جمعه, 28 آبان 1395 21:30

 

گزارش چهارمین جلسه ی طرح حرف ناب با موضوع هدف زندگی در این جلسه به موضوع مهم و بنیادی هدف زندگی و خلقت پرداخته شد.بی شک اگر هرکس به این سوال که : "هدف من چیست؟ " در زندگی خود پاسخی صحیح و مبتنی بر عقل و برهان بدهد از سردرگمی های فراوان در انتخاب هایش خارج شده و می تواند احسن ترین راه را برای زندگی انتخاب کند و آن چه این جا اهمیت دارد این است که مسلما هدف از بعثت انبیاء از هدف زندگی انسانی که پیامبران برای آن ها مبعوث گشته اند جدا نیست.

حرف ناب

یکشنبه, 09 آبان 1395 17:34

 

طرح مطالعاتی حرف ناب

درسگفتار :تربیت وارزش های اسلامی" قسمت اول"
مدرس:سجاد مهدی زاده
مقدمه:برای شناخت تربیت ابتدا باید مبانی ،اصول،روش وآسیب های تربیتی را شناخت .اگر ما بخواهیم کسی را تربیت کنیم، باید مبانی داشته باشیم در غیر این صورت کارتربیت به خوبی انجام نخواهد شد.شهید مطهری می گوید:"تربیت صنعت نیست"این به این معنی است که تعریفی فطری از تربیت دارد .اصول تربیت شامل مواردی است برای مثال: اصل تقدم محبت بر غضب از جمله اصول تربیت محسوب می شود .از جمله روش های تربیتی تنبیه وتشویق را می توان نام برد همچنین از آسیب های تربیتی ،استفاده از ترس در تربیت را می توان برشمرد که اگر چه در کوتاه مدت جوابگوست ولی در دراز مدت بسیار آسیب زا است .
چرا تربیت کنیم ؟چرا توجه به بحث تربیت مهم است ؟تربیت یک امر واجب است یا مستحبی؟
ما دو نوع تربیت داریم 1-تربیت بدون قصد(به آن تربیت الگویی نیز می گویند):در این نوع تربیت رفتار شما به طور نا خود آگاه روی اطرافیانتان تاثیر می گذارد.ما نسبت به محیط اطرافمان خنثی نیستیم رفتار های ما پیام هایی اعم از مثبت ومنفی برای دیگران دارد .2-تربیت با قصد:در این نوع تربیت ما به صورت خودآگاه سعی می کنیم رفتاری را در کسی ایجاد کنیم ویا کسی را تغییر دهیم.شهید مطهری می گوید این یک وظیفه عمومی است در قرآن کریم آیه های بسیاری داریم که می گوید:"خود واطرافیانتان را باید از آتش نجات دهید"به این معنی که باید نسبت به دیگران دلسوز باشیم ،فلسفه امر به معروف ونهی از منکر نیز به این قضیه باز می گردد.روایت شده است که پیامبر مانند طبیب دوره گرد بوده اند؛طبیب دوره گرد کسی است که ۲منتظر بیمار نمی ماند خودش فرد بیمار را پیدا ودرمان می کند در نتیجه از این جهت است که پیامبر را اسوه حسنه برای بندگان معرفی کرده اند .پس بدین معنی تربیت کردن یک امر مستحب است .
ما دوگونه واجب داریم 1- مقدمه واجب 2-خود امر واجب. برای مثال کسی که می خواهد نماز بخواند باید وضو بگیرد ،وضوگرفتن واجب نیست اما چون مقدمه امر واجب است (نماز بدون وضو پذیرفته نیست) لذا وضورا نیز واجب شمرده اند .جامعه باید نسبت به مسائل تربیتی آگاه باشد اگر شخصی پدر یا مادر شد این امر بر او واجب است ،اگر تربیت بر کسی واجب شد پس مقدمه آن که آگاهی نسبت به امور تربیتی است نیز واجب می شود؛کسی که بدون بصیرت در مسیری حرکت کند مانند آن است که از ابتدا راه را اشتباه رفته است .
تربیت از دستور های دینی ماست در گام اول باید تربیت تعریف شود .تربیت عبارت است از پرورش استعداد ها پس یک امر اصالتا درونی است برای پرورش استعداد دو کار لازم است یکی فراهم آوردن اقتضائات ودیگری اینکه موانع را رفع کنیم .اگر در امر تربیت اهداف مربوط به مربی با شد اسم آن را صنعت می گذاریم اما اگر اهداف متوجه متربی باشند نام عمل تربیت می شود.گاه اهداف مربی برای متربی اند اما تا زمانی که این امر برای متربی درونی نشود معنی تربیت نمی دهد برای مثال:در زمینه تنبیه می گویند شخص باید بداند چرا تنبیه می شود.
اموری هستند که در رشد تاخیر می اندازندوباید کنار گذاشته شوند برای مثال :غناوشرب خمر ؛اسلام می گوید :این امور جلوی رشد استعداد های انسان را می گیرند وعقل اورا خفیف می کنند.
حال باید بدانیم اقتضائات وموانع تربیتی چه اموری هستند که لازمه این امر شناخت انسان واهداف ان است انسان دارای دو بعد روحی وجسمی است که هر دو باید به اندازه کافی رشد کنند مسائلی که مربوط به جسم هستند اعم از غذا ،خواب و...همگی باید رعایت شوند ابعاد روح نیز به سه دسته تقسیم میشوند بینش ،گرایش واخلاق که هرسه باید در کنار یکدیگر باشند تا عملی رخ دهد برای مثال :گاه می دانیم که عبادتی ثواب بسیار دارد اما گرایشی به انجام آن نداریم؛ درباره امور تربیتی نیز چنین اتفاقی می افتدبرنامه تربیتی باید تمام ابعاد را در بر بگیرد .موانع تربیت نیز گاه ذهنی وگاه بیرونی هستند.
برای تربیت روشی وجود داردبه اسم عادت دادن که بیشتر به اراده بازمی گردد ،می گویند:اراده باید به اموری عادت کند اما برخی با این نظر مخالف اند .عادت کردن چه فایدهایی دارد؟1-سهولت:هرچه عادت بیشتر باشد توجه به جزئیات وظواهر کمتر می شود وکار آسان تر صورت می پذیرد 2-سرعت و... ازنقاط ضعف عادت این است که آگاهی را کاهش می دهد ؛ممکن است ظاهر عمل خوب باشد اما نفس عمل اشکال پیدا می کند مانند نماز .در اعمال دینی چیزی داریم به اسم نیت که اگر نباشد عمل فایده ای نخواهد داشت .در این زمینه عده ای نظریه ملکه اخلاقی را مطرح می کنند به این معنی که با وجود اینکه یک عمل برایمان عادت شده است ،نیت نیز همچنان در آن حفظ شود .نیت ذات اراده است ،نیت روح عمل است که در حیطه بعد گرایش قرار می گیرد.کسی که اقتضاء عمل خوب را ندارد می تواند آن را نیت کند.
ادامه دارد...

