سه شنبه, 22 فروردين 1396 20:43

 

حتما یادتان هست،وقتی که پس از مدت ها ساخت و ساز دربسته و محرمانه، پرده از حرم امام برداشته شد یک موج رسانه ای شکل گرفت و پیرامون شدت اشرافیت به کار رفته، اعتراض شد.

خود بنده یکی از اولین افرادی بودم که همان موقع و به عنوان دبیر جنبش عدالتخواه بیانیه ای نوشتم تحت عنوان " حرم پنج ستاره" و سید حسن خمینی را بابت این افتضاح مشعشع سرزنش کردم

اما راستش را بخواهید بعدتر به آن موج رسانه ای که با دامنه کمتری تا الان هم ادامه پیدا کرده، یک نقد جدی وارد میدانم و آن این که:
ساخت و ساز حرم امام (ره) عمدتا متکی بر انگیزه سیاسی مورد نقد قرار گرفت، حال آن که ماجرا ابدا سیاسی نبود و حرم امام به لحاظ عمرانی کاملا از فرهنگ حرم سازی شیعه تبعیت کرده بود!

تمامی حرم های شریف از شیراز و قم و مشهد تا نجف و کربلا، جملگی از همین آلاف و الوف بلاوجه دارند و هر کدام در تزیین و طلاکاری و اشرافیت به دیگری تنه میزند....

حقیقتا درب حرم حضرت رضا (ع) را، کاخ هیچ پادشاهی در جهان ندارد
به واقع آیا خود امام رضا(ع) راضی است که در ساخت درب حرمش کیلو کیلو طلا به کار برود و درعین حال در مقابل همان درب، مثلا کسی از گرسنگی دست به خودفروشی بزند؟
کدام سند و نص و حجت، به چنین اموری رضایت داده؟

چه آن که در خلافش به وفور و تواتر میشود گواهی مکتوب جمع کرد
چنان که پیامبر(ص)، باری خطاب به ام سلمه تصریح میفرمایند: بدترین چیزی که اموال مسلمین در آن راه خرج بشود ساختمان است
و نیز مشهور است که،در عصر قیام امام زمان (عج)، مساجدی که به لحاظ اشرافیت عمرانی فراتر از حدود مسجد النبی باشند را از ریشه در خواهند آورد...!

به همین ترتیب سر تاسر اسناد و اخبار و سیره و سلوک ائمه و انبیا، به روشنی در تضاد با چنین ریخت و پاش هایی است
و جالب تر آنست که در این خصوص، تمامی علما_تا آن جا که من دیده ام_  از اول تا کنون، یا همراهی کرده اند یا سکوت!

فلذا شرط انصاف میدانم که اگر کسی بابت حرم امام خمینی(ره)،تولیتش را سرزنش میکند، طبیعتا به طریق اولی و در همان مسیر باید به همه علما را در طول تاریخ خرده بگیرد
در همین مورد توجه کنید به خبری که حدود یک سال پیش منتشر شد:
رو نمایی از دو قرآن که یکی مزین شده با شصت کیلوگرم نقره و یک کیلو طلا و دیگری، کوچک ترین قران خطی جهان است!
دو قرآن که احتمالا مصرف زینتی دارند و قرار نیست "هیچ گاه مطالعه شوند" در حضور آیت الله مکارم رو نمایی میشود و ایشان در آن باره میفرمایند:
( امیدواریم خلق این #اثر_جاویدان اطلاع رسانی شده و همگان با خبر شوند که در دنیای اسلام و شیعه چه زحمتی روی قرآن کشیده شده است و #عظمت_قرآن بیش از پیش نشان داده شود. آیت‌الله مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: برای همه کسانی که این کار هنری، جالب و بی‌نظیر را رقم زده‌اند دعا می‌کنم و امیدوارم که شاهد عظمت هرچه بیشتر قرآن در دنیا باشیم.)
شاید ماجرا کلا همین بوده باشد که ایشان ضمنا فرموده اند:[زحمتی که کشیده شده اطلاع رسانی شود....تا "عظمت قرآن" بیشت از پیش... ]

و نیز همین یکی دو روز پیش رکورد سابق هم شکسته شد و ظاهرا آیت الله مکارم از یک قرآن گران قیمت تر رو نمایی فرموده اند مزین شده با هشتاد کیلو نقره و یک کیلوگرم طلا!
در نتیجه علی الحساب و بدون توجه مفصل به اثرات عرف بر مکتب و نقش روحانیت و ... چنین حرکاتی را باید منبعث از یک منطق مشترک دانست که این ها اجمالا، اصل انحراف هم نیستند، بلکه بازتاب های کوچک و نشانه های ریزی از انحرافات عمیق و کلانی هستند که میان اسلام عند الله و دین عند الناس فاصله انداخته...

