابخواری، روسپیگری، حیوان بازی و ...شیوع یافت و زمزمه کفر و بت پرستی به گوش رسید.

و چنین شد که حسین ابن علی(ع) برای احیای #امر_به_معروف و #نهی_از_منکر و فسادی که ریشه در نظام سرمایه داری و تبعیض در #حقوق_دریافتی حاکمان داشت به #قیام برخاست.
 و چنین شد که در کربلا فرمود:

«آیا می دانید چرا سخن های مرا به گوش جان نمی شنوید؟ برای این است که لقمه حرام بیت المال زیر پوستتان جمع شده است.

#سلمان_کدیور

یکشنبه, 17 بهمن 1395 18:57

 

 

از قول وزیر بهداشت نقل شده که خطاب به مردم گفته:
«مردم ایران همسایه افغانستان هستند و نه سوئیس و باید با درک وضعیت کشور و توجه به داشته‌هایشان از دولتمردان انتظار داشته باشند»!

نمی دانم چرا وقتی نوبت پاسخگویی می شود،مردم باید با مردم افغانستان مقایسه شوند و سطح توقعشان را پایین بیاورند ولی وقت  نوبت حقوق و ثروت مدیران دولتی می شود،با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نیستند!؟

چطور در همسایگی افغانستان، وزیر هزار میلیاردی در کابینه داریم و مثل شاهان و ثروت آفرینان زندگی و ادا دارند!؟

 چطور در همسایگی افغانستان،وزیرانی داریم که ثروتشان به اندازه ثروت کل مردم سیستان و بلوچستان است!؟ 

چطور در همسایگی افغانستان،دختران و پسران و حتی همسر(ان) بعضی مقامات در اروپا و آمریکا زندگی و تحصیل می کنند!؟

 چطور در همسایگی افغانستان،مقامات دولت چنان در ناز و نعمتند که از هیچ مشکل مردم خبری ندارند!؟

 اینکه به گفته یک مقام ارشد اتاق بازرگانی،در همسایگی افغانستان«هر وزیری در کنار خودش یک مافیای مخصوص دارد و همه پروژه های مهم اقتصادی را از چنگ بخش خصوصی در میاورد» عادی است!؟

راستی آقای وزیر! در دولت تدبیر و امید افغانستان هم در کمتر از سه سال 16 هزار میلیارد تومان از صندوق ذخیره معلمانش دزیده می شود!؟

در افغانستان هم با طرح های خلق الساعه ای مثل «طرح تحول نظام سلامت»هزاران میلیارد تومان بودجه به مجاری خاص می رود و دریافتی نور چشمی ها چند ص میلیونی و بیشتر از اینها می شود!؟

 هروقت مثل یک افغانستانی معمولی زندگی کردید، همسایگی با افغانستان را به رخ مردم بکشید.

@H_shamsian

دوشنبه, 11 بهمن 1395 10:50

 

 

#امام_علی ع در نامه_53 در عبارتی بسیار موجز هشت ویژگی رانت خواران را به این ترتیب بیان فرموده‌اند؛
هیچ شهروندی به اندازه آنها برای #حکومت "#پرهزینه و پر#دردسر" نیست (أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِي مَئُونَةً)
در هنگام #احتیاج (#جنگ، بلایای طبیعی و ...) "کمترین کمک" را به حکومت می‌رسانند (أَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِي الْبَلَاءِ
از #عدالت و #انصاف حکومتی، "بیشترین #گلایه و #نارضایتی" را دارند (أَكْرَهَ لِلْإِنْصَافِ)
#پرتقاضاترین و #پرتوقع‌ترین" #مردم هستند(أَسْأَلَ بِالْإِلْحَاف)
تقاضاها و توقعاتشان را با #اصرار و #پافشاری شدیدی پیگیری می کنند (أَسْأَلَ بِالْإِلْحَاف)
"کمترین #تشکر" و #قدردانی را از حکومت دارند و همیشه می‌گویند حکومت برای ما چه کرده (أَقَلَّ شُكْراً عِنْدَ الْإِعْطَاء)
اگر حکومت عذری از #خدمت رسانی داشته باشد و در نتیجه سیاست_انقباضی اتخاذ کند، "کمترین عذرپذیری" را دارند (أَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ)
در زمان نزول #بلا "#کم‌طاقت‌ترین" مردم هستند (أَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْر)
.
#معین_ثائر

دوشنبه, 11 بهمن 1395 10:44

 

صادق فرامرزی

«سکانس اول»

