سه شنبه, 22 فروردين 1396 20:38



سر درد یکی از لطفهای خداست.  وقت خواب ذهن ادم به شدت مشوش می شود. ذهن مشوش خوب است اگر به اندازه اش باشد. ساختار منظم دروغ را همین حقیقت یابی سیال است که می تواند خراب کند.

از بیرون امدن گزارش فاجعه پلاسکو ذهنم رفت تا روزهایی که تلویزیون فروریختن اش را روی صدبار پخش میکرد. بعد همینطور با خودم می گفتم این برج یک قلوی ایران بود که هواپیمای هم افزایی اسیبها خودش را به ان زد. یاد برج های دوقلوی  امریکا می افتم و باز میروم تا علت شهید نامیده شدن اتش نشانان شهید!.
 
سرم درد می کند
نه این فقط ساختار نبود که دوست داشت با شهید نامیدن ایشان ته معرکه را با صلواتی ختم کند. خودمان هم دوست داشتیم!. شاید دیگر حوصله محاکمه و پیدا کردن مقصر را نداشتیم!. اصلا هیچ کس خبر دار شد مدیران برای رسیدن به محل حبس اتش نشانان حتی نقشه ساختمان پلاسکو را نداشتند؟ کسی فهمید که ما از شرکت پیمانکار امریکایی که اسکلت ساختمان را جوش داده بود خواستیم نقشه ها /خودش را برای ما بفرستد تا از روی نقشه امریکایی نقشه نقب خودمان را پیدا کنیم؟

سرم درد می کند.
یاد هفته هنر متعهد و این جور مزخرفات که به بهانه شهادت سید مرتضی اوینی  اغاز شده میافتم!. یاد پلاسکو و برجهای دو قلو و یاد اتش نشانان در گیر در واقعه یازده سپتامبر!. یاد مایکل مور مستند ساز شهیر امریکایی که یک جو شرفش می ارزد به به هزار همچو من.  یادم میاید که برای درمان اتش نشان های مصدوم چه کارها که نکرد!. چقدر تصاویر عجیبی بود . اتش نشان ها را برداشت و برد در مقابل زندان گوانتانامو  و با بلند گو دستی فریاد زنان خواست تا در زندان را باز کنند و انها را در بیمارستان تخصصی که در این زندان وجود دارد درمان کنند!.  صدای بلند گوهای زندان به اسمان بلند شد که از محوطه دور شوید و این اخطار به شماست و ...

یاد خودم می افتم و یاد کشور!. یاد این بچه حزب اللهی هایی که اندازه سیگارت نم کشیده هم صدا ازشان بلند نمی شود! یاد منصور نظری که در زندان است و ما به اندازه نیم کیلو از چربی های شکم مایکل مور هم نبودیم که در مقابل زندان شهر کرد و نه گوانتانامو و با بلند گو کاغذی و نه برقی  تجمعی کنیم و خواستار ازادی اش بشویم!

یاد هنر متعهد و این هفته مسخره رانتی و بنرهای حوزه هنری شاید به یاد مایکل مور باید در این هوای ابری در پارک لاله قدمی بزنم و ضمن کشیدن سیگاری فاتحه ای برای روح ملکوتی اقا مرتضی بخوانم و  برای ازادی منصور نظری دعا کنم.
اما قبلش باید نوافن ام را پیدا کنم

قرصهایم کو؟
چه کسی بود صدا زد یاسر؟

#یاسر_عرب
@RESANEYE_MA
@hamsayegi_shiraz
پ.ن: غلط های املایی یا  انشایی این نوشته را نادیده بگیرید

یکشنبه, 03 بهمن 1395 08:56

 

 این واقعه خودش آنقدر دردناک بود که نباید بهانه کشمکش حزبی میشد ...

 اماچه کنیم که نزدیک #انتخابات است و همه چیز سیاسی میشود!؟!

 عده ای شهردار را مقصر دانستند ، عده ای رییس جمهور را !
.
 بعضی هم خواستند جلوی سیاسی شدنش را بگیرند و هشتگی ساختند به نام #لاشخور_ها ...
نیتشان خیر است اما:


1 - از نظر شرعی ما نمیتوانیم به طرفدار حزب دیگر که به اشتباه این قضیه را انتخاباتی کرده ، توهین کنیم .

