پنج شنبه, 12 اسفند 1395 22:13

 


 گریه ها و سخنرانی های سیاسی فاطمه کار دستشان داده  و از آن فاجعه بارتر ماجرای حمله به خانه او به آن نحو تراژدیک، سبب اعتراضات بسیاری گشته بود به حدی که زمزمه های پشیمانی از بیعت در میان صحابه پبامبر و آغاز شورش های عمومی و به خوبی شنیده می شد.

با یکدیگر که مشورت کردند آن یکی به دیگری گفت:
باید به عیادت فاطمه برویم و از او دلجویی کنیم. وگرنه حکومت نوپایمان نابود خواهد شد.

دیگری گفت: باید از او رضایت بستانیم ... مردم باید ببینند ما با اهل بیت پیامبر مهربان هستیم.

پس تقاضای ملاقات کردند. حضرت مخالفت کرد.
باز اصرار کردند و باز مخالفت شنیدند.
چند که روز معطل شدند و خبر درخواست مذاکره که گوش به گوش و دهان به دهان چرخید و بحث روز افکار عمومی شد،  با وساطت شوهرش پذیرفت.

در آن روز که تمام مدینه در عطش نتیجه مذاکره لحظه شماری می کرد، آن دو با چهره هایی محزون و مغموم به خانه نیم سوخته داخل شدند و دختر رسول خدا را دیدند که بر بستر بیماری نشسته است.

خجالت زده سلام کردند.
بانو پاسخ  نداد.
فکر کردند حضرت نشنیده است، پس دوباره بلندتر سلام دادند، حضرت باز پاسخ نداد و  این بار روی خود را برگرداندند.

به خوبی می دانستند که در اسلام پاسخ سلام واجب است، مگر آنکه سلام کننده ستمگر باشد.
این پس از مکان مذاکره، دومین ضربه ای بود که بر آنان وارد شده بود.

چند لحظه ای سکوتی دهشتناک بر سینه شان نشست. انگار دیواری بلند میانشان کشیده باشند.

آخر مِن مِن کنان به سخن آمدند. عذر آوردند، دلیل تراشیدند، #وحدت مسلمین را سند کردند و اینکه #رومیان و #ایرانیان منتظر تفرقه اند تا اسلام را نابود کنند.
آخر امر هم دعوت به #اتحاد و #آشتی_ملی کردند و اینکه #امنیت مسلمین نباید به خطر بیفتد، پس به #مصلحت نیست بیش از این #اعتراض کردن.

خوب که سخنانشان را گفتند و هرچه در مشت داشتند بر زمین ریختند،  حضرت فرمود:
آیا شما دو تن شهادت می دهید که من دختر رسول خدایم، آنکه پیامبر او را راستگوترین زن عالم و سرور زنان بهشت می دانست.
گفتند بلی. ما شهادت می دهیم.

فرمود آیا شهادت می دهید که پیامبر، خشم مرا خشم خداوند و رضایت مرا رضایت پروردگار دانسته است؟

گفتند بلی ما شهادت می دهیم که چنین است.

فرمود آیا شهادت می دهید که مراد کتاب خدا در آنجا که فرمود:«اهدنا صراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین»، صراط مستقیم ما هستیم و مغضوبین خداوند، دشمنان ما هستند؟
گفتند، آری ما این را از پیامبر شنیدیم.

حضرت لحظه ای مکث کرد و سپس دستانش را به آسمان برد و گفت: خدایا شاهد باش که من بر اینان و حکومتشان غضب کردم پس تو نیز بر آنان غضب کن و دشمنشان بدار.

ضربه ای اساسی و مهلک بر آنان وارد آمد. فاطمه از آنان اعتراف مهیبی ستانده بود.

اولی که شیخ پیری بود صیحه ای کشید، اشکش جاری شد و آمد از کاری که آغاز کرده عقب بکشد، که دومی، خشمگین و غضب آلود، دستش را گرفت از خانه خارجش کرد.

خبر که در شهر منتشر شد، آشوبی به پا شد.
ناچار شدند #حکومت_نظامی اعلام کنند.

#سلمان_کدیور

پنج شنبه, 01 مهر 1395 11:38

 

خانم_دهقانی 

شنبه, 05 تیر 1395 12:39

 

 

 

شما و همه فرزندان و خاندانم و هر که این وصیتم به او مى رسد را به تقواى الهى، و نظم در زندگى، و اصلاح بین مردم سفارش مى کنم.

به گزارش مشرق، مفاهیم بلند نهج‌البلاغه پس از 14 قرن کماکان بر قله‌های مفاهیم انسانی می‌درخشد. اما در این میان توصیه‌های ساعات آخر زندگی حضرت امیر نسبت به فرزندانش بسیار خاص و خواندنی است. این فرازها تقدیم خوانندگان می‌شود.

اُوصیکُما بِتَقْوَى اللّهِ، وَ اَنْ لاتَبْغِیَا الدُّنْیا وَ اِنْ بَغَتْکُما

شما را به تقواى الهى سفارش مى‌نمایم؛ و اینکه دنیا را مجویید گرچه دنیا شما را بجوید؛

وَ لاتَأْسَفا عَلى شَىْء مِنْها زُوِىَ عَنْکُما

و بر آنچه از دنیا از دستتان رفته متأسّف نباشید؛

وَ قُولا بِالْحَقِّ، وَ اعْمَلا لِلاَْجْرِ،

حق بگویید، و براى ثواب الهى بکوشـید؛

وَ کُونا لِلظّالِمِ خَصْماً، وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً

دشـمن سـتمگر و یـار سـتمدیده باشـید؛

اُوصیکُما وَ جَمیعَ وَلَدى وَ اَهْلى وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتابى بِتَقْوَى اللّهِ

شما و همه فرزندان و خاندانم و هر که این وصیتم به او مى‌رسد را به تقواى الهى،

وَ نَظْمِ اَمْرِکُمْ، وَ صَلاحِ ذاتِ بَیْنِکُمْ

و نظم در زندگى، و اصلاح بین مردم سفارش مى‌کنم؛

فَاِنّى سَمِعْتُ جَدَّکُما صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُ: «صَلاحُ ذاتِ الْبَیْنِ اَفْضَلُ مِنْ عامَّةِ الصَّلاةِ وَ الصِّیامِ»

چرا که از جد شما (صلّى اللّه علیه وآله) شنیدم، مى‌فرمود: «اصلاح ذات البین از عموم نماز و روزه بهتر است.»

اللّهَ اللّهَ فِى الاَْیْتامِ، فَلاتُغِبُّوا اَفْواهَهُمْ، وَ لایَضیعُوا بِحَضْرَتِکُمْ.

خدا را خدا را درباره یتیمان! آنان را گاهى سیر و گاهى گرسنه مگذارید، مباد که در کنار شما تباه شوند!

وَ اللّهَ اللّهَ فى جیرانِکُمْ، فَاِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّکُمْ، ما زالَ یُوصى بِهِمْ حَتّى ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ!

خدا را خدا را در رابطه با همسایگان! که مورد سفارش پیامبر شمایند؛ پیوسته به آنان سفارش داشت تا جایى که گمان بردیم میراث برشان خواهد ساخت!

وَ اللّهَ اللّهَ فِى الْقُرْآنِ، لایَسْبِقْکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ

خدا را خدا را درباره قرآن! نیاید که دیگران در عمل به آن از شما پیشى جویند!

وَاللّهَ اللّهَ فِى الصَّلاةِ، فَاِنَّها عَمُودُ دینِکُمْ

خدا را خدا را درباره نماز! که نماز عمود دین شماست!

فوَاللّهَ اللّهَ ى بَیْتِ رَبِّکُمْ، لاتُخَلُّوهُ ما بَقیتُمْ، فَاِنَّهُ اِنْ تُرِکَ لَمْ تُناظَرُوا

خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان! تا وقتى هستید آنجارا خالى مگذارید، که اگر خالى گذاشته شود از کیفر حق مهلت نیابید!

وَ اللّهَ اللّهَ فِى الْجِهادِ بِاَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ وَ اَلْسِنَتِکُمْ فى سَبیلِ اللّهِ

خدا را خدا را درباره جهاد با اموال و جان و زبانتان در راه خدا !

وَ عَلَیْکُمْ بِالتَّواصُلِ وَ التَّباذُلِ، وَ اِیّاکُمْ وَ التَّدابُرَ وَ التَّقاطُعَ.

بر شما باد به پیوند با هم و بخشش مال به یکدیگر، و بپرهیزید از دورى و قطع رابطه با هم!

لاتَتْرُکُوا الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْکَرِ، فَیُوَلّى عَلَیْکُمْ اَشْرارُکُمْ، ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُسْتَجابُ لَکُمْ

امر به معروف و نهى از منکر را وانگذارید؛ که بدکارانتان بر شـما مسـلّط شوند، آن گاه دعـا کنید و به اجابـت نرسـد.

( ثُمَّ قالَ: ) یا بَنى عَبْدِالْمُطَّلِبِ، لا اُلْفِیَنَّکُمْ تَخُوضُونَ دِماءَ الْمُسْلِمینَ خَوْضاً

سپس فرمود: اى فرزندان عبدالمطّلب، نیابم شما را که به بهانه کشته شدن من در خون مسلمانان فرو افتید!

 تَقُولُونَ: قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ! قُتِلَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ!

و گویید: امیرالمؤمنین کشته شد؛ امیرالمؤمنین کشته شد!

اَلا، لا  یُقْتَلَنَّ بى اِلاّ قاتِلى

معلومتان باد که فقط قاتلم باید قصاص شود؛

اُنْظُرُوا اِذا اَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَة،

ملاحظه نمایید هرگاه من از این ضربت او از دنیا رفتم تنها او را یک ضربت بزنید؛

وَ لاتُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ، فَاِنّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

و گوش و بینى و اعضاى او را قطع مکنید، که من از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله

یَقُولُ: «اِیّاکُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ».

شنیدم مى‌فرمود: «از مُثله کردن دورى کنید هرچند درباره سگ گازگیرنده باشد»

نهج البلاغه

رد پا

حالت های رنگی