1-در کسری از ثانیه بلندترین ساختمان باقیمانده از تهران قدیم فروریخت، فروریختنش فاجعه بود اما چندان به چشم نمی آمد،فاجعه ای بزرگتر در میان آن فاجعه نهفته بود:دهها آتش نشان لحظه سقوط ساختمان را درون ساختمان گذرانده بودند...پلاسکو تبدیل به حرف اول همه مردم شد تا"یک حس غم،حدودی اعتراض به انضمام دهها سوال بی جواب"بیانگر حال مردم باشد،چه چیز بهتر از این برای بازی سیاسی؟قالیباف باید استعفا بدهد،این را هشتگ ها میگفتند و مردم هم خواهی نخواهی صدی پنجاهشان قبول کردند.شهردار تهران متهم ردیف اول بود که با عدم پلمب این ساختمان قدیمی مانع از آتش سوزی آن و از دست رفتن جان آتشنشانان نشده است.فضا در همان چند ساعت اول به قدری سنگین شد تا شهرداری به فکری برای پاسخگویی فرو رود!
2-پاسخ پیدا شده بود.شهردار تهران دو و نیم سال قبل از این فاجعه در جمع شورای شهری ها گفته بود که پلاسکو ناامن است،اگر روزی آتش بگیرد غیرقابل مهار است منتها اگر همین فردا هم پلمب شود ترکشش کمتر از خود آتش سوزی نیست.هستند رسانه هایی که بگویند "شهرداری چوب لای چرخ دولت کرده برای گسترش نارضایتی"..."شهرداری کسبه و کارگر جماعت را از نان خوری انداخته است" و دهها جرم دیگر!حق بدهید مخاطب باید همذات پنداری می کرد با این فیلم اما خب حق هم داشت نکند.
3-شهردار تهران حالا بیش از یک هفته است که در افکار عمومی محاکمه میشود،کیفرخواستش را هم همانها میخوانند که اگر شهردار تهران همان دوسال پیش پلاسکو را پلمب می کرد به شکل دیگر محاکمه اش می کردند اما چه میشود کرد؟مردم از خود سوال می کنند جان آتش نشان و اموال کسبه که هردو با هم سوخت مهم تر است یا تیتر مخالفان غرض ورز؟مردم اگر عاقل باشند(که نشان دادند هستند)میگویند اولی،خب واقعا هم گفتند اولی!

«سکانس دوم»

1-فریدون را همه میشناسند،نه چون برادر رییس جمهور هست که هست،نه چون نماینده روحانی در همه امور است که است،چون نمیخواسته در سایه باشد،آنقدر آفتابی بوده که از افتتاح یک سیستم آبیاری تا مذاکرات هسته ای در وین هرجا دولتمردی جلوی دوربینی ظاهر بوده خودش را در قاب تلویزیون جا کرده تا بگوید رییس جمهور به چشمان هیچکس اندازه برادرش اعتماد ندارد.
2-در حاشیه بگوییم که چندماهیست نام او علاوه بر صرافی تاسیسی اش به هنگام تحریم با چند پرونده فساداقتصادی گره خورده...شاید تا هفته پیش فقط یک گمان خاله زنکی بود اما هفته پیش سخنگوی قوه قضاییه نقشش در فساد میلیاردی «ر.د» را «مشهود» دانست.
3-از این زاویه نگاه کنید که سه و اندی ماه بیش تا انتخابات باقی نمانده است،چه کسی میتواند انکار کند نقش محاکمه برادر رییس جمهور را در تصمیم مردم برای نگارش نام کاندیدا مورد نظر خود در تعرفه رای؟دو راه پیش روست:محاکمه پیش از انتخابات که طبیعتا قوه قضاییه را متهم میکند به دخالت در انتخابات و فعالیت سیاسی...محاکمه فریدون در یک یا پنج سال آینده(بسته به اتمام ریاست برادرش بر قوه مجریه)یعنی چیزی شبیه محاکمه معاون اول دولت قبل که از قضا دست قوه قضاییه را باز میگذارد تا در فضایی آرام و غیرسیاسی به پرونده برادر رییس جمهوری که آن موقع "سابق" خطاب میشود رسیدگی کند...حقا که شیوه دوم دامن قوه قضاییه را پاک نگه میدارد از انگ فعالیت سیاسی قوه "مستقل" قضاییه البته با یک تبصره کوچک و آن اثبات اینکه هرکس به رییس جمهور منصوب یا منسوب باشد تا پایان دوره ریاست شخص رییس از مصونیت قضایی برخودار است.

