دوشنبه, 03 آبان 1395 13:32

 

نتیجه تصویری برای کتاب ازادی انسان بینش مطهر

 خانم کهیانی

شنبه, 01 آبان 1395 10:06

 

index

 

خانم شریفی

پنج شنبه, 25 شهریور 1395 09:35

 

محمدصادق شهبازی

 


از زمان مبارزات ضد #انگلیسی و تفکیک بین هند و پاکستان تا امروز بین دو کشور رقابت و خصومت سنگینی هست. تا آنجا که در زمان جنگ سرد هند به بلوک شرق و پاکستان به بلوک غرب پیوست پیمانهای نظامی مخالف اجرا کردند. رقابت تسلیحاتی امنیتی به راه انداختند و...
اما جالب سیر جدید تهاجم فرهنگی هند از طریق #بالیوود به پاکستان است.
فیلمهای متعددی که بر برداشتن مرزها، فاسد و قدرت طلب بودن مخالفان اتحاد دو ملت، منجی بودن هند برای پاکستان، علاقه پاکستان به هند و حتی آمادگی برای پذیرش اسلام از جانب هند و دفاع از مسلمانان پاکستانی تاکید دارد.
هند به دنبال تبدیل به یک قدرت منطقه ای است و برخلاف سینمای ما سینمایش در خدمت تحقق این هدف قرار گرفته است.
در صورتی که واقعیت سیاست هند به مسلمانان شبه قاره را میتوان از نوع برخوددش با #کشمیر درک کرد.

دوشنبه, 22 شهریور 1395 00:45

 

مردی از جنس یخ

 

مقدمه: تلقی اکثر ما این است که وقتی فردی قربانی یک جانی می شود، باید از او نفرت داشته باشد یا حداقل عصبانی باشد. اما همیشه اینگونه نیست. دو مثال می آورم:

1. در دوران برده داری آمریکا، برده های سیاه پوستی بودند که بقیه برده ها به آنها "عمو تام" می گفتند. منظور از عمو تام افرادی بودند که با وجودی این شرایط غیر انسانی خود و هم نژادهای خود و ظلم ارباب های سفیدپوست را می دیدند اما کاملا با ارباب های خود علیه بقیه سیاه پوستان هماهنگ بودند! مثلا گوش خود را خوب تیز می کردند تا اگر سیاه پوستی قصد فرار دارد، سریع به ارباب ها خبر بدهند. اگر قرار است اعتصاب یا خرابکاری علیه ارباب ها انجام شود، سریع خبر ببرند و در جمع برده ها هم دودستگی ایجاد کنند تا مشکلی برای ارباب ها پیدا نشود. پاداش اینها هم این بود که از امتیازاتی برخوردار می شدند که بقیه برده ها محروم بودند. مثلا داخل خانه ارباب خدمت می کردند و لذا از غذای خود ارباب می خوردند و غیر از وقت خواب در همان فضا زندگی می کردند.

2. دیده شده است برخی قربانیان تجاوز با متجاوز احساس همبستگی می کنند! یعنی درست است که ابتدا در مقابل متجاوز مقاومت کرده اند، اما بعد از تجاوز نه تنها به پلیس شکایت نکرده اند بلکه یک رابطه عاطفی با متجاوز خود ایجاد کرده اند که در ادامه باعث رابطه جنسی رضایت مندانه از سوی قربانی شده است. یعنی قربانی تجاوز به جای این که دنبال مجازات جانی باشد، او را تشویق به یک رابطه عاطفی کرده اند که عمل جنسی را فرای تجاوز ادامه دهد.