یکشنبه, 09 آبان 1395 17:20

 

nn

بسم الله الرحمن الرحیم
گزیده ی مباحث مطرح شده در دومین جلسه ی گام اول طرح حرف ناب
در این جلسه که به موضوع اسلام و آزادی تفکر و عقیده پرداخته شد ؛ استاد رضوانی مقدمه ی بحث را با تعریف تفکر و آزادی تفکر آغاز کردند. تفکر قوه ای ناشی از عقل و حرکت از مجهولات به سوی معلومات است.
آزادی تفکر یکی از زیر مجموعه های آزادی اجتماعی ( موضوع مورد بحث جلسه ی قبل ) است و هیچ نیرویی ، حتی دین ، حق گرفتن این آزادی را از انسان ندارد چرا که تفکر ، عملی واجب و لازمه ی عالم شدن بشریت است. دین اسلام نیز نه تنها آزادی تفکر داده است بلکه یکی از واجبات و عبادت ها در اسلام ، تفکر است چرا که تمام اصول دین ، عقلی اند و اسلام می گوید اصول و عقاید را جز از طریق تفکر و اجتهاد فکری نمی پذیریم ؛ اینجاست که تفاوت دین اسلام با سایر ادیان به خصوص مسیحیت - که مورد بحث شهید مطهری در کتاب است – مشخص می گردد زیرا در مسیحیت درست برعکس این است چرا که مسیحیان ، اصول دینشان را ماورای عقل و فکر می دانند و حساب عقل و تفکر را از حساب ایمان جدا می کنند. برای مثال در موضوع توحید مسیحیت به موضوع خدایان سه گانه معتقد است یعنی 3 خدا داریم در حالی که یک خداست و برای توجیح این مسئله ، برچسب "فرا عقلی" به آن زده اند تا مانع تفکر مردم در این باره شوند. استاد رضوانی به این بحث پرداختند که مطالبی را که با عقل می سنجیم به سه نوع می توان تقسیم کرد: موضوعات عقل پذیر ، موضوعات عقل گریز (فراعقلی) و موضوعات عقل ستیز . مباحث عقل پذیر تمام کلیات هستی و بدیهیاتی است که هرکس به آنان یقین دارد مانند اینکه 2+2 می شود 4 ، موضوعات فراعقلی همان موضوعات ماوراء طبیعی هستند که چون در ظرف ذهن ما نمی گنجند هرکسی نمی تواند به آسانی به یقین درباره ی آنان برسد اما موضوعات عقل ستیز موضوعاتی است که اساسا پایه ی عقلی ندارند مثلا یک نفر این سوال را مطرح کند که روز دوشنبه چه رنگی است؟ هر انسانی می تواند بفهمد که این سوال جواب ندارد و اساسا با عقل جور در نمی آید حالا اعتقادی که مسیحیان دارند نیز نه در حیطه ی موضوعات فراعقلی بلکه جز موضوعات عقل ستیز به حساب می آید چرا که هرکس با این سوال مواجه خواهد شد که چگونه سه می تواند با یک برابر شود و اساسا این عقیده با موضوعی که بشر به آن یقین دارد در تضاد است پس به راحتی بشر با تفکر می تواند این عقیده را رد کند در حالی که مسیحیت می گوید منطقه ی ایمان از عقل جداست و دین مسیحیت منطقه ی ممنوعه است برای تفکر.
در ادامه ی مبحث ، تفاوت عقیده و تفکر واقسام تفکر مطرح گردید. لغت "اعتقاد" از ماده ی عقد و به معنای بستن است و لغت شناسان گفته اند که حکم "گره" را دارد پس به معنای چیزی است که انسان به آن دل می بندد. دل بستن انسان به یک چیز دوگونه می تواند باشد ؛ یا دل بستن و عقیده بر مبنای تفکر است و یا بر مبنای احساسات است و اکثر عقایدی که مردم پیدا می کنند از روی دلبستگی است و نه تفکر.
حال این سوال مطرح می شود که آیا بشر در پیدا کردن هر دلبستگی و عقیده ای باید آزاد باشد؟ اگر اندکی بیندیشیم به این نتیجه خواهیم رسید که اکثر دلبستگی ها هستند که در انسان تعصب و سکون به وجود می اورند و دست و پای تفکر آزاد را می بندند.
اما متاسفانه دنیای امروز دچار مغالطه ای گردیده که چون بشر محترم است (و اسلام هم این را تایید می کند: ولقد کرمنا بنی آدم...) پس هرچه را خودش برای خودش انتخاب کند و هر عقیده ای را که بپذیرد نیز محترم است! اما سوال اینجاست که هر عقیده ای را باید محترم شمرد؟ حتی عقیده ای که بشر را از سعادت و تکامل دور میکند؟! آیا نباید در مقابل اشتباهات دیگران، احساس وظیفه کنیم و زنجیری که خودشان برای خودشان بسته اند را از دست و پایشان باز کنیم تا فکرشان آزاد شود؟ محترم شمردن به کدام قیمت؟ محترم شمردن این زنجیر ها در اصل بی احترامی به استعداد انسانی و حیثیت انسانی بشر است.
و ایرادی که ما میگریم هم همین است ؛ ما می گوییم به دین، به عنوان یک راه واقعی برای سعادت بشر معتقدیم و در راه سعادت واقعی برای بشر ، نباید گفت عقیده ی یک انسان ، ولو آن عقیده بر مبنای تفکر نباشد ، آزاد است.
اما در این بین اموری وجود دارد که بشر باید در آن ها آزاد باشند و اصلا اجبار بردار نیستند که عبارت اند از: محبت و دوستی ، ایمان (و در نگاه اسلامی، نه به معنای تمکین مطلق) و اساسا اسلام آمده است تا ایمان ، عشق و شور را بر مبنای تفکر آزاد در دل ها ایجاد کند زیرا به اجبار نمی توان کسی را مومن کرد و اگر هم ممکن بشود پایدار نمی ماند ، اخلاقیات (به معنای ملکه ی روحی یعنی حتی اگر قانون و جبری هم نباشد مثلا من روحا صادق باشم ، عادل باشم ، امین باشم و...)، رشد فردی ، رشد اجتماعی و رشد فکری ( اگر در مسائلی که مردم باید به آن ها فکر کنند مردم ترسانده شوند از اینکه در فلان موضوع مذهبی و دینی مبادا فکر کنی و دچار یک شک کوچک شوی وگرنه جهنمی میگردی هرگز فکرشان رشد نمی کند و اسلام نیز چنین چیزی نمی خواهد ؛ احادیث زیادی در این موضوع داریم . برای مثال در روایتی آمده که عربی خدمت پیامبر رسید و گفت دچار شک گردیده و پیامبر فرمودند همین عین ایمان است یعنی این تازه اول راه است و باید در رفع ان تلاش کنی تا تو را به ایمان واقعی برساند.) شک منزل بدی است اما معبر لازم و خوبی است.
و سلام علیکم و رحمة الله

