دوشنبه, 14 فروردين 1396 22:24

 

#دکتر_حافظی از ثبت نام در انتخابات شورای شهر انصراف داد و پرونده عملکرد 4 ساله‌اش برای طهرانی‌ها بسته شد. مدتها بود می‌خواستم در موردش مطلبی بنویسم فرصت نمی‌شد. چند روز پیش دیدم یک رسانه‌ای تیتر زده "علی مطهری شورای شهر از ثبت نام در انتخابات انصراف داد" خنده‌ام گرفت.

علی مطهری دو تا مجلس عقب‌تر در جمع یاران احمدی نژاد و در لیست رایحه خوش خدمت به مجلس رفت، بعد به جمع اصولگرایان منتقد احمدی نژاد پیوست، در انتخابات مجلس آخر هم رسما اصلاح‌طلب شد و در لیست امید بود. نظیرش در شورای شهر می‌شود الهه راستگو که با لیست اصلاح طلب‌ها وارد شورا شد بعد یک شبه اصولگرا شد و هم اکنون در شورای مرکزی جمناست.

حافظی ۴ سال تمام در شورای شهر از مفاسد و مشکلات شهر تهران و دردهای مردم گفت. از ائتلاف اصولگراها و اصلاح‌طلب‌ها سر بزنگاه‌ها و معامله بر سر حقوق مردم نوشت (نمونه اش رفتار اخیر مجلس ظاهرا اصلاح‌طلب در ماجرای تفحص از شهرداری ظاهرا اصولگرای تهران). لیست مخالفانش در شورای شهر از علیرضا دبیر و چمران و قناعتی اصولگرا تا هادی ساعی و دنیا مالی و راستگوی اصلاح‌طلب را در بر می‌گرفت.

حافظی را دست آخر نه اینوری ها نه آنوری ها در لیست‌شان نگذاشتند. بدون جریان و تیم در شورا می‌رفت هم تنها می‌ماند لذا مردانه کنار ایستاد. قیاس این مرد با دوگانه سوزهای انتخاباتی دو جناح، همان ماجرای طوطی و بقال است که از قیاسش خنده آمد خلق را.
کار پاکان را قیاس از خود مگیر، گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر


@hamsayegi_shiraz

یکشنبه, 05 دی 1395 17:06

 

 

 

شاید یکی از دلایلی که دولت روحانی هر کاری دلش میخواد میکنه،وجود همین طرفداراش باشه!

 شما نگاه کنید،آدم هایی داریم که هرچی بیشتر  غارت میشن و بیشتر تحقیر میشن!انگار بیشتر خوششون میاد و هشتگ روحانی تنها نیست شون بیشتر میشه!
 اصلا شما یه ساعت خودتونو بزارید جای دولت!

یه عده مردم هستند که اگه یارانه شونو ببری و تو صف سبد کالا تحقیرشون کنی!

در عوض به مدیران خودت حقوق های نجومی بدی و حرف رهبر مملکت و زمین بندازی!
قیمت اقلام مصرفی شونو گرون کنی و ذخایر استراتژیک کشورشونو خالی کنی!
صنایع راهبردی شونو شخم بزنی!
قیمت دلار و 4000 هزار تومان کنی!
اجازه بازرسی اجنبی از مملکتشونو بدی!
با این همه عقب نشینی باز دوباره تحریم بشی!
بعد هوادارات به جای نقد، بیان کمپین#روحانی_تنها_نیست راه بندازن!!! خدایی شما بودید نمیکردید؟؟؟؟

 ترسم از اینه که یکی از مفاد قرارداد های محرمانه دولت این باشه که دولت موظفه کنار همه دروازه های شهر چندتا مامور بزاره!
به هرکی خواست وارد یا خارج بشه باید یه پسگردنی بزنه!

بعد تئوریسین هاشون مثل زیباکلام بیان بگن که دولت قبل دنبال بدتر از این ها بود!
 و علی مطهری هم بگه اگه این قانون بده چرا زلاندنو داره اجرا میکنه؟
آیت الله هاشمی هم بگه کری به ظریف قول داده اگه پس گردنی بزنید تحریم ها رو برمیدارن!
و خیل عظیمی از جماعتی موافق این طرح سخنرانی کنند و منطقشون این باشه که چون دلواپس ها مثل شریعتمداری تو کیهان و حسن عباسی و زاکانی مخالفت کردن،پس واووووو حتماً طرح فوق‌العاده ایه!
بعد جماعت بنفش خوار، همینجوری که به احترام ظریف ایستادن،با همون استایل برن سراغ نماینده شجاع مردم تهران آقای محمود صادقی و از مورینیو بخوان که از دولت مطبوع بخواد که لطفاً تعداد مامور های پس گردنی زن و بیشتر کنید ما تو صف الاف نشیم!
تو همین گیر و دار خبر میاد که ایرباس آپشن جدید  برای ایران اضافه کرده  که مهماندار هاش خودشون پسگردنی میزنند!

جماعتی که با ندای رهبرش بیدار نشود!
مستحق پسگردنی خوردن از اجنبی است!

آن سوی سیاست

 

 

چهارشنبه, 03 آذر 1395 19:26

 

نتیجه تصویری برای علی مطهری

 

وحید جلیلی

 

یکشنبه 29 آبان 95. مشهد. تشییع شهید حسین حریری

هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

و سرما سخت سوزان است.

 اما سرها در گریبان نیست. دست‌های محبت می‌فشارد شانه‌هایی را که  تکیه‌گاه هم شده‌اند در گریه‌های فراق.

 حریری حرارت را باز گردانده است به رگ های شهر.

" این گل پرپر از کجا آمده                از سفر شام بلا آمده"

**

پدر ایستاده به خوشآمد. پیراهن سیاهش را از تن در کرده مبادا گمان برند برای حسین است.

سرو رعنای گلچهره‌اش . قمر الفاطمیون. که "تنها"  نشانه شهادت است امروز در میدان شهدا.

 تجزیه طلب های  تکنوکرات و سکولار، تهی کرده‌اند میدان «شهدا»ی «مشهد» را از کوچکترین –کمترین- جزئی ترین نشانه‌ای که بخواهد تداعی کند شهدا را و شهادت را؛ "مشهد" را.

***

پدر چشم می‌گرداند در میدان شهدایی که در اِشغال است. 57 را یادش می‌آید شاید؛ که آقای خامنه‌ای –امام مسجدکرامت-  پیش می‌افتاد و پشت سرش ملت.

 یا سالهای جنگ را. دوشنبه‌ها و پنج شنبه‌ها. که شهید می‌آمد.

صدام و پَهلَوی ها به خون شستند مشهد را  به 9 هزار شهید، مگر که بیفتد پرچم تاریخی استقلال –یادگار سربداران-  از دستش و جواب ؟

اینک: حسین!

**

انقلاب را ندید. و جنگ را. و نه حتی امام را. این متولد 68.

چه عزتی است در چشمان پیرمرد.

قمر الفاطمیون پسر اوست. سر دست باید گرفت این پسر را که ببیند جهان. خونی است پاشیده بر آسمان.

فریادی است برآمده از حنجر ام وهب.

دوباره اینجا «مشهد» است : نه آویخته به حاشیه دنیای مدرن   که سر برآورده در متن تمدن تاریخسازش .

مشهد : شهر شهادت.

حسین بر دوش ؛ می گذریم از خیابان های تجدد زده . یادگار اردوغان ها و ملک عبدالله های وطنی.

عبور می کنیم به علمداری "حسین"  از خشونت عریان مدرنیته، در شهر سنت و فرهنگ، به سوی قلب ایران بزرگ : حرم.

که شکر خدا هنوز می تپد و بتن نشده است.

*** 

زیر کجاوه حسین  – گوش شیطان کَر- پر است از دهه شصتی‌ها و دهه هفتادی‌ها.

اقتدا کرده به  دهه هشتادی ها و دهه نودی های آمریکایی؛ در پاره کردن پرچم‌شیطان!

