دوشنبه, 11 بهمن 1395 10:44

 

صادق فرامرزی

«سکانس اول»

1-در کسری از ثانیه بلندترین ساختمان باقیمانده از تهران قدیم فروریخت، فروریختنش فاجعه بود اما چندان به چشم نمی آمد،فاجعه ای بزرگتر در میان آن فاجعه نهفته بود:دهها آتش نشان لحظه سقوط ساختمان را درون ساختمان گذرانده بودند...پلاسکو تبدیل به حرف اول همه مردم شد تا"یک حس غم،حدودی اعتراض به انضمام دهها سوال بی جواب"بیانگر حال مردم باشد،چه چیز بهتر از این برای بازی سیاسی؟قالیباف باید استعفا بدهد،این را هشتگ ها میگفتند و مردم هم خواهی نخواهی صدی پنجاهشان قبول کردند.شهردار تهران متهم ردیف اول بود که با عدم پلمب این ساختمان قدیمی مانع از آتش سوزی آن و از دست رفتن جان آتشنشانان نشده است.فضا در همان چند ساعت اول به قدری سنگین شد تا شهرداری به فکری برای پاسخگویی فرو رود!
2-پاسخ پیدا شده بود.شهردار تهران دو و نیم سال قبل از این فاجعه در جمع شورای شهری ها گفته بود که پلاسکو ناامن است،اگر روزی آتش بگیرد غیرقابل مهار است منتها اگر همین فردا هم پلمب شود ترکشش کمتر از خود آتش سوزی نیست.هستند رسانه هایی که بگویند "شهرداری چوب لای چرخ دولت کرده برای گسترش نارضایتی"..."شهرداری کسبه و کارگر جماعت را از نان خوری انداخته است" و دهها جرم دیگر!حق بدهید مخاطب باید همذات پنداری می کرد با این فیلم اما خب حق هم داشت نکند.
3-شهردار تهران حالا بیش از یک هفته است که در افکار عمومی محاکمه میشود،کیفرخواستش را هم همانها میخوانند که اگر شهردار تهران همان دوسال پیش پلاسکو را پلمب می کرد به شکل دیگر محاکمه اش می کردند اما چه میشود کرد؟مردم از خود سوال می کنند جان آتش نشان و اموال کسبه که هردو با هم سوخت مهم تر است یا تیتر مخالفان غرض ورز؟مردم اگر عاقل باشند(که نشان دادند هستند)میگویند اولی،خب واقعا هم گفتند اولی!

«سکانس دوم»

1-فریدون را همه میشناسند،نه چون برادر رییس جمهور هست که هست،نه چون نماینده روحانی در همه امور است که است،چون نمیخواسته در سایه باشد،آنقدر آفتابی بوده که از افتتاح یک سیستم آبیاری تا مذاکرات هسته ای در وین هرجا دولتمردی جلوی دوربینی ظاهر بوده خودش را در قاب تلویزیون جا کرده تا بگوید رییس جمهور به چشمان هیچکس اندازه برادرش اعتماد ندارد.
2-در حاشیه بگوییم که چندماهیست نام او علاوه بر صرافی تاسیسی اش به هنگام تحریم با چند پرونده فساداقتصادی گره خورده...شاید تا هفته پیش فقط یک گمان خاله زنکی بود اما هفته پیش سخنگوی قوه قضاییه نقشش در فساد میلیاردی «ر.د» را «مشهود» دانست.
3-از این زاویه نگاه کنید که سه و اندی ماه بیش تا انتخابات باقی نمانده است،چه کسی میتواند انکار کند نقش محاکمه برادر رییس جمهور را در تصمیم مردم برای نگارش نام کاندیدا مورد نظر خود در تعرفه رای؟دو راه پیش روست:محاکمه پیش از انتخابات که طبیعتا قوه قضاییه را متهم میکند به دخالت در انتخابات و فعالیت سیاسی...محاکمه فریدون در یک یا پنج سال آینده(بسته به اتمام ریاست برادرش بر قوه مجریه)یعنی چیