یکشنبه, 24 بهمن 1395 06:56

 

ششمین جلسه ی حرف ناب با موضوع تقوا برگزار گردید:

در این جلسه که با معنای لغت تقوا آغاز شد؛ استاد تقوا را با توجه به تألیف راغب در المفردات ، نگداشتن چیزی از چیز دیگر تعریف کردند؛ مثلا وقتی خداوند می فرمایند "متقین" یعنی کسانی که نفس را از گناه حفظ می کند و معنایی مانند ترس را که گاها در برخی ترجمه ها می بینیم اصل معنای کلمه ی تقوا نیست و مجازأ آورده شده و آن چه که شهید مطهری با آن مخالف است این است که ایشان می فرمایند نمیدانم از چه رو تقوا را  پرهیز کردن و متقین را پرهیزکاران  معنی می کنند؟! ایشان می گویند: گمان می کنم که تنها فارسی زبانان هستند که از این کلمه مفهوم پرهیز و اجتناب درک می کنند.در ادامه استاد تقوا را به دو تقوای ضعف و قدرت تقسیم کردند. نوع اول یعنی اینکه انسان برای حفظ خود از آلودگی کلا وارد محیطی که احتمال گناه در آن وجود دارد نمی شود اما نوع دوم یعنی انسان در روح خود یک حالت و قوتی به وجود می آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی میدهد و اگر فرضا او در محیطی که احتمال لغزش وجود دارد قرار بگیرد آن اراده ی روحی او را حفظ می کند باید توجه داشت که مجلس گناه شامل تقوای قوت نمی شود یعنی مجلسی که میداند صد در صد گناهی در آن رخ میدهد بلکه منظور محیطی است که احتمال لغزش در ان وجود داشته باشد مانند وقتی که دو نامحرم در یک فضایی قرار بگیرند؛ اینطور نیست که صد در صد گناه رخ میدهد اما احتمال گناه ، بسیار زیاد است.باید بدانیم که تقوا تنها یک حال نیست که در این زمان به من رخ دهد و زمانی ندهد بلکه تقوا یعنی خود نگهداری همیشه در برابر گناه و بدون احساس ضعف است.انسان زندگی می کند تا به خواسته هایش برسد و در راه رسیدن به آن ها محدودیت ها را نیز می پذیرد مثلا در فوتبال ، بازیکن تمام تلاشش را می کند که گل بزند اما وقتی توپ رفت بیرون دیگر کسی با داور چونه نمی زند که اوت نگیرد یا بازیکن نمی گوید کاش دروازه یکم این طرف تر بود، من تمام تلاشم را کردم گل بزنم خب اگر دروازه یک سانت این طرف تر بود گل می شد یا چرا جای دروازه را عوض نمی کنید؟!!! به هر ترتیب بازیکن ها محدودیت های زمین را پذیرفته اند . این مستطیل سبز فوتبال نمایی اززندگی واقعی ماست .

در زندگی ما هم محدودیت هایی هست که باید آن ها را بپذیریم و در چارچوب تعیین شده زندگی کنیم و جلو رویم یعنی دربرابر حدودی که زندگی دارد خود را نگه می داریم و از آن ها تجاوز نمی کنیم ؛ نام این "خودنگهداری"  که مستلزم ترک امور و لذت های پایین برای لذت های بالاتر است "تقوا" نام دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت تقوا تنها به درد بچه مذهبی ها نمی خورد بلکه حتی شخص بی دین هم برای دست یابی به لذات بالاتر نیاز به خودنگهداری دارد بنابراین زندگی انسان با تقوا گره خورده است چرا که برای رسیدن به خواسته ای باید از یک سری چیزها خود را محروم کند ولی در واقع از منظر هیچ انسانی محرومیت  نیستند زیرا چیزی با ارزش بیشتر بدست خواهند آورد بلکه محرومیت آنجا است که انسان از لذت و یا سعادتی محروم گردد.مسئله ی مطرح شده ی بعدی این بود که علاوه بر این که تقوا ما را حفظ می کند ما هم باید تقوا را حفظ کنیم چرا که موقعیت هایی وجود خواهد داشت که تقوا آن جا را تضمین نخواهد کرد مثلا قانون صرفا جامعه اصلاح نخواهد کرد و کنترل بیرونی هیچ وقت خطا را به صفر نمی رساند چرا که باید کنترل درون هم باشد.در ادامه استاد آثار تقوا را بیان کردند که عبارت است از 1- اصلاح جامعه 2- سلامت بدن(چرا که منشاء بسیاری از بیماری های بدن ، تعارضات روح است. ) 3- روشن بینی و بصیرت (پیامبر فرموده اند: با هوس های نفسانی مبارزه کنید تا حکمت در دل شما وارد شود.همانطور که خیلی از ما تجربه کرده ایم گاهی اقات در تشخیص راه درست زندگی سرگردان می شویم چرا که نمی دانیم عقل دستور می دهد یا هوای نفس؟ در اینجا تقوا به کمک عقل می آید اینگونه که با دشمن عقل که تمایلات نفسانی است مبارزه می کند و اجازه می دهد که عقل تصمیم گیرنده و مسلط بر نفس باشد. ) 4- کشف معارف الهی 5- تلطیف احساسات6- پیروزی بر مشکلات (اگر دقت کنیم اکثر مشکلات ما خودساخته هستند حداقل کارکرد تقوا این است که کمک می کند بهترین تصمیم عقلانی را برای رفع مشکلات بگیریم.)
و العاقبة للمتقین...