نرسد به گوش آن استاد " دانش کاه" ؛ این «مرگ بر آمریکا»ها. و «مرگ بر اسرائیل»ها. و " شهادت افتخار ماست" ها

چه می‌خواهند این جوانان دهه شصتی و دهه هفتادی از جان آمریکا و اسرائیل؟

مگر تمام نشده است انقلاب؟ مگر انکار نکرده‌ایم‌شان در تریبون‌ها و رسانه‌ها؟  مگر باطل نکردیم شناسنامه‌شان را در ثبت «احوال» و «اهوال» خودمان؟ مگر قرار نبود همین چندتا را هم دوستان داعشی ( که از سالها پیش به "نه غزه نه لبنان"مان پشتشان را گرم کرده ایم)سر ببرند و تمام کنیم داستان استقلال خواهی ایرانی را. فضولی در کار کدخدا تا کی ؟ سر پیچیدن از قانون جنگل جهان تا کی؟

***

«عارفی» را برای اولین بار در شب وداع با حسین حریری  دیدم.  در مسجد هجرت.

در سلفی همراه حسین می‌گفت:" ان شاءالله جنگ با اسرائیل"

و حالا هر دو تکلیفشان را به شایستگی به  فرجام رسانده‌اند – و نه به برجام- و لبخند می‌زند عکس‌هایشان به ما.

یستبشرون باالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون.

**

به حرم می رسد کجاوه وصل. پیچیده در پرچم  سه رنگ  دل انگیز جمهوری اسلامی..

ایستاده ایم به نماز. پشت سر آقای علم الهدی .

و حرم چه امن است در کنار مدافعان حرم.

اگر چه دندان تیز کرده باشند مال‌ها و میل‌ها و حیف‌ها.

و دهان گشوده باشند لیبرال‌ها و متحجرها به بلعیدن مشهد در مدرنیته ای که تق و توقش در حلب در آمده است و یمن: 

"چه می شود جدّه شود مشهد یا شارجه یا آنتالیا.استانبول لااقل. ایده آل ملک عبدالله سعودی و رجب خبیث اردوغان. صمیمی‌ترین رفقای آمریکا و اسرائیل و داعش."

مشهدِ ایران و ایران مشهد ،  امّا قرار نیست انگار، دست بکشد از تاریخش و سنتش و هویتش . استقلالش.

عارفی می‌گوید این را و حریری و جهانی.

و همین است که عصبانی می کند حضرات را.

**

"جواد جهانی"  را پنج‌شنبه دفن کردیم در بوستان خورشید. به مکافاتی.

هیچکس موافق نبود. شهید اما گوش نکرد به حرف هیچکداممان.

جلسه ها برگزار شد و دعواها ...در میان خودی ها.

که می‌ترسیدند سنت شود: «آقا از فردا اگر هر کدام از شهدا بخواهند خونشان را خرج دفاع از حریم و فرهنگ و هویت مشهد کنند که سنگ روی سنگ  ...  پس ما چه کاره ایم که شهدا دخالت در مهندسی فرهنگی کنند ؟.... »

وصیت کرده "جهانی"  که در ارتفاعات جنوبی (همان جا که رانت‌خواران مشغول کارند) دفن شود. بر فراز بوستان خورشید.

در میانه جنگ حلب؛ نگران این حریم هم هست مدافع حرم. فریاد حقیقتش را در فضای مجازی منتشر کرده است:

«آنجا خاکم کنید شاید آنها که جانمان را فدای امنیت شان کردیم  تجدید نظر کنند در رفتارشان. پوشش‌ها شاید بهتر بشود...» 

و پیچیده است صدایش در شهر.  پس تکنولوژی را هم می شود  ابزار  کرد برای سنت! 

در مشهد عکسش بوده تا به حال. هر چه سنت برای شهر می آورَد را خرج آنتالیا شدن باید کرد! عجب بدعتی!

**

مدافعان حرم پایشان را از گلیمشان درازتر کرده‌اند.

مگر نه اینست که باید جان بدهند و پیام نه!