#حسین_شهبازی_زاده

پنج شنبه, 12 اسفند 1395 15:03

 

این فرمایش حضرت زهرا است: «و جعل الله جهاد عزً للاسلام» اصلا مگر می‌شود شما بدون جهاد و با خواهش و تمنا در برابر مستکبرانی که با همه چیز می‌خواهند در برابر شما قرار بگیرند، از آنها چیزی بگیرید؟

امام خمینی هم به همین سبب صراحتا بیان می‌کنند: «آنها که تصور می‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه‌اند. و آنهایی هم که تصور می‌کنند سرمایه داران و مرفهان بی‌درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می‌کنند آب در هاون می‌کوبند! بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.»

@dr_jalily

 

پنج شنبه, 21 بهمن 1395 01:38

 

حسین قدیانی:

آه! دوباره یوم‌الله افتاده آدینه! روز متعلق به حضرت صاحب‌الزمان! قریب 40 سال است که به «آزادی» رسیده‌ایم اما به آزادی از این روزگار غریب غیبت، نه! فردا فریاد ما، جز خواندن شما نیست یابن‌الحسن! فردا ما خود سخن‌ها داریم! و این شعارهای ما ملت است که سخن و سخنران اصلی مراسم را معین می‌کند! آقاجان! ما چون معمای حل گشته، حمل بر آسان بودنش نمی‌کنیم! و بر این باوریم سرنگونی رژیم شاه، کاری نشدنی بود اگر دست امام ما را نمی‌گرفتی! مستظهر به لطف و عنایت شما بود که ترس در قاموس خمینی، محلی از اعراب نداشت! ما را ببخش، اگر گاهی فراموش می‌کنیم شما را! هر روز هم به یادتان باشیم، باز نتوانسته‌ایم قدر شما را بشناسیم! گمانم ما واقف نیستیم «غیبت» یعنی چه و الا تا به حال آمده بودی! قریب 40 سال است چو فردایی، جشن پیروزی می‌گیریم، به آن ن

شانه که برای واقعه عظمای ظهور در صحنه حاضریم! فردا تا ساعاتی دیگر خواهد آمد! و یقین داریم آن فردای موعود نیز! این درست که غیبت، دست نالایق ما را از دامان شما کوتاه کرده اما امام مگر می‌تواند به فکر امت خود نباشد؟! و برای‌شان دعا نکند؟! دعای تو اگر نبود، کدام «طریق‌القدس» به «فتح‌المبین» می‌رسید؟! و کدام خرمشهر، آزادی را جشن می‌گرفت؟! حق داشتند شهدا، این همه امام زمانی بودند! این همه تهدید، این همه تحریم، این همه جنگ، این همه فتنه، لکن این همه راه که آمدیم، یعنی در گذر هر حادثه‌ای، مراقب ما بوده‌ای! و امام ما بوده‌ای! امامِ خمینی! و امامِ خامنه‌ای! رهبر ما، خطبه جمعه، آن همه می‌گوید و می‌گوید، تا دست آخر، با امام خود، نجوایی کند: «مولای ما تویی! صاحب ما تویی!» آقاجان! غم جدایی از آفتاب را، از همه بیشتر ماه می‌داند! و آن ستاره شهید مدافع حرم که آرزو داشت جانش قربانی آن راهی شود که عاقبت به آمدن شما ختم می‌شود!

آه! دوباره یوم‌الله افتاده آدینه! فردا باید «ندبه» را انقلابی‌تر از همیشه بخوانیم! و «سمات» را پر شورتر و از هر جمعه‌ای بیشتر، تو را از خدا بخواهیم! به یمن تقارن فردا از این پس باید آدینه‌های ما بیشتر رنگ انتظار بگیرد! آن موعود فرخنده، اگر شمایی، باید «ایستاده» منتظر بود! «انقلابی» منتظر بود! جوری که انگار هر ثانیه این غیبت، عمری به درازای یک قرن دارد!

 

آقاجان! پیامبری نیامده است الا آنکه خود را از منتظران شما خوانده باشد! و خدا وعده آمدن تو را، قبل از همه به «آدم» داد! و «عیسی» خود را از حواریون تو می‌داند! و «محمد» که سلام و صلوات خدا بر او باد، وعده آمدن تو را می‌داد! اگر چشم دنیا به آخرین رسول روشن شد، دوباره باز یک روز، چشم ما به واپسین امام می‌افتد! آدمیزاد قدرت را ندانست! و همین شد راز غیبت! ما از گناه خود پشیمانیم! به گلدسته‌های مسجدالحرام نگاه می‌کردم، دیدم استعاره از دستان ما ابنای آدم است که به علامت تسلیم رفته بالا! و دیدم این همه بت که گستاخانه سایه بر خانه خدا انداخته‌اند، بت‌شکنی بت‌شکن‌تر از ابراهیم می‌خواهد! تو یوسفی هستی که از خیل پیامبران، فقط یعقوب انتظارت را نمی‌کشد! تو مهدی فاطمه‌ای... و فردا، همه فریاد ما!

جمعه, 15 بهمن 1395 20:04

 

 

سید شهیدان اهل قلم می‌گفت:
غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که بر هر چه شک و ترس و تردید است غلبه کنند و حسینی شوند و در این سخن خود، شهدا را مراد می‌کرد. او نوشته است
از میان عواملی که آمریکا را در سلطه جهانیش یاری داده‌اند یکی هم ترس من و توست از او.
می‌گفت: لذا آن کس که ضعیف‌تر است از قدرت آمریکا بیشتر می‌ترسد
و انسانهایی وارسته و قدرتمند چون حضرت امام خمینی (ره) که پای بر فرق همه تعلقات نهاده‌اند و ترس را در وجود خویش کشته‌اند، به حقیقت می‌دانند و می‌گویند که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند».
پیروان صادق امام خمینی (ره) را هم که ببینی سخت به او شباهت دارند. ….
یاد امام وشهدا دلو میبره کربلا

پنج شنبه, 14 بهمن 1395 19:56

 

 

انصافا اوضاع ادارات و ارگان ها و نهادها و صدا و سیما را که انسان میبیند کاملا میان چند حس مختلف و  حتی متضاد بلاتکلیف میشود:بخندیم!گریه کنیم؛عصبانی بشویم؟...یا چه؟
بعد از دهه فجر ببینید چند تا پل و جاده و زیرگذر و کارخانه (چه میدانم؟) چیزهای دیگر و ...در همین ایام افتتاح شدند که سال بعد همین موقع باز هم افتتاح خواهند شد!!

این افتتاح های هول هولکی و روبان قیچی کردن ها و بعدش #صلوات فرستادن ها و عکس گرفتن ها،خودش خیلی چیزها را لو میدهند...
حداقل مشخص میکند منظور این ها از انقلاب چیست؟

حالا که دیگر #انقلاب_اسلامی دارد چهل ساله میشود موسم آن فرا نرسیده تا با سخت گیری و دقت بنشینیم و شعارهای #پیش از انقلاب را تبدیل به سنجه های #پس از انقلاب کنیم و عملکردمان را بررسی کنیم؟دستاورد های انقلاب،انفسی است؟آفاقی است؟ یا هر دو؟و این ها چه نسبتی با هم میتوانند داشته باشند؟

انقلاب با عدالت و آزادی و مردم سالاری و فقر و تبعیض و حاشیه نشینی و استکبار و استضعاف جهانی و ...چه نسبتی دارد و در هر کدام تا چه حد پیشروی یا پسروی داشته؟

مگر خدا با تشر و جدیت در قرآنش نفرموده که با #ربا به من اعلام جنگ کرده اید؟و نیز مگر اکثر همین ارگان ها و نهادهایی که این روزها روبان قیچی میکنند و سرسلامتی انقلاب "اسلامی" صلوات میفرستند،بانک افتتاح نکرده اند و تا مرفق...؟!پس چی؟

رابطه مان با #چین چه کیفیتی دارد؟با آمریکا و برجام و..؟مذاکرات حقوق بشری؟...پس آن،نه شرقی نه غربی" بالای سردر وزارت خارجه چه کاره است؟
دهه فجر اگر بهار آزادی است،از آن طرفش پاییز شمردن جوجه هایمان هم هست دیگر...
نیست؟
بگذریم!