دوشنبه, 08 شهریور 1395 09:59

 

همیشه برام سوال بود که چرا غرب آنقدر روی بی بندوباری و عیاشی و به طور کلی دور کردن مردم از تقوی وقت و انرژی میزاره!!!؟
واقعا چرا؟ مگه تو بی بندوباری چه رازی هست؟

و چرا رهبری هروقت با پرسنل دستگاه های حساس امنیتی مثل وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران، دیدار میکنند،بعد از تمام صحبت ها، بیشترین توصیه و تاکید رو روی ایمان و تقوی نیروها دارند؟؟؟؟

تو تقوی چه رازی هست؟ 

دستگاه امنیتی که هم در داخل در مواجه با فتنه های منافقین و هم در خارج در مقابل،با دستگاه های مخوفی مثل Nsa و سیا و موساد با آن همه امکانات و تجهیزات های تک،در تقابل اند،بیشتر از هرچیزی به تقوی الهی توصیه میشن!! تا اینکه به این آیه استراتژیک رسیدم:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا #يُفْتَنُونَ!
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم» ، به حال خود رها می شوند و #آزمایش نخواهند شد؟!
  يُفْتَنُونَ از ریشه فتنه به معنی آزمایش!
یعنی اگه بگیم ایمان آوردیم خدا ولمون نمیکنه،خودش گفته دیگه، با فتنه ها آزمایش میکنه،تست میکنه!
فتنه یعنی چی؟  یعنی در هم آمیخته شدن حق و باطل!
برای بیرون اومدن از فتنه و قبول شدن،آدم باید قدرت تشخیص داشته باشه،قدرت تشخیص حق از باطل،معادل عربی و قرآنیش میشه فرقان!!!
حالا با تکنیک تحلیل قرآن با قرآن،
این آیه استراتژیک تر و هم در نظر بگیرید :
إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجعَل لَكُم فُرقانًا
! اگر از خدا بپرهیزید، برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‌دهد؛
  یعنی پیش نیاز رسیدن به فرقان و قبول شدن از فتنه های آخر الزمان تقوی و ایمان هست!!!!!!
حالا خودتون تو این فرمول سنگین و پیچیده برای رستگاری، آیتم هایی مثل کنسرت و جشنواره رو بزارید، متوجه اصرار بعضی از مسولین بر ابتذال خواهید شد!
والعاقبت للمتقین

آیا آنان که میدانند، با آنان که نمیدانند، برابرند؟

شنبه, 05 تیر 1395 12:39

 

 

 

شما و همه فرزندان و خاندانم و هر که این وصیتم به او مى رسد را به تقواى الهى، و نظم در زندگى، و اصلاح بین مردم سفارش مى کنم.

به گزارش مشرق، مفاهیم بلند نهج‌البلاغه پس از 14 قرن کماکان بر قله‌های مفاهیم انسانی می‌درخشد. اما در این میان توصیه‌های ساعات آخر زندگی حضرت امیر نسبت به فرزندانش بسیار خاص و خواندنی است. این فرازها تقدیم خوانندگان می‌شود.

اُوصیکُما بِتَقْوَى اللّهِ، وَ اَنْ لاتَبْغِیَا الدُّنْیا وَ اِنْ بَغَتْکُما

شما را به تقواى الهى سفارش مى‌نمایم؛ و اینکه دنیا را مجویید گرچه دنیا شما را بجوید؛

وَ لاتَأْسَفا عَلى شَىْء مِنْها زُوِىَ عَنْکُما

و بر آنچه از دنیا از دستتان رفته متأسّف نباشید؛

وَ قُولا بِالْحَقِّ، وَ اعْمَلا لِلاَْجْرِ،

حق بگویید، و براى ثواب الهى بکوشـید؛

وَ کُونا لِلظّالِمِ خَصْماً، وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً

دشـمن سـتمگر و یـار سـتمدیده باشـید؛

اُوصیکُما وَ جَمیعَ وَلَدى وَ اَهْلى وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتابى بِتَقْوَى اللّهِ

شما و همه فرزندان و خاندانم و هر که این وصیتم به او مى‌رسد را به تقواى الهى،

وَ نَظْمِ اَمْرِکُمْ، وَ صَلاحِ ذاتِ بَیْنِکُمْ

و نظم در زندگى، و اصلاح بین مردم سفارش مى‌کنم؛

فَاِنّى سَمِعْتُ جَدَّکُما صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُ: «صَلاحُ ذاتِ الْبَیْنِ اَفْضَلُ مِنْ عامَّةِ الصَّلاةِ وَ الصِّیامِ»

چرا که از جد شما (صلّى اللّه علیه وآله) شنیدم، مى‌فرمود: «اصلاح ذات البین از عموم نماز و روزه بهتر است.»

اللّهَ اللّهَ فِى الاَْیْتامِ، فَلاتُغِبُّوا اَفْواهَهُمْ، وَ لایَضیعُوا بِحَضْرَتِکُمْ.

خدا را خدا را درباره یتیمان! آنان را گاهى سیر و گاهى گرسنه مگذارید، مباد که در کنار شما تباه شوند!

وَ اللّهَ اللّهَ فى جیرانِکُمْ، فَاِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّکُمْ، ما زالَ یُوصى بِهِمْ حَتّى ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ!

خدا را خدا را در رابطه با همسایگان! که مورد سفارش پیامبر شمایند؛ پیوسته به آنان سفارش داشت تا جایى که گمان بردیم میراث برشان خواهد ساخت!

وَ اللّهَ اللّهَ فِى الْقُرْآنِ، لایَسْبِقْکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ

خدا را خدا را درباره قرآن! نیاید که دیگران در عمل به آن از شما پیشى جویند!

وَاللّهَ اللّهَ فِى الصَّلاةِ، فَاِنَّها عَمُودُ دینِکُمْ

خدا را خدا را درباره نماز! که نماز عمود دین شماست!

فوَاللّهَ اللّهَ ى بَیْتِ رَبِّکُمْ، لاتُخَلُّوهُ ما بَقیتُمْ، فَاِنَّهُ اِنْ تُرِکَ لَمْ تُناظَرُوا

خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان! تا وقتى هستید آنجارا خالى مگذارید، که اگر خالى گذاشته شود از کیفر حق مهلت نیابید!

وَ اللّهَ اللّهَ فِى الْجِهادِ بِاَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ وَ اَلْسِنَتِکُمْ فى سَبیلِ اللّهِ

خدا را خدا را درباره جهاد با اموال و جان و زبانتان در راه خدا !

وَ عَلَیْکُمْ بِالتَّواصُلِ وَ التَّباذُلِ، وَ اِیّاکُمْ وَ التَّدابُرَ وَ التَّقاطُعَ.

بر شما باد به پیوند با هم و بخشش مال به یکدیگر، و بپرهیزید از دورى و قطع رابطه با هم!

لاتَتْرُکُوا الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْکَرِ، فَیُوَلّى عَلَیْکُمْ اَشْرارُکُمْ، ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُسْتَجابُ لَکُمْ

امر به معروف و نهى از منکر را وانگذارید؛ که بدکارانتان بر شـما مسـلّط شوند، آن گاه دعـا کنید و به اجابـت نرسـد.

( ثُمَّ قالَ: ) یا بَنى عَبْدِالْمُطَّلِبِ، لا اُلْفِیَنَّکُمْ تَخُوضُونَ دِماءَ الْمُسْلِمینَ خَوْضاً

سپس فرمود: اى فرزندان عبدالمطّلب، نیابم شما را که به بهانه کشته شدن من در خون مسلمانان فرو افتید!

 تَقُولُونَ: قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ! قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ!

و گویید: امیرالمؤمنین کشته شد؛ امیرالمؤمنین کشته شد!

اَلا، لا  یُقْتَلَنَّ بى اِلاّ قاتِلى

معلومتان باد که فقط قاتلم باید قصاص شود؛

اُنْظُرُوا اِذا اَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَة،

ملاحظه نمایید هرگاه من از این ضربت او از دنیا رفتم تنها او را یک ضربت بزنید؛

وَ لاتُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ، فَاِنّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

و گوش و بینى و اعضاى او را قطع مکنید، که من از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله

یَقُولُ: «اِیّاکُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ».

شنیدم مى‌فرمود: «از مُثله کردن دورى کنید هرچند درباره سگ گازگیرنده باشد»

نهج البلاغه

رد پا

حالت های رنگی