تقسیم کار کرده‌ایم. امنیت با شما؛ فرهنگ و اقتصاد و سیاست با ما!

بمیرید تا به کارمان برسیم. چه  تقسیم کار عادلانه ای؟!

مشکلی هست اما. شهیدان نمی میرند.

و دایم است پیام بشارتشان به مردم: بل احیاء.....فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون....

****

تاوان خواهد داشت این پا از گلیم درازتر  کردن ها. این از کدخدا نترسیدن ها و دلسرد نشدن ها و به مردم دلگرمی دادن ها .مشهد باید تاوان بدهد.

**

همان یکشنبه ای که تشییع کرده ایم آخرین کشته مشهد در نبرد با داعش را .

هجوم می کنند دوباره مغول‌های مدرن به خراسان.

که بیاندازید پرچم استقلالتان را. هویتتان را. تاریختان را.

" جنگِ انگ" راه انداخته‌اند به سودای تسخیر دوباره خراسان بزرگ .

به تیرها  و تیترهای داعشی !  

چه غوغایی  است! تازه می شود فهمید معنای جیغ "بنفش"  را.

داعشی خطاب کرده اند مشهدی ها  را به تاوان خطایی که دادستانی کرده یا نکرده؟

آتش تهیه ای برای انتخوابات.

***   

مبادا منتشر کنند سخنرانی پدر شهید حریری را وقت دفن حسینش در بهشت رضا.

بر خواهد خورد به تکفیری ها و بسا که آتشی ترشان کند در ترکتازی. تکفیری های مدرن.

که به جای کفر؛ به اسلام متهم ! می کنند . "تسلیمی ها" بایدشان گفت . به هر دو معنا. و مباح است همه چیز برایشان .  

دیر نیست که بکوبند این وقاحت پیشگان ،تصویر زیبای مدافعان حرم را بر اسکناس هایی که کناسان دربار استکبار در کنیسه های صرافان صهیونیست نقش انداخته اند.

بالاست دست ها و تمام اعضا و جوارحشان در برابر کدخدا .

و مترصد که کسی بالای چشم آمریکا ابرویی ببیند. یا سرو رعنایی تیر بیندازد سمت داعشی های گرانقدر که تضمین کرده اند امنیت اسرائیلِ  سوسیال –دموکرات را.  

روزگاری است. در خیابان های نیویورک و کالیفرنیا شعله به  پرچم شیطان افتاده ، و اینجا پاره شده گلوی روشنفکران وطنی در تقبیح  استقلال خواهی و مرگ بر آمریکاگویی ایرانیان!

اذیت می کند استقلال ایران؛ لیبرال مازوخیست ها را.

جیغ بنفش می کشند که در مشهد عَلَم استقلال بلند شده است . و ایستاده اند به انداختنش. و ملحق کردنش به تجزیه طلبان ایالات متحده تهران شمالی و توابع !

همان ها که قانون وطن را طفیل تصمیم تفاله های ترامپ کردند ، همان گیتاریست های هیلاریستی که زیر ایوان کاخ سفید کنسرت "هر چه آن خسرو کند شیرین بود" راه انداختند، حالا نگران وطن شده اند و قانون.

ای جماعت نه اگر بیش کمی عار کنید       کی شما روزه گرفتید که افطار کنید؟ 

در آمریکا همهمه تزلزل  است. "ژنرال" ها  نگران ستاره های پرچم  کدخدایند. چرا ایران ایالتی نباشد از ایالاتِ حالا دیگر غیر متحده !

اسب زین کرده است میلیشیایِ مجازیِ  مغول هایِ مدرن ، نعل وارونه  می زند به غارت خراسان به تلافی تُفویی در مقدم قاضی شارحی که همان را هم شایسته نبود.

عروسک گردانان از چه می ترسانند مشهدِ خامنه ای و مطهری و  شریعتی و هاشمی نژاد و دیالمه و کاوه و برونسی و چراغچی را ؟

برادر جان خراسان است اینجا !

****  

جهانی ها و عارفی ها و حریری ها زنده اند هنوز و همیشه . اگر چه داعشی ها خیال  کدخدایتان را جمع کرده  باشند که "اِربا اِربا " یشان  کردیم.