2 - چقدر با این توهینها جلوی این کار گرفته میشود؟

3 - فرضا جلویش گرفته شد، اما به چه قیمتی؟ هیچ بعید نیست که مثلا فردا عده ای دیگر به ما بگویند ، نمیفهمید و هشتگ درست کنند : #حمار_ها  و با  این رویه ، کشور به چه سمتی میرود؟

4 - ادب در پوست و گوشت انسانها اثر میکند ، اگر زمینه هدایتی هم فراهم شود با بی ادبی از بین خواهد رفت ...
.
.
 واقعیت این است که من نمیدانم مبدع این نوع هشتگها چه افرادی هستند؟ ...
مثلادر همین ایام به آنهایی که با پلاسکو سلفی گرفتند میگفتند #گوسفندها !!!

 آیا الان دیگر #فرهنگسازی شد؟ یعنی برای فرهنگ سازی نیاز داشتیم به یک مشت فحش روی تصویر فرد مورد نظر؟ که هم توهین است و هم تعییر و هم آبرو بردن و هم مفاسد دیگر دارد... فقط بدحجابی و روزه خواری حرام نیست !

سید مهدی صدرالسادات

 

جمعه, 01 بهمن 1395 17:38

 

من برای فصل اول و دوم آتش‌نشانی تقریبا ۱۶ ماه کنار اینها بودم. فرمانده‌هان ایستگاه تو ساعتای بیکاری نیروهاشون رو تمرین می‌دن تا آمادگی بدنی داشته‌باشن. مثلا با نردبان از ساختمان ایستگاه می‌رن بالا و از پشت بوم می‌پرن روی تشک بادی کف حیاط ایستگاه. من یه بار امتحان کردم. وقتی می‌رسی بالای پشت بوم، تشک به اون گندگی به نظرت قد یه دفتر ۴۰ برگ میاد. آخرش یکیشون بی‌هوا منو از کمر گرفت با هم پریدیم پایین وگرنه که من باز با نردبان برگشته‌بودم. ‌اکثر آتش‌نشانها از طبقات فرودست جامعه‌ن، چون کمتر آریایی حاضر به انجام همچین کار سختیه. باید دو سه بار عملیات برید، یا یه بار لباس اینا رو بپوشید و از پله‌های یک ساختمون ۱۴ طبقه بالا برید تا سختی کار اینها رو بفهمید. با خیال راحت و اطمینان می‌گم که آتش‌نشانها از معدود اصناف ایرانن که واقعا ساعت کارشون رو پر می‌کنن. اکثرا این رو نمی‌دونن اما از لحظه‌ی زدن زنگ خطر تا خروج نیروها از ایستگاه حدود ۴۰ ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه، یا حداقل من بیشتر از اینو ندیدم. فرقی هم نمی‌کنه عملیات نجات گربه از بالای درخت باشه یا آتیش‌سوزی پلاسکو. بخش زیادی از تعریف و توجیه عملیات توی ماشین انجام می‌شه. من خودم شاهد بودم که گروه سیاه و روغنی از عملیات برگشتن و رفتن حموم. نیم ساعت بعد که زنگ زدن نفر آخر لخت و خیس از میله اومد پایین و بدون جوراب و لباس زیر لباسای عملیات رو تنش کرد و دوید سمت ماشین در حال حرکت. هر آتش‌نشانی می‌دونه اگه ظرف ۸ دقیقه خودشو به محل حریق نرسونه، عملا همه چی از دست رفته‌ست و اگر وسعت محل و میزان مواد سوختنی بالا باشه با عملیات ترسناکی مثل ساختمون پلاسکو روبرو می‌شه. آتش‌نشانهای ما هیچ وقت به موقع نمی‌رسن. اگه به ترافیک نخورن، حتما جایی یک آریایی ورود ممنوع میاد، یا هم‌میهن عزیز دیگه‌ای دوبله پارک کرده رفته خامه عسلی بخره که با بر و بچ اداره بزنن به بدن و همه‌ی اینا قبل از اونهاییه که جمع شدن برای صفحه اینستاگرامشون فیلم بگیرن. اگر فکر می‌کنید آژیر موثره، سخت در اشتباهید. طبق آیین‌نامه هر راننده با شنیدن صدای آژیر باید به راست بره، توقف کنه و تا زمانی که ماشین امداد در دیدرسشه، شروع به حرکت نکنه. اینجا آریایی محترم یه نیش‌ترمز می‌زنه و بلافاصله می‌چسبونه به سپر ماشین امداد و چون اون ماشین گنده دیدش رو مختل می‌کنه، انتظار ترمز ناگهانیشو نداره و بارها همین بچه زرنگهای آریایی با تصادف مانع رسیدن به موقع مامورین شدن. بعد از گذر از همه‌ی اینها، وقتی می‌رسن به محل با ماشینی روبرو می‌شن که جلو یا روی شیر آتش‌نشانی پارک کرده. دسته‌جمعی دست می‌کنن زیر ماشین و جابجاش می‌کنن یا شیشه رو‌می‌شکنن و لوله‌هاشون رو از توش رد می‌کنن و آخر سر هم باید برای خسارت برن دادگاه. آتش‌نشانها ۲۴ ساعت کار می‌کنن و ۴۸ ساعت مرخصین. لابد فکر می‌کنید اون دو روز رو استراحت و ورزش می‌کنن و می‌رن پیش روانکاو که استرس کار رو تحمل کنن؛نه! حقوقشون خیلی ناقابله و همون‌طور که گفتم اکثرا از گروههایی میان که اگر کمک‌خرج خانواده‌شون نباشن، انتظار هیچ کمکی هم ندارن. پس اون ۴۸ ساعت یا به کار کردن در آژانس می‌گذره، یا چون کار با ابزار رو خوب یاد می‌گیرن، به همچین خورده‌کاریهایی.
آریایی عزیز، آدم باش. خودت درست کار نمی‌کنی به درک! بذاریکی دیگه کارشو بکنه.