«سکانس سوم»

1-قوه قضاییه امروز در همان جایی ایستاده که دو سال و نه ماه قبل شهرداری تهران ایستاده بود...میتواند به خیال خود تدبیر کند تا بنا به مصلحتی که شانتاژ رسانه ها به او تحمیل می کنند از قید پلمب فریدون(به مثابه همان پلاسکو)بگذرد به آن شرط که دیگر مورد فشار و هجمه ای قرار نگیرد(که اگر پلاسکو پلمب میشد شهردار تهران متهم بود به چوب لای چرخ دولت کردن و اگر فریدون محاکمه شود قوه قضاییه متهم است به نقش آفرینی انتخاباتی علیه دیگر قوه)...میتواند هم با محاکمه فریدون مانع از یک آتش سوزی عظیم تر از پیدا شدن مصونیت قضایی نزدیکان رییس جمهور شود.
2-اگر انتخاب قوه قضاییه روش دوم باشد(که امید است نباشد)سرانجام رییس این قوه همان است که سرنوشت شهردار شد؛روزی رییس محترم قوه توسط آنها بابت محاکمه نکردن فریدون مورد ملامت قرار میگیرد که امروز ممکن است از ترس شانتاژ مطبوعاتیشان محاکمه را به پساانتخابات موکول کند...و اگر انتخاب عدلخانه روش اول باشد پایانی گذاشته بر دوگانه مرگبار حقیقت-مصلحت و به قیام برخاسته علیه گزاره قدیمی"محاکمه مدیران نظام مردم را به نظام بدبین می کند" و گوش سپرده بر کلام ماندگار شریعتی که:هیچ مصلحتی بالاتر از حقیقت نیست...!

یکشنبه, 19 دی 1395 09:58

 

ایران به دلیل تحریم‌های آمریکا مجبور است با واسطه‌هایی کار کند که کارش را در خرید تسلیحات و وسایل نظامی، فروش نفت و مبادلات بانکی و جابجایی ارز و طلا و... راه بیاندازند. اینها تجار خطر پذیری هستند که به دلیل دستمزد‌های کلان و‌ روابط گسترده حاضر می‌شوند اصطلاحا تحریم‌ها را دور بزنند. خطری که اینها را تهدید می‌کند فقط از جانب دستگاه‌های اطلاعاتی غرب نیست بلکه از داخل ایران یعنی لو رفتن به دلیل کشمکش در سیاست داخلی هم خطراتی وجود دارد.

نمونه تاریخی که بسیار دامنه‌دار شد ماجرای «مک فارلین» است. مهدی هاشمی از اعضای بیت منتظری نامه‌هایی از منوچهر قربانی‌فر (تاجر فرش و دلال اسلحه) به دست می‌آورد و متوجه سفر مک‌فارلین برای تحویل سلاح در ازای زمینه‌سازی برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان می‌شود. او این مسئله را به روزنامه الشراع لو می‌دهد و رسوایی «ایران-کنترا» در آمریکا اتفاق می‌افتد. در ایران به دلیل جرایم قبلی مهدی هاشمی اعدام و موقعیت منتظری نیز تغییر می‌کند.

«بابک زنجانی» تاجر مورد اعتمادی بوده که ظاهرا سابقه کار کردن طولانی با نظام داشته است. اطلاعات دقیقی از این سابقه در دسترس نیست اما تصاویری از تقدیر او توسط مقاماتی مثل هاشمی و روحانی وجود دارد که این احتمال را تقویت می‌کند. وقتی تحریم‌های اوباما به مرز خفه کردن ایران رسید زنجانی از گزینه‌هایی بود که می‌توانست روزنه‌هایی برای تنفس مالی ایران پیدا کند. شروع کار با موفقیت بود اما در میانه کار او نیز لو رفت و در فهرست تحریم‌ها قرار گرفت.

پروژه اوباما تغییر نظام در ایران از طریق نارضایتی مردمی و شورش عمومی بود. او هم در انتخابات ۸۸ که شکلی از انقلاب رنگی را تحریک کرد و هم بعد از آن که زمینه تحریم گسترده ایران فراهم آمد به دنبال سقوط دولت و فروریختن نظام از درون بود. در هر دو مرحله نیز از داخل ایران همراهی قابل توجهی با او شد. در تلاطم ۸۸ شایعاتی درباره انتقال طلا بین ایران و ترکیه منتشر کردند و بعدها اسم «رضا ضراب» در کنار بابک زنجانی به عنوان واسطه دور زدن تحریم‌ها علنی شد.

نام بابک زنجانی در ایران نه به عنوان دور زدن تحریم بلکه به عنوان نماد فساد در دولت قبل مطرح شده. از نظر جناح اصلاحطلب که بدون قید به دنبال سقوط دولت بودند جرم اصلی زنجانی ممانعت از بسته شدن حلقهٔ تحریم‌های اوباما بود، جرم بعدی او که بازنگرداندن ۲ میلیارد دلار از درآمد فروش نفت بوده بین همه جناح‌ها مورد توافق است اما اصلاحطلبان با کلیدواژه‌های عوامانه مانند «بخور بخور» به دنبال تقلیل پدیده زنجانی به فساد و ادامهٔ جنجال رسانه‌ای هستند.