الغرض...

ترسم آنست که سال به سال همین ریختی پیش برویم و آن قدر در نقشمان فرو برویم که شاخصه ها و آرمان ها و شعارهایی که به خاطرش #خمینی (ره) تبعید شد و #جنگ شد و آتش به پا شد و بسیاری _از کف خیابان تا حزب جمهوری از بقال تا نخست وزیر_ ترور شدند و گروه گروه جوان ها در خونشان میغلتیدند و شهید میشدند و البته الآن هم در نقاط مختلف منطقه و گاهی هم مثل #احمدی_روشن کف خیابان های تهران به وسیله تروریست(یا بعدش با #بتن؟).... ،از یادمان برود و بماند همین آذین بندی های مدارس و تبریک گفتن های بخش نامه ای ادارات و برگزاری همایش و #موز و بیلانه کاری و والسلام!

مدیران و مسئولان مثل روزهای عید لباس های نوشان را بپوشند و بیایند جلو دوربین و #روبان قیچی کنند و به ماها نعمت وجودشان را تبریک بگویند!

نمیدانم(؟) شاید چند سال بعد اصلن برای آن که حسابی خوش بگذرد کلا دهه فجر را مثل #عیدنوروز تعطیل کنند و بعدش که مدارس باز شد بچه های پولدارترها و خان زاده ها و باکلاس ها که رفته اند شمال و کیش و دبی و #آنتالیا برای خوش گذرانی،برای ما #پاپتی ترها با موضوع "دهه فجرتان را چگونه گذراندید؟" انشاء بخوانند...وصف العیش نصف العیش!
#حسین_شهبازی_زاده
:::::::::::
@daadnevesht

یکشنبه, 19 دی 1395 10:03

 

 فصل اول :
سید حسین نام داشت. قاری قرآن صبحگاه مدرسه بود.
قرآن را با لحن قشنگی می خواند،
آن قدر زیبا که همه را شیفته می‌كرد.
دلت  می خواست همه عمر قرآن بخواند و بشنوی.
فصل اخر:
عراقی‏ها با تانك از روی اجساد مطهر شهدای هویزه گذشتند،
طوری كه هیچ اثری از شهدا نماند.
بعدها جنازه‏ ها به سختی شناسایی شدند.
حسین را از قرآنی كه در كنارش بود شناختند.
قرآنی با امضای امام خمینی(ره) و آیت‏ الله خامنه ‏ای.
هدیه به روح شهید سیدحسین علم الهدی
16 دی روز شهدای دانشجو را گرامی میداریم

عمار زابحی

چهارشنبه, 08 دی 1395 11:31

 

 ای جوانان،
ای پسران و دختران عزیزم،
ای نور دیدگانم،
ما در سنگر جبهه حق علیه باطل پشت دشمنان را شکستیم و از برای آرامش شما چه شب ها که نخوابیدیم.
ما از شما دفاع کردیم.
ما از ناموسمان دفاع کردیم.
می‌دانید که چه برادرانی را از دست داده‌اید؟
می‌دانم که می‌دانید غنچه‌های نشکفته‌ای را به زیر تانک‌های بعثیون فرستادیم تا شما در آرامش بسر ببرید.
تا هیچ ابر قدرتی نتواند نگاهی چپ به شما بکند.
من و تمام سربازان جان بر کف امام به فدای یک تار موی شما.
بدانید که تا ما در سنگر نبرد هستیم،
هیچ نامردی نمی‌تواند از شما حتی یک قطره اشک بگیرد...
فرازی از دست نوشته های شهید سید مجتبی هاشمی

رد پا

حالت های رنگی