دوشنبه, 03 آبان 1395 23:02

 

مهدویت(قسمت پایانی)
سومین جلسه از سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری ، گا م سوم 29مهر در دانشگاه اصفهان برگزار شد، در این جلسه قسمت پایانی کتاب مهدویت توسط آقای سجاد زاده تدریس شد، که در زیر می توانید گزارش مختصری از آن را مطالعه نمایید.
آنچه گذشت:ازدید شهید مطهری در گذشته تاریخ،محوریت با حق بوده است،آینده تاریخ نیز بر اساس متد ونگاه فلسفی که شهید مطهری داشت ،سراسر حق خواهد بود.
مقدمه:امداد های غیبی:هدف یافتن جایگاه امداد های غیبی در گذشته وآینده بشراست ،در ابتدا از ایمان به امداد های غیبی سخن گفته شده است در نتیجه باید جایگاه ایمان مشخص شود.
در قران کریم تقریبا 880 مورد را می توان یافت که در آن ها کلمه ایمان به صورت مستقیم به کار رفته است .ایمان چیست که خداوند متعال در این حد روی آن تاکید دارد؟ایمان در لغت به معنای در امنیت بودن است ،یکی از راه های شناخت ایمان این است که نقطه متقابل ایمان یعنی کفر،شرک ونفاق را بشناسیم.راه دیگر، شناخت ویژگی های ایمان است . از آن جمله اینکه:1-ایمان یک فعل اختیاری است که نمونه بارز این گفته را می توان در آیه:( لا اکراه فی الدین قد... )دید،2- ایمان کار قلب است 3-اطمینان قلبی برای ایمان کافی است (یقین)4-ایمان قابل پنهان کردن است(تقیه) یکی از مواردی که در آن شیعه را به نفاق متهم می کنند استفاده از اصل تقیه است می گویند:شیعیان ایمان خود را پنهان می کنند، با جهل به این موضوع که تقیه از ویژگی های ایمان است5- قابلیت افزایش وکاهش دارد6-باید تسلیم محض متعلقات ایمان بودو..که هریک از ویژگی های ذکرشده مصداق قرآنی دارند.
حال به این نکته بپردازیم که متعلقات ایمان چیست؟ ما باید به 7 چیز ایمان داشته باشیم ،شامل:ایمان به توحید، ارسال رسل ، معاد ، کتب آسمانی ، فرشتگان ، آیات حق وامداد های غیبی. ایمان به غیب چیست؟به تعبیر شهید مطهری غیب چیزی است که ازحواس پنجگانه پوشیده باشد وابزار فهم آن چیز دیگری باشد،ایمان به غیب ازطیف همان ایمان به امداد های غیبی است وبه دوصورت الهام (وحی) یا فراهم آوردن شرایط می باشد.از جمله امداد های الهی به بندگان، آوردن اولیا وانبیااست؛ انبیا برای بندگان یاور ویاری رسان هستند در نتیجه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)از جمله امداد های غیبی هستند که برای بشر فرستاده شده اند .خداوند زمانی امدادی را می فرستد که شرایطش فراهم باشد بنابراین زمانی حضرت مهدی(علیه السلام) را می فرستد که جمیع مومنین نیازمند اوباشند شهید مطهری می گوید :باید مومنینی باشند که به سمت حق قدم بر دارند وآنگاه که یگرنمی توانند به جلو بروند از خداوند بخواهند که حضرت مهدی(علیه السلام) را بفرستد در نتیجه زمانی که مومنین قوی شوند زمان ظهور نزدیک می شود نه زمانی که در ضعف هستند.مومنین باید ویژگی یک منتظر واقعی را داشته باشند بنا بر نظر شهید مطهری در کتاب مهدویت انتظار خود دو نوع است انتظار سازنده وتعهد آور که با فضیلت ترین عبادت است وانتظار ویرانگر وفلج کننده.
علل پیدایش انتظار ویرانگرچیست؟،منتظر حقیقی کیست؟،آیا جبهه حق در حال بسط است؟ از دیگر مباحث مطرح شده در این جلسه بودند.

دوشنبه, 03 آبان 1395 21:55

 

 

گزیده ی مباحث مطرح شده در اولین جلسه ی طرح حرف ناب با محوریت آزادی ونهضت آزادی بخش اسلام
استاد رضوانی مقدمه ی بحث را با تعریف آزادی آغاز کردند و بیان کردند که در یک نگاه کلی آزادی به معنای "نبود مانع " است. سپس آزادی را به دو نوع آزادی معنوی و اجتماعی تقسیم کرده و در ادامه هر قسم آن را تشریح و به بیان رابطه میان این دو نوع پرداختند.

رد پا

حالت های رنگی