گویا تاجری آمریکایی به نام «کنت زانگ» مشابه کاری که زنجانی و ضراب انجام می‌دادند مرتکب شده و از طرف وزارت دادگستری آمریکا تحت تعقیب قرار گرفته. زانگ متهم است یک میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را با همکاری چند نفر دیگر از بانک‌های کره جنوبی جابجا کرده و ۱۰ تا ۱۷ میلیون دلار دستمزد گرفته است. هنوز جزئیات این مبادلات مشخص نشده اما همین خبر ممکن است ادعای رفع تحریم‌های بانکی و عملیات رسانه‌ای با نام زنجانی را با چالش مواجه می‌کند.

 

مجتبی دانشطلب

جمعه, 17 دی 1395 08:35

 

ظریفی به طعنه پرسیده: تفاوت حقوق های نجومی با املاک نجومی چیست؟
طعنی که مسموع است اما مقبول نیست!
تفاوت این دو بازگشت به «ماهیت متفاوت» این دو دارد.
حقوق های نجومی «تَخَلُق» است و املاک نجومی «تَخَلُف»!
مبنای اولی تَخَلُقی است به اشرافیگری و تفرعن و خود خاص بینی و حق ویژه طلبی و زیاده خواهی و نوکیسگی و منشاء  دومی مبتدای تخلفی است خاصه خرجانه و قانون شکنانه!
حقوق های نجومی تَخَلُقی است متفرعنانه که بایسته فساد است و املاک نجومی تَخَلُفی است قانون شکنانه که شایسته عِقاب است!

داریوش سجادی

دوشنبه, 22 آذر 1395 13:21

 

 

 

در آستانه انتخابات مجلس بود که زاکانی  نماینده وقت مجلس، پرده از #شبکه فساد مالی حسین #فریدون برداشت. او گفته بود: «دو بدهکار بانکی به نام‌های «مالامیر» و «دانیال زاده» با رانت حسین فریدون، برای بانک ملت،  400 میلیون درهم وارد کشور کرده، از طریق صرافی ها تبدیل نموده اند و سپس با کارمزد صفر درصد از خود بانک ملت گرفته، در خود بانک ملت سرمایه‌گذاری کردند و سالانه 24 درصد سود گرفتند».

سلسله افشاگری‌های او در این باره بجای اینکه منجر به #برکناری و استیضاح رئیس جمهور شود، برعکس منجر به #شکایت این افراد از زاکانی به جرم افشای حقایق فسادهای مالی آنها شد.
زاکانی امروز 21 آذر با شکایت وزارت اطلاعات، معاونت حقوقی ریاست جمهوری، حسین فریدون و رسول دانیال زاده به دادگاه کشانده شد. اما با رای قاطع دادگاه بر اساس مستنداتش، #تبرئه شد!

حال باید از رئیس جمهور پرسید: آیا وقت آن نرسیده سرمنشا شبکه فساد سازمان یافته در دولت خود یعنی برادرتان را برکنار کنید؟ و دامن خود را از فساد اطرافیان پاک کنید؟!
 باید از نمایندگان مجلس پرسید: آیا وقت آن نرسیده که بجای اذن واردات #فیلم و #کالا از کره جنوبی، کمی هم #فرهنگ مبارزه با فسادشان را وارد کشور کنید؟! رئیس جمهور کره جنوبی همین چند روز پیش بدلیل تخلف مالی دوست قدیمی اش استیضاح و برکنار شد تا کل کشور سالم بماند و فساد از در و دیوار مملکتشان نریزد!
باید از برخی نمایندگان هوچی گر هم پرسید، راستی مگر زاکانی نماینده مجلس نبود؟! چرا بخاطر افشای حقیقت ( و نه دروغ) دادگاهی اش کردید و هیچ کس هم شب دادگاه درب منزل این مرد شجاع و حقگو و حقجو، معرکه نگرفت و سوپرمن بازی درنیاورد؟!
 بعضی وقتها تعارف ها را هم باید کنار گذاشت. دوست دارم از اکثریت مردم تهران هم بی تعارف بپرسم، آیا لیاقت ما #لیست و مجلسی بود که از آن دختر #صفدر و #پدرش  دربیاید، یا یک مبارز واقعی با فساد؟! کدامیک لیاقت و حق ما بود واقعا؟!

محمد عبدالهی

رد پا

حالت های رنگی