در مورد چرایی رفتارهای فوق بحث شده است. یعنی به نظر می رسد انسان سالم نباید عموتام یا عاشق یک متجاوز شود، لذا باید نوعی ناهنجاری باعث رفتارهای فوق شود. یک نظریه این است که عمده افرادی که رفتارهای فوق را دارند، به دلایلی دچار ضعف شخصیتی در زندگی هستند و دچار فقدان پشتیبان در زندگی هستند. لذا دنبال فردی هستند که به او تکیه کنند. در نتیجه وقتی دچار رفتار جنایت آمیز از سوی یک فرد به ظاهر مقتدر می شوند، به جای این که دچار عصبانیت و نفرت از عمل آن فرد شوند و دنبال احقاق حق خود باشند، به صورت ناخودآگاه، در آن فرد جانی یک پشتیبان را می بینند. یعنی وقتی قهر و قدرت جهت جنایت را می بینند، ناخودآگاه فکر می کنند می توانند زیر چتر جانی بروند و در عوض دارای یک پشتیبان شوند.

با این مقدمه نسبتا طولانی، وارد موضوع اصلی می شوم. به نظر می رسد برخی از ایرانیان و کلی تر شهروندان کشورهای در حال توسعه، دچار عارضه فوق در برخورد با غرب هستند. یعنی متوجه هستند که غرب دچار جنایت فراوان در برخورد با کشورهای در حال توسعه شده است. اجداد خود اینها قربانی مستقیم غرب هستند. در خود ایران بسیاری از پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما قربانی قحطی مصنوعی حاصل از سیاست انگلیس هستند. رمان سووشون را هم خوانده اند. می دانند همین امروز غرب به بسیاری مانند فلسطینیان ظلم مستقیم می کنند. اما با تمام اینها وقتی رییس جمهور یک کشور در حال توسعه به سررییس جمهور غرب! فحش می دهد، ناخودآگاه غیرتی می شوند و بهشان برمی خورد و در صدد دفاع از اوباما برمی آیند و به رییس جمهور یک کشور در حال توسعه که قربانی تاریخی استعمار آمریکا است حمله می کنند! دقیقا همان رفتار عموتام ها! البته یک فرق بزرگ دارد که اینها را به شدت رقت انگیز می کند. این که حداقل از مواهبی مانند عموتام ها برخوردار نمی شوند و همه این کارها را مجانی انجام می دهند. به نظر می رسد این افراد دچار چنان عقده بزرگی از حقارت در مورد اصل و فرهنگ خود هستند که حاضرند این کارهای را بکنند تا حداقل منتسب به غرب محسوب شوند تا از پیشینه فرهنگی خود فرار کنند.

در برخورد با این افراد عصبانی نشوید. آنها مستحق ترحم و دلسوزی هستند و با همه حقارت، هم وطن و هم فرهنگ ما محسوب می شوند. سعی کنید با فعل و قول آنها را متوجه کنید که نباید اجازه دهند که مورد تجاوز قرار بگیرند! متوجهشان کنید که درست است که غرب قطب علمی و نظامی و ثروت جهان است اما ما هم پیشینه قابل افتخاری داریم که همین امروز هم می توان بر فراز آن ایستاد و مفتخر بود. باید متوجهشان کنیم که فرهنگ ما آنقدر بزرگ است که فرهنگ غربی در مقابل آن کم می آورد. به این باور که برسند، مشکل حل می شود. اگر هم نرسند، باز با آنها رفتاری مشابه با یک قربانی تجاوز یا عموتام داشته باشید. خشم و کینه خود را برای ارباب های آنها نگاه دارید.

http://www.parsine.com/files/fa/news/1394/8/24/141830_907.jpg

دوشنبه, 01 شهریور 1395 00:46

 

مالک شریعتی

 

می دانید که من به طور طبیعی از جمله آدم های غرب ستیزم. چنان که هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمی کند. در عین حال، ویژگی های مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید می کنم. یکی از آن ویژگی ها، مقوله #موسیقی است. درست است که در غرب، موسیقی رقص و لهو و سایر موسیقی‌های منحط وجود دارد، اما در همان نقطه از جهان، از دیرباز موسیقی‌های آموزنده و معنادار هم بوده است؛ موسیقی‌ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می‌تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای #کنسرت بنشیند و ساعتی از آن #لذت ببرد. در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیحی هدایت کرده، کم نبوده است. #غرب برخوردار از چنین ویژگی‌ای نیز بوده، و هست.

بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 1375/5/9

رد پا

حالت های رنگی