پنج شنبه, 07 بهمن 1395 11:31

 

“بزرگتر"


روزی شخصی خدمت علامه مصطفوی رسید و گفت: فرزندم بهایی شده با او صحبت کنید تادوباره شیعه شود.
فرزند را خدمت علامه آوردند و آن ها باهم گفتگو کردند. پسر بارها در مسائل مختلف کم آورد.بعد سرش را پایین انداخت و کمی به فکر فرو رفت. پدر خیال کرد که الحمدلله پسرم عاقل شد و بهاییت را رها کرد، اما پسر سرش را بالا آورد و گفت: باید با عالم فرقه مان صحبت کنید و بزرگتر من در این علم اوست.


سپس بلند شد و خواست که از مجلس بیرون برود که علامه صدایش کرد و گفت: زمانی که آن ها دین و ائمه را از تو میگرفتند و برایت ادله افاضه میکردند آیا گفتی که باید بزرگترم و عالم دینم را بیاورم؟!

جمعه, 23 مهر 1395 23:19
پنج شنبه, 22 مهر 1395 23:22

رد پا

حالت های رنگی