یکشنبه, 06 فروردين 1396 06:55

 

پس از انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و پنجمین دوره خبرگان رهبری متن ذیل را نوشتم:
در طول چند وقت گذشته تحلیل های زیادی پیرامون نتایج انتخابات و تبعاتش و... مطرح شده،منتها به نظرم یک نقطه هست که کمتر مورد توجه قرار گرفته.
رهبری پیش از انتخابات از همه برای حضور در انتخابات دعوت کردند اما در میان مدعوین به صورت ویژه از #مخالفین_نظام دعوت شد که  پای صندوق های رای بیایند
جالب تر آن که تقریبا برای نخستین بار، #بی_بی_سی هم در این نقطه همراه میشود و او هم از مردم شریف و همیشه در صحنه ایران برای شرکت در انتخابات دعوت میکند
و به همین ترتیب #مراجع_عظام_تقلید و علما و #شبکه_دو و "#من_و_تو" و #صدای_آمریکا و ...برای نخستین بار،در "اصل دعوت" اشتراک نظر پیدا میکنند
و اگر به فرض ما کر و کور هم که باشیم تا همین جا کاملا برایمان روشن میشود که به هر ترتیب، آن کسانی که تا چند وقت پیش با "نیامدن" به نظام اعتراض میکردند و شعارشان "#رای_نمیدهم" بود الان با "آمدن " اعتراضشان را نشان میدهند و شعارشان "#رای_میدهم " شده و کمترین و اولین معنی این تغییر رفتار سیاسی_اجتماعی،افزایش وزن مخالفین نظام است،چونان که نمیشود آن ها را نادیده گرفت و آنقدر اثرگذار و قابل توجه هستند که رهبر معظم انقلاب، شخصا و راسا از آن ها برای حضور در پای صندوق های رای دعوت میکند...
و الآن طبیعتا حزب اللهی ها،به جای این که نگران باشند که چرا لیست درب و داغون و بی رنگ و بی بو و بی مزه آقای #حداد_عادل رای نیاورد و به جای این که سردار سراج و تحلیل های مهدی محمدی و دوستان دیگر بر این اصرار داشته باشد که همه را متقاعد کنند تا دفعه بعد به لیست آنهه رای بدهند...
طبیعتا الآن باید متمرکز بشوند بر این که چه اتفاقی در طول چهار دهه گذشته رخ داده و نحوه اثر حکومت بر مردم و نوع عملکرد رسانه ها و میزان موفقیت شعار ها و #بسط_عدالت_اجتماعی و رفع نیازهای اساسی و #توسعه_آزادی و شیوه آموزش ابتدایی و آموزش عالی و... در چه حدی بوده که داریم به نقطه ای میرسیم که در انتخابات ها اصلا دیگر مساله این نیست که فلانی رای بیاورد یا فلانی رای نیاورد! و واقعا  رقابت دیگر میان افراد نیست...
کار دارد به جایی میرسد که_لااقل از نظر بخش قابل توجهی از مردم_  انتخابات ،یک #رفراندوم تلقی میشود بر اساس منطق:(آری/خیر)!
عده ای در همین چهارچوب رای میدهند به کسی که برایشان تداعی کننده ی "#مخالفت" باشد
فارغ از این که آن شخص اصلا چه کسی هست و مستقل از این که #انگلیس از آن شخص حمایت کرده یا نکرده و حتی فارغ از این که آن شخص را اساسا میشناسند یا خیر!!
و لااقل در پایتخت و در مرکز حکومت تعداد بسیار قابل توجهی از مردم هستند که از دوقطبی (ایران_انگلیس) و (ایران _آمریکا ) به دو قطبی (نظام_مردم) شیفت کرده اند!
و این دقیقا همان چیزی است که چه خوشمان بیاید چه بدمان بیاد ،باید به آن توجه داشته باشیم،به جای وقت تلف کردن و وراجی در مورد لیست ائتلاف پفکی آقای ایکس و ...
این همان چیزی است که باید در صدد فهم و بعد در پی چاره اش باشیم!


@daadnevesht

سه شنبه, 17 اسفند 1395 23:01

 

 

 

هرچه به انتخابات نزدیکتر می‌شویم، طیفها وافراد مختلف اصولگرا و حزب‌اللهی بیشتر رو می‌آیند و حرف می‌زنند و موضع می‌گیرند. یکی از بی اعتنایی به جوانان در دولت کهنسال میگوید، یکی در رثای فرهنگ از دست رفته وامصیبتا می‌گوید، دیگری «تقریبا هیچ» برجام را عَلم می‌کند و از بی توجهی دولت به اقتصاد مقاومتی انتقاد می‌کند. اما خیلی از این حضرات در چهارسال گذشته مشغول خدمت در فلان معاون فلانجا و فلان سازمان و بنیاد بودند و گاهی به فراخور تلفنی که زنگ خورده یا دعوت به برنامه‌ای؛ موضع گرفته اند.

یک نفر بود که در این چهارسال در خط مقدم بود و مواضعش موسمی و فصلی نبود. چهارسال استان به استان گشت و همه ی ضعفهای دولت را مو به مو نقد کرد. چهار سال از ابتدای برجام و سیاست خارجی دولت موشکافانه نقد کرد، فحش خورد و تخریب شد، نقدهایش درباره برجام و وعده های پسابرجام مسخره شد ولی حرفش را زد. با کدخدا نشستن را نقد کرد، از کربلا درس مذاکره گرفتن را نقد کرد، سیاستهای فرهنگی دولت را نقد کرد، اقتصادش را نقد کرد، کهولت مدیرانش را، سیاستهای نفت و محیط زیستش را. در این چندسال جلسات مختلف  و مستمر کارشناسی و تخصصی با کارگروه های مختلف درباره اقتصاد و فرهنگ و محیط زیست داشته، ولی بدون سر و صدا و قیل  وقال. خروجی‌اش هم شد انتقادهای دقیق و تخصصی‌اش در سخنرانی هایی که مو لای درزشان نرفت.

جلیلی چهارسال #نخ_تسبیح حزب‌اللهی های دلواپس دین و معیشت مردم بود. چهارسال قبل خیلی از حرفهای جلیلی در صدای بوق و کرنای حامیان چرخش همزمان سانتریفیوژ و چرخ کارانه ها گم شد. حالا پس از چهارسال ریاست روحانی بر مملکت هیچ کس جز او لیاقت رقابت  با روحانی را ندارد.

@پیام شهید

 

پنج شنبه, 05 اسفند 1395 11:54

 

موسی قبل از انقلاب فقط با یک فرعون طرف بود اما پس از انقلاب و تشکیل حکومت با سه جبهه مواجه گشت که همان فرعون بودند، منتها در پیکره حکومت الهی و در لباس انقلاب:

 نخست یاران انقلابی پشیمان شده اش.
کسانی که دوشادوش او علیه فرعون مبارزه کرده بودند و در تشکیل حکومت نقش بسزایی داشتند و چون به قدرت رسیدند حال و هوا و مسلکشان را تغییر دادند.
دسته ای که «سامری» بزرگ آنان بود.
کسی که آنقدر نزد مردم مقبول بود که وقتی غیبت موسی .ع. ده روز بیشتر طول کشید، با ایراد یک خطبه، مردم را گوساله پرست کرد و به آرمان های انقلابش خیانت ورزید.

 جبهه دوم جریانی بود که نه با استفاده از قاچاق و راه زنی بلکه از راه علم و تجربه و مهارت (به اصطلاح امروزی، رانت و رابطه) برای خودش ثروتی افسانه ای اندوخته و سیستم حکومت اسلامی موسی را عملا به سوی سرمایه داری و سرمایه سالاری پیش برد و برده داری را به نحو و صورتی دیگر احیا نمود.
فردی که با عایدی این ثروت که آلوده به ربا بود، زنان فاحشه را برای آلوده کردن مسئولان حکومتی اجیر می نمود و تعالی حکومت را در برتری ثروتمندان بر فقرا و محرومین می دانست.

جریانی که «قارون» نماد و رهبر آن بود.

 جریان سوم که نماد و رهبر آنان «بلعم باعورا» است.
جریان روحانیت وابسته و متحجری  که قرآن از آنان به عنوان گروهی که به نام خدا، اموال مردم را مصادره می کنند نام می برد.

گروهی که نه تنها در مقابل مظالم اجتماعی ایستادگی نمی کنند بلکه خود نیز با سکوت یا همراهی، شریک فساد و دنیاطلبی ظالمان می شوند. آنجا که فرمود:

التوبة
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﻳﻘﻴﻨﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ دانشمندان دینی ﻭ راهبان ، ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻃﻞ [ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻉ ] ﻣﻰ  ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ [ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ] ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯﻣﻰ  ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻃﻠﺎ ﻭ ﻧﻘﺮﻩ ﻣﻰ  ﺍﻧﺪﻭﺯﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻧﻤﻰ  ﻛﻨﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻋﺬﺍﺏ ﺩﺭﺩﻧﺎﻛﻰ ﻣﮋﺩﻩ ﺩﻩ .(34) 

 این سه جبهه در تمامی انقلاب ها و جوامع اسلامی حضور داشته و دارند، فقط اسامی رهبران آنها  تغییر کرده و می کند.

و اگر حاکمان جامعه اسلامی، مجاهدین و مبارزین و عدالتخواهان از عهده این سه جبهه بر نیایند، حکومت اسلامی عملا تهمتی بیش به ساحت اسلام نخواهد بود.

#سلمان_کدیور

جمعه, 06 اسفند 1395 11:44

 

دو بار در تاریخ #آشتی_ملی کردیم و هنوز که هنوز است تاوان آن را پس می دهیم.

اولین بارش روز فتح مکه بود. همان روزی که یک لیست دادند به پیامبر .ص. که آقا اینها را بکش.
همینکه پیامبر آمد آن کار را بکند یکی یکی یک مشت محافظه کار آینده نگر، خدمت حضرت رسیدند که آقا امروز روز رحمت است، فلانی را ببخش، امروز روز اتحاد است بهمانی را عفو کن. او مسلمان شده است.
کثیف ترینشان ابوسفیان بود که عباس عموی رسول الله .ص. و عثمان، ضامنش شدند و پیامبر علی رغم میل قلبی و به اصرار همان محافظه کاران انقلابی نما، از خون او گذشت تا بعدها از دین رسول خدا آنطور انتقام بگیرد.

دوم بار روز آخر صفین بود که تا دیدند شکست خورده اند، باز زیر بیرق قرآن و شعار آشتی ملی و وحدت خدعه کردند و آن را به امیرالمومنین تحمیل نمودند.

 بعدش اینکه #آشتی ملی یعنی چه؟ از کی تا به حال ملیت محور آشتی بوده.
ما فقط حول #ایدئولوژی و# عقیده_انقلابی با کسی سر آشتی و اتحاد داریم و برای همین، با بسیاری که جنبش سبزی هم نیستند، اتفاقا ظاهر الصلاح و ریش و پشم دار و ضد اصلاح طلبان هم هستند ولی به #عدالت اسلامی و اجتماعی ایمانی ندارند و در راهش جهاد نمی کنند هم سر آشتی نداریم.

و این جریان دومی که در پیکره انقلاب مخفی اند و با ظاهر و شعار انقلاب چون آفتاب پرست خود را استتار کرده اند، خطر ناک ترند از دسته اول.

سه شنبه, 26 بهمن 1395 23:51

 

 

 

 

رجبی دوانی

به گزارش روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان، نشست دانشجویان انقلابی دانشگاه اصفهان با سخنرانی محمد حسین رجبی دوانی و با موضوع آرمان گرایی و واقع نگری در تاریخ اسلام برگزار شد.
در این نشست رجبی دوانی ضمن بیان تحلیلهایی پیرامون کلمه حزب الله در قرآن کریم گفت: آرمان و هدف خداوند و پیامبر اسلام تبدیل امت مسلمان به حزب الله بوده است. خداوند وعده داده است که حزب خدا همیشه پیروز است و قطعا هیچ شکی در این نیست.
وی افزود: امت مسلمان فی نفسه ارزشی ندارد و وقتی تبدیل  به حزب الله می شود ارزش پیدا می کند. برادران اهل تسنن ریسمان الهی که باعث وحدت بین امت مسلمان می شود را قرآن می دانند و شیعیان ولایت ائمه معصومین، قرآن باید از طریق ائمه تبیین گردد، در غیر این صورت فهم غلطی از آن اتفاق می افتد که دربسیاری موارد باعث گمراهی افراد می شود.

اشرافی گری و اموال نامشروع بیت المال باعث سرکشی در مقابل ولی خدا شد
وی با بیان نکاتی از تاریخ صدر اسلام و شخصیت هایی چون طلحه و زبیر اظهار داشت: طلحه و زبیر از مسلمانان با سابقه بودند و در جنگ احد، زمانیکه عموم مسلمانان فرار کردند، در کنار رسول خدا ماندند، آنها از جمله 12 نفر مدافع حضرت در جریان سقیفه بودند اما در این 25 سال به قدری از امتیازات که خلیفه‌های پیش از حضرت به آن‌ها داده بودند استفاده کرده بودند و ثروت هنگفتی به هم زدند که هنگامی که حضرت می‌خواست این اموال نامشروع را به حکومت بازگرداند سرکشی کردند، زمانی که  از دنیا رفتند، تاریخ روایت میکند که شمش های طلای طلحه را با تبر تقسیم می کردند. امیرالمومنین (ع) در مقابل این کارها و اشرافی گری ایستادند اما بی بصیرتی مردم باعث شد رویشی در زمان حضرت علی(ع) رخ ندهد.
معاون پژوهشی دانشگاه امام حسین (ع) در ادامه گفت: این عدم رویش و حتی گاها ریزش ها تا زمان امام حسین(ع) ادامه داشت اما در آخر، ریخته شدن خون ایشان  در قیام عاشورا باعث شد پس از آن رویش محقق گردد.

عملکرد قوه قضاییه چقدر به علی (ع) شبیه است؟
محمد حسین رجبی دوانی در ادامه با اشاره وقایع پس ازپیروزی انقلاب اسلامی گفت:  یکی از کارهای حضرت لغو این امتیازات اشرافی بود و می‌خواست حقوق‌های نجومی را به بیت‌المال بازگرداند؛ عملکرد قوه قضاییه امروز چقدر به عمل حضرت علی(ع) شبیه است؛ سخنگوی دولت برای نجومی بگیران جلسه معارفه برگزار می‌کند و دختر یکی از همین نجومی بگیران در دفاع از پدرش در صحن مجلس می‌گوید پدرش حقش را از سفره انقلاب گرفته است.


مردم خود را مدیون انقلاب می دانند و برخی مسئولین طلبکارند 
 این استاد دانشگاه بیان کرد: مردم که انقلاب را به ثمر رسانده و فرزندان خود را در این راه فدا کرده اند، همچنان خود را مديون انقلاب مي دانند اما برخی مسئولین از نظام و انقلاب طلب سهم می کنند.
وی با اشاره به سیره علی (ع) گفت: حضرت فرمود که این اموال نامشروع حتی اگر مهریه زنانتان باشد آن را به بیت‌المال باز می‌گردانم؛ از همین رو فتنه جمل را به پا کردند و کسانی که در زمان پیامبر انقلابی بودند رو در روی جانشین پیامبر قرار گرفتند و با منافقین زمان خود متحد شدند؛ در فتنه 88 هم مانند همین اتفاق افتاد و نقش منافقین در وقایع آنروز کاملا آشکار بود.
این محقق تاریخ و قرآن با اشاره به جمگ صفین گفت: خیلی‌ها از لشکر حضرت علی(ع) از جنگ خسته شده بودند و به دنبال بهانه‌ای بودند جنگ را متوقف کنند؛ به نیزه زدن قرآن‌ها این بهانه را دست آن‌ها داد و تنها مالک اشتر به حضرت وفادار ماند و حتی شخصیت‌های چون حجر بن عدی نیز به حضرت معترض شدند که این همه جنگ برای چه است.
رجبی دوانی در پایان مطرح کرد: در دوران انقلاب اسلامی شیعیان بصیرت خوبی پیدا کردند که این بصیرت  در فتنه 88 خود را به خوبی نشان داد.

جمعه, 15 بهمن 1395 20:04

 

 

سید شهیدان اهل قلم می‌گفت:
غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که بر هر چه شک و ترس و تردید است غلبه کنند و حسینی شوند و در این سخن خود، شهدا را مراد می‌کرد. او نوشته است
از میان عواملی که آمریکا را در سلطه جهانیش یاری داده‌اند یکی هم ترس من و توست از او.
می‌گفت: لذا آن کس که ضعیف‌تر است از قدرت آمریکا بیشتر می‌ترسد
و انسانهایی وارسته و قدرتمند چون حضرت امام خمینی (ره) که پای بر فرق همه تعلقات نهاده‌اند و ترس را در وجود خویش کشته‌اند، به حقیقت می‌دانند و می‌گویند که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند».
پیروان صادق امام خمینی (ره) را هم که ببینی سخت به او شباهت دارند. ….
یاد امام وشهدا دلو میبره کربلا

پنج شنبه, 14 بهمن 1395 19:50

 

1.  از در دانشگاه – باقرالعلوم(ع) قم – آمدم این طرف خیابان تا سوار تاکسی شوم. روحانی‌ای که  حدود شصت سال داشت گفت: اوضاع خیلی بد شده! پرسیدم: مگر چه شده؟ گفت: زمان شاه از لات و بنگی و معتاد و قاچاقچی گرفته تا معلم و کارمند و ... تا آخوند می‌دیدند دست به سینه می‌گذاشتند و احترامش می‌کردند. حالا یه نوجون سیزده چهارده ساله موتور سوار به من معمم ریش سفید فحش می‌دهد و پوزخند می‌زند. بعد از انقلاب احترام به روحانیت از بین رفت.(اسلام راحت‌طلبی)

2.  حاج محمدرضا پهلوی به رسم مسلمانی حج گذاشت. به پابوس امام رضا(ع) می‌رفت و به قم می‌آمد برای زیارت حضرت معصومه(ع). اهل روضه و زیارت عاشورا بود.(اسلام سلطنتی)

3.  تمدن بزرگ و رسیدن به توسعه دغدغه‌اش-حاج محمدرضا- بود. گمانش بر آن بود که  جمع اسلام و سلطنت و توسعه و لیبرالیسم، نه تنها ممکن است، بلکه تنها راه پیش روست.(اسلام التقاط)

4.  پیغام فرستاد که اگر به کار حکومت گیر نده‌ای، دستگاه و شخص اعلی حضرت عینا همان احترامی که بر ای آقای بروجردی قائل بود، برای شما هم قائل است.(اسلام فریب و تزویر)

5.  حسین بن علی اگر در جوار خانه خدا می‌ماند و زاد و توشه قیامت جمع می‌کرد، چه بسا از شام هم برای زیارت نوه رسول خدا می‌آمدند تا به حضرتش تبرک بجویند. کربلا که آمد احترام خودش را که نگه نداشتن، هیچ! اهل بیتش را هم هتک حرمت کردند.(اسلام مبارزه، اسلام ظلم‌ستیز)

6.  دستور ساخت مصلی را که نوشت، تذکر داد که شدیدا از زرق و برق‌های بناهای اسلام آمریکایی جلوگیری شود، با هر نامی و عنوانی: مسجد، مصلی، حرم مطهر!(اسلام تجملات، اسلام اشرافیت)

7.  در واپسین ماه‌های حیاتش به سید حمید روحانی نوشت: شما باید نشان دهید چگونه مردم علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی(ص) را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه‌داری، اسلام التقاط و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» کردند.

@jomhouri

رد پا

حالت های رنگی