ببینید اینک علم استقلال  خواهی را بر قله قلب ایران سرفراز.  

و بشنوید از زائران حرم "الصدیق الشهید" - مرتفع ترین پناه  پرچم عزت و استقلال ایران اسلامی  - که  دست کوتاه هیچ اعزه علی المومنین اذله علی الکافرینی را یارای فروانداختن پرچم خونین استقلال ایران اسلامی نیست اگرچه هزار بار "پیاده" به زیارت شیطان بزرگ رفته باشد و چلّه ها  بر خانقاه ِ قاه قاه کری ها و ترامپ ها نشسته باشد.

این گوی و این میدان .

پنج شنبه, 13 آبان 1395 02:41

 

داریوش سجادی

 


اظهارات دو تن از اعضای فراکسیون کوفه (*) در مجلس شورای اسلامی در واکنش به رای اعتماد نمایندگان به وزرای پیشنهادی رئیس جمهور، شایسته دقت توام با شماتت است!
اینکه آقای «علی مطهری» به بهجت فرموده اند: رای اعتماد مجلس به سه وزیر نشان داد که «حربه فتنه» و متهم کردن افراد به «فتنه‌گر بودن» دیگر حربه‌ مناسبی برای حذف نیروهای کارآمد و انقلابی نیست و متقابلاً آقای «مسعود پزشکیان» نیز در همین راستا ابراز داشته اند: مشکلی که ما داریم و عده ای نمی‌خواهند از آن دست بردارند، موضوع فتنه است.
چنین اظهاراتی ورای داوری پیرامون صحت انتصاب وزرای پیشنهادی به شهرآشوبی های موسوم به فتنه ۸۸ در حافظه تاریخی ایرانیان، سخنرانی جسورانه امام در سیزدهم خرداد ۴۲ در مدرسه فیضیه قم را تداعی و بازتولید می کند.
در آن سخنرانی بود که متعاقب بروز آلرژی حکومت نسبت به دغدغه های اسلام خواهانه مردم و تلواسه ایشان در ازای نزدیکی حکومت به اسرائیل، امام شجاعانه خطاب به عمال حکومت نهیب زد:
«تمام گرفتاری‌ها و اختلافات ما در همین موضوعات است. اگر ما نگوییم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا این‌طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می‌گوید از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل صحبت نکنید؟ ... نصیحت مرا بشنو، از روحانیت بشنو، از علمای اسلام بشنو. اسرائیل به درد تو نمی‌خورد. بدبخت، بیچاره!»
اظهارات آن روز امام قرینه اظهارات کنونی آیت الله خامنه ای است که به صراحت در قبال ماجراهای ۸۸ ابراز داشتند:
«مواضع من درباره فتنه سال 88 کاملاً صریح است و روی این موضوع حساس هستم و ملاک هم، عدم حمایت از کسانی است که سردمدار فتنه بودند و یا از آن سوءاستفاده کردند و تاکنون نیز اعلام تبری نکرده اند ... مساله فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است. آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند»
هم چنان که جنس اظهارات آقایان مطهری و پزشکیان نیز خواسته یا ناخواسته، منویات حکام پهلوی در ۴۲ و آلرژی هیستریک و عناد غلیظ ایشان به خمینی و مجاهدت و مدافعه پایمردانه خمینی از سرحدات عقیدتی و ایمانی مردم را در حافظه تاریخی ایرانیان بازتولید می کند.
حکایت این دو و اصرار این دو و امثال این دو بر نگفتن از فتنه و فراموش کردن فتنه، حکایت ترفند آن رندی است که رفیق اش را ترغیب به فریاد زیر آب می کرد! که ترجمه بدون رتوش و تکلف راهکارش در خلاصه ترین و صریح ترین گویش ممکن مبنی بر آن بود که:
لطفاً برو بمیر!

شنبه, 24 مهر 1395 08:23

 

چوب الف

 

"من قال" را اگر کنار بگذاریم "ما قال" جریانی که میگوید پشت ترییون عزاداری و پای منبر اباعبدالله فحش ندهید احسنت دارد...

