جمعه, 01 بهمن 1395 17:38

 

من برای فصل اول و دوم آتش‌نشانی تقریبا ۱۶ ماه کنار اینها بودم. فرمانده‌هان ایستگاه تو ساعتای بیکاری نیروهاشون رو تمرین می‌دن تا آمادگی بدنی داشته‌باشن. مثلا با نردبان از ساختمان ایستگاه می‌رن بالا و از پشت بوم می‌پرن روی تشک بادی کف حیاط ایستگاه. من یه بار امتحان کردم. وقتی می‌رسی بالای پشت بوم، تشک به اون گندگی به نظرت قد یه دفتر ۴۰ برگ میاد. آخرش یکیشون بی‌هوا منو از کمر گرفت با هم پریدیم پایین وگرنه که من باز با نردبان برگشته‌بودم. ‌اکثر آتش‌نشانها از طبقات فرودست جامعه‌ن، چون کمتر آریایی حاضر به انجام همچین کار سختیه. باید دو سه بار عملیات برید، یا یه بار لباس اینا رو بپوشید و از پله‌های یک ساختمون ۱۴ طبقه بالا برید تا سختی کار اینها رو بفهمید. با خیال راحت و اطمینان می‌گم که آتش‌نشانها از معدود اصناف ایرانن که واقعا ساعت کارشون رو پر می‌کنن. اکثرا این رو نمی‌دونن اما از لحظه‌ی زدن زنگ خطر تا خروج نیروها از ایستگاه حدود ۴۰ ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه، یا حداقل من بیشتر از اینو ندیدم. فرقی هم نمی‌کنه عملیات نجات گربه از بالای درخت باشه یا آتیش‌سوزی پلاسکو. بخش زیادی از تعریف و توجیه عملیات توی ماشین انجام می‌شه. من خودم شاهد بودم که گروه سیاه و روغنی از عملیات برگشتن و رفتن حموم. نیم ساعت بعد که زنگ زدن نفر آخر لخت و خیس از میله اومد پایین و بدون جوراب و لباس زیر لباسای عملیات رو تنش کرد و دوید سمت ماشین در حال حرکت. هر آتش‌نشانی می‌دونه اگه ظرف ۸ دقیقه خودشو به محل حریق نرسونه، عملا همه چی از دست رفته‌ست و اگر وسعت محل و میزان مواد سوختنی بالا باشه با عملیات ترسناکی مثل ساختمون پلاسکو روبرو می‌شه. آتش‌نشانهای ما هیچ وقت به موقع نمی‌رسن. اگه به ترافیک نخورن، حتما جایی یک آریایی ورود ممنوع میاد، یا هم‌میهن عزیز دیگه‌ای دوبله پارک کرده رفته خامه عسلی بخره که با بر و بچ اداره بزنن به بدن و همه‌ی اینا قبل از اونهاییه که جمع شدن برای صفحه اینستاگرامشون فیلم بگیرن. اگر فکر می‌کنید آژیر موثره، سخت در اشتباهید. طبق آیین‌نامه هر راننده با شنیدن صدای آژیر باید به راست بره، توقف کنه و تا زمانی که ماشین امداد در دیدرسشه، شروع به حرکت نکنه. اینجا آریایی محترم یه نیش‌ترمز می‌زنه و بلافاصله می‌چسبونه به سپر ماشین امداد و چون اون ماشین گنده دیدش رو مختل می‌کنه، انتظار ترمز ناگهانیشو نداره و بارها همین بچه زرنگهای آریایی با تصادف مانع رسیدن به موقع مامورین شدن. بعد از گذر از همه‌ی اینها، وقتی می‌رسن به محل با ماشینی روبرو می‌شن که جلو یا روی شیر آتش‌نشانی پارک کرده. دسته‌جمعی دست می‌کنن زیر ماشین و جابجاش می‌کنن یا شیشه رو‌می‌شکنن و لوله‌هاشون رو از توش رد می‌کنن و آخر سر هم باید برای خسارت برن دادگاه. آتش‌نشانها ۲۴ ساعت کار می‌کنن و ۴۸ ساعت مرخصین. لابد فکر می‌کنید اون دو روز رو استراحت و ورزش می‌کنن و می‌رن پیش روانکاو که استرس کار رو تحمل کنن؛نه! حقوقشون خیلی ناقابله و همون‌طور که گفتم اکثرا از گروههایی میان که اگر کمک‌خرج خانواده‌شون نباشن، انتظار هیچ کمکی هم ندارن. پس اون ۴۸ ساعت یا به کار کردن در آژانس می‌گذره، یا چون کار با ابزار رو خوب یاد می‌گیرن، به همچین خورده‌کاریهایی.
آریایی عزیز، آدم باش. خودت درست کار نمی‌کنی به درک! بذاریکی دیگه کارشو بکنه.

 

مهدی شیرزاد نویسنده سریال "عملیات 125"

 

دوشنبه, 19 مهر 1395 09:25

 

 

سید مهدی صدرالسادات

 

 

صد سال پیش هشت تا #ده_میلیون_ایرانی بدون هیچ گناهی درحالیکه انبارها پر از مواد غذایی بود ، کف خیابانها افتادند و از #گرسنگی مردند!
رگ گردن هیچ آریایی باد نکرد که هیچ ، این واقعه، با آن عظمت، کم کم دارد فراموش میشود، با اینکه همین صد سال پیش اتفاق افتاده است ...

◀️ اما رگ آریایی باد میکند وقتی به استناد یک گزارش مشکوک، امام حسین ع دوازده ساله فرمانده لشگر عمر میشود در فتح ایران! گزارشی که طبق نقل مسعودی و ابن خلدون و ... خلاف واقع و غلط است!
◀️اگر خوب فکر کنیم میفهمیم چرا واقعه اول که قطعیست و صد سال پیش اتفاق افتاده دارد از یاد میرود و دومی که مشکوک است پر رنگ میشود!

◀️ چون در قحطی بزرگ ایران، انگلیسها به کمک احمد شاه بی عرضه ، #غلات را #احتکار میکردند و به مصارف خودشان در جنگ میرساندند و خود انگلیسها هم الآن شبکه ماهواره ای زدند و دلشان برای آریایی ها در فتح ایران سوخته است!!!

✔️ فرانسیس وایت ، دبیر سفارت آمریکا در بغداد که به ایران سفر کرده بود میگوید:
در سرتاسر جاده ها کودکان لخت دیده می شوند که فقط پوست و استخوان اند. قطر ساقهایشان بیش از سه اینچ نیست و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله تکیده و چروکیده است. همه جا کمبود دیده می شود و مردم ناگزیرند علف و یونجه بخورند و حتی دانه ها را از سرگین سطح جاده جمع می کنند تا نان درست کنند. در همدان چندین مورد دیده شد که گوشت انسان می خورند و دیدن صحنه درگیری کودکان و سگها بر سر جسد و یا بدست آوردن زباله هایی که به خیابان ها ریخته می شود عجیب نیست.

✅ برای اطلاعات و مدارک بیشتر رجوع کنید به کتاب "قحطی بزرگ" نوشته آقای مجد!

http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_13238.jpeg

رد پا

حالت های رنگی