 

مهدی شیرزاد نویسنده سریال "عملیات 125"

 

چهارشنبه, 17 آذر 1395 11:10

 

 

 

دكتر وحيد قاسمي دبير اجرائي همايش ملي جمعيت و خانواده از برگزاري اين همايش در دانشگاه اصفهان خبر داد و گفت:اولين همايش ملي «جمعيت و خانواده»۲۰ آذر ماه سال جاري در دانشگاه اصفهان برگزار مي شود

 به گزارش انجمن اسلامی دانشجویان دكتر وحيد قاسمي عضو هيات علمي دانشكده ادبيات و علوم انساني و دبير اجرايي همايش ملي جمعيت و خانواده در گفتگو با واحد خبر روابط عمومي اظهار داشت: نظر به جايگاه مهم خانواده و وضعيت پنجره جمعيتي ايران و پيرو تاكيدهاي مقام معظم رهبري آيت الله خامنه­اي مدظله العالي پيرامون سياست­هاي جمعيتي، معاونت پژوهشي دانشگاه اصفهان، گروه علوم اجتماعي و مركز پژوهشي خانواده در جامعه اسلامي بر آن شدند تا با همكاري شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مركز آمار ايران، پژوهشكده آمار، صدا و سيماي جمهوري اسلامي، سازمان ثبت احوال كشور، شهرداري اصفهان، و قطب معنويت و شادي دانشگاه اصفهان، اولين همايش ملي «جمعيت و خانواده» را در آذر ماه سال جاري برگزار نمايند.

وي در ادامه اظهار داشت: محورهاي اصلي اين همايش عبارت است از دين، خانواده و جمعيت، معنويت، شادي، خانواده و جمعيت، فرهنگ، خانواده و جمعيت، رسانه، خانواده و جمعيت، ساختار جمعيت و خانواده، اقتصاد، خانواده و جمعيت، سياست­هاي جمعيتي، ازدواج، خانواده و جمعيت، سلامت، خانواده و جمعيت. در اين راستا در تاريخ ۲۹/۲/۱۳۹۵ كارگاه آموزشي (پيش همايش جمعيت و خانواده) با عنوان تشريح و تبيين سياست­هاي كلي جمعيت ابلاغي مقام معظم رهبري در دانشگاه اصفهان برگزار شد. نحوه برگزاري همايش در ۲۰ آذرماه جاري بدين صورت است كه پس از افتتاحيه در ابتدا به گزارش دبير علمي همايش دكتر علي رباني و سخنراني رييس همايش دكتر هوشنگ طالبي پرداخته مي­شود. سپس اعضاي شوراي سياستگزاري دكتر محمودي با موضوع سياست­هاي جمعيتي، دكتر زاهديان با موضوع آمارهاي جمعيتي و آقاي عباسي با موضوع بررسي تغييرات ثبت مواليد در كشور و... ) به ايراد سخنراني مي­پردازند. پس از استراحت و پذيرايي به ارائه مقالات علمي، توسط اساتيد، پژوهشگران و دانشجويان پرداخته شده، سپس ميزگرد علمي و پرسش و پاسخ و در آخر نيز با اختتاميه و اهداي جوايز به مقالات برتر همايش پايان مي­يابد.