به هر حال امید است که آنها نشنیده باشند،لااقل اگر هم‌ شنیدند خانواده این طرف و آن طرفشان نبوده باشد،مرجع گرانقدر تقلید "حضرت آیت الله صانعی" را عرض میکنم که آن سال در منبرش میخواست بگوید فلانی در مناظره بی ادبی کرده است که ناگاه بخواهی نخواهی از دهنش پرید آن بی ادب "حرامزاده" بوده است...یا همین نماینده مستقل مجلس که اتفاقا همین چند روزه فتوا صادر کرده و گفته مداحان باید برای خواندن مجوز بگیرند آن سال در مجلس خواست بگوید فلانی،شان مجلس را پایین آورده ای که با اعتراض شخص مورد نظر مواجه شد و برای اینکه بگوید اعتراضت وارد نیست شان مجلس را حفظ کن پشت تریبون جلسه علنی که از رادیو بصورت زنده پخش میشد گفت:"بتمرگ سرجات پفیوز"...

انشاالله نه غرضی از آن مرجع نواندیش اصلاح طلب بوده نه مرضی از فرزند فلسفه خوانده مرحوم مطهری...اما جسارتا عرضی است پیرامون حاج منصور ارضی:
حاج آقا خیلی ها تلاش کردند صدای شجریان(خدا شفایش دهد)را جانشین صدای تو برای شب های ماه مبارک کنند اما راستیتش صدایی که از هم آغوشی گوگوش بیاید برای گوش روزه دار طهارت ندارد،هنوز ماه مبارک را همه به مناجات های مسجد ارگ میشناسند،از این حنجره بعید است که لب به غیر بگشاید وقتی حسین(ع) ناظر است!

الغرض که باز هم "حب علی" ندارند ولی "بغض معاویه" آنها را "علی اللهی" کرده تا در کفرشان این بار گوششان تیز اخلاق بشود و الا مقصود جای دیگریست...
الا ایحال همین بغض معاویه را هم میشود مبارک گرفت تا دیگر هیچ مرجع تقلید اصلاح طلبی به رییس جمهوری نگوید:حرامزاده!

شنبه, 16 مرداد 1395 05:29

 

داریوش سجادی

 

یادتان نرود!

آقای علی مطهری نماینده حاشیه ساز مجلس در مورد مطلب اخیر هفته نامه یالثارات که در آن نسبت به نوع رفتار و پوشش جمعی از بازیگران و عوامل سینما با بکار بردن لفظ «دیوث» واکنش نشان داده بود؛ اظهار داشته اند:
هیچ کس نمی تواند توهین و نسبت ناروا را تایید کند و همین مطلب اخیر این نشریه  نشان می دهد که حکم دادگاه مبنی بر انتشار موقت اشتباه بوده.
ایشان در ادامه افزوده اند:
حساسیت گروه ها و نشریاتی مانند یالثارات نسبت به موضوع پوشش اسلامی قابل تقدیر است، ولی روش و ادبیات آنها قابل نکوهش است.

مزید اطلاع جناب آقای مطهری معروض می دارد «رطب خورده منع رطب چون کند!؟
آقای مطهری اگر فراموش کرده اند اما حافظه جمعی ایرانیان نمی تواند فراموش کند که این معظم اله بودند که علی رغم انتساب شان به عالمی جلیل القدر و علامه ای فاضل در رکیک ترین شکل ممکن از تریبون باز پارلمان و در خلعت نمایندگی مجلس خطاب به یکی از هم کسوتان خود با لهجه و گویشی از منتهی الیه لمپنی فرمودند:
خفه شو بتمرگ مرتیکه پفیوز!
جناب مطهری!
نسیان نسبت به اشتباهات، واکنشی طبیعی و قابل فهم است. اما شرط تذکر آداب دانی و ادب بیانی به دیگران حصول تنبه از سیئات و بد دهانی های مسبوق به سابقه ملوثان است.

رد پا

حالت های رنگی