شايان ذكر است :  دبيرخانه همايش نيز تا كنون حدود ۲۰۰ مقاله علمي دريافت و حدود۵۰ مورد از آن را پذيرش نموده است. اين همايش با عنايت پروردگار در در تاريخ شنبه۲۰ آذر ماه از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۷:۳۰ در دانشگاه اصفهان مركز همايش­هاي پيامبر اعظم(ص) با حضور اعضاي شوراي سياستگذاري، جمعي از مسئولين استاني، كارشناسان آموزش و پرورش و بهداشت، اعضاي هيات علمي، طلاب، كارمندان و دانشجويان برگزار خواهد شد.

 

شنبه, 22 آبان 1395 19:03

 

 

گروه اجتماعی- رجانیوز:

نوزدهمین نشست مجمع با موضوع تجرد قطعی دختران و راههای برون رفت از آن با حضور آقایان دکتر بانکی پور(عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان)، دکتر کرمی(عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی) و خانم دکتر نیلچی زاده(استاد حوزه و دانشگاه) برگزار شد.

 
بحث جلسه با تحلیل و بررسی وضعیت موجود آغاز شد ، با تبیین علت های به وجود آمدن این مسئله ادامه پیدا کرد و در آخر با اشاره مختصری به چند راهکار پیشنهادی جلسه پایان پذیرفت. بحث در مورد راهکارها به جلسه بعدی موکول شد.
 
به گزارش رجانیوز، آقای بانکی پور دلیل بالا رفتن آمار خانم های مجرد بالای 30 سال را از لحاظ جمعیت شناختی مورد بررسی قرار دادند و گفتند اگر به جمعیت سال 55 تا 60 نگاه کنیم دختران آماده به ازدواج این دهه تعدادشان به مراتب بیشتر از پسران است، تمایل دختران به ازدواج با پسران بزرگتر از خود، تمایل پسران به ازدواج با دختران کوچک تر، نابرابری تعداد پسران و دختران باعث کاهش ازدواج نسل دهه شصت و به وجود آمدن بحران شده است.
 
در دو دهه اخیر تعادل جمعیتی برگشته و تعداد دختران زیر 25 سال با پسرانی که 5سال بزرگ تر هستند برابر است؛ پس در حال حاضر نگرانی مربوط به نسل دهه شصت، فراهم کردن امکان ازدواج و حل مسائل اقتصادی، عاطفی، زیستی این افراد است. وی در ادامه گفت: عدم امکان ازدواج فقط دلیل ازدواج نکردن دختران نیست، غلبه رویکرد تحصیلی هم چنین خو کردن به تنها زیستی، زندگی با پدر یا مادر تصمیم برخی دختران برای ازدواج نکردن است. ایشان به غیر نرمال بودن منحنی فاصله سنی ازدواج اشاره کردند و گفتند بیشترین طلاق ها برای همسال هاست و بهترین شاخص برای مقایسه سن و ازدواج مقایسه نسبت ازدواج با طلاق است آمارها در سال های اخیر بالا رفتن طلاق ها را نشان می دهد به طوری که می توان پیش بینی کرد به زودی هر ازدواج منجر به طلاق شود یعنی یک به یک شدن نسبت و این مسئله بحران است. دکتر بانکی پور یکی از راهکارها را پایین آوردن سن ازدواج دانسته و گفتند در آمار سال 94 علی رغم کم بودن ورود به ازدواج سن ازدواج پایین آمده است.
سخنران دیگر جلسه، آقای کرمی در تحلیل وضعیت موجود گفتند؛ تجرد قطعی یک مفهوم آماری است. حدس ما نشان می دهد به دلیل افزایش طول عمر، مفهوم جوان، بالا بردن سن میانسالی و پیری سن تجرد قطعی افزایش پیدا می کند. فعلا ما در شرایطی هستیم که مشکلی به لحاظ جمعیتی نداریم ولی برای دهه 1400 تا 1410 انفجار جمعیتی(baby bomb) پیش بینی می شود. همان طور که در دهه 1340 این انفجار جمعیتی را داشتیم. الان متولدین دهه 60 به مرحله تولید مثل آمدند و فرزندان این افراد قرار است 20 سال دیگر ازدواج کنند که باز دوره مضیقه ازدواج است. ایشان اذعان داشتند فضایی که الان به دلیل بحث جنگ تحمیلی، مهاجرت پسران، عدم تمایل به ازدواج، بالا رفتن آمار طلاق و عدم امکان ازدواج دوم به وجود آمده با شیب ملایم تری در دوره های دیگر تکرار خواهد شد. هرم سن جمعیت در ایران بر خلاف شکل منطقی آن که باید از قاعده به بالا شیب ملایم داشته باشد به دلیل انفجار جمعیت کم و زیاد می شود و بایستی این انفجار جمعیت در 60،50 سال با مدیریت کنترل شود. آقای کرمی در ادامه بحث تکثر فرهنگی جامعه را پیش کشیدند و گفتند قبل از راهکار دادن بایستی این تکثر فرهنگی و مسائل اجتماعی فهمیده شود تا بتوان راه حل پیدا کرد.
خانم دکتر نیلچی زاده علت های تجرد دختران را این گونه برشمردند: تغییرات فرهنگی کشور در نوع نگاه و سبک زندگی تغییرات اساسی ایجاد کرده است. تنها زیستی (single life) امروزه یک افتخار و ارزش است و این دستاورد فرهنگ غرب است. تحسین های اجتماعی، فرهنگی برای تأخیر سن ازدواج، تحقیر تقلیل سن ازدواج، نفوذ فرهنگ غربی، معرفی رفتارهای ضد اخلاقی، آموزش و ترویج روابط نامشروع بین دختر و پسر از علت های دیگر تجرد دختران است. ایشان در ادامه به مهاجرت دختران از محیط های کوچک به محیط های بزرگ به جهت تحصیل و یافتن شغل اشاره کرده و گفتند استقلال و موفقیت دختران یک امتیاز قلمداد می شود در حالی که رشد فزاینده دختران در دانشگاه ها و در پی آن تجرد دختران تبدیل شدن موفقیت به بحران است و این مستقل بودن زنان امروز تکبر اجتماعی همراه با تحقیر اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
 
استاد نیلچی زاده عامل فرهنگی را مهم ترین عامل وضعیت موجود دانستند و تغییر فضای فرهنگی را ضرورتی اجتناب ناپذیر عنوان کردند. وی در بررسی راهکارها توجه به بحث پایش و پویش را لازم دانسته و گفتند پایش مثل دیده بان تیزی است که کوچک ترین تغییر را بررسی و پویش فرهنگ های مثبت را تقویت می کند. پس باید در بعد روان شناسی رفتارسازی اساسی صورت گیرد. سخنران مذکور کم رنگ شدن احکام دین، کم رنگ شدن نقش خانواده در همسر گزینی را موانع مهمی برشمردند و توجه به تمام عوامل ازدواج، معرفی امن و سالم، نظارت و بازرسی الگوها و رفتارهای مجموعه های فرهنگی که در حوزه همسر یابی فعالیت دارند را امور مهمی تلقی کردند. هم چنین ایشان ارزیابی سه شناسنامه عقلی، نشاط و تقویمی برای تخمین فاصله سنی ازدواج دختر و پسر، تنظیم الگوی صحیح و کارشناسی شده  برای ازدواج فاصله سنی معکوس را لازم دانستند.
 
در پایان، بررسی راهکارها و راه حل های مناسب به جلسه آینده واگذار شد. شایان ذکر است از نویسندگان، متخصصان حوزه علوم اجتماعی، صاحب نظران، هنرمندان و… برای حضور در جلسه آینده (18 آذر) دعوت به عمل می آید.
 
آدرس: خیابان شریعتی بعد از خیابان دکتر بهشتی نرسیده به پل سید خندان فرهنگسرای اندیشه تالار اجتماعات
 

رد پا

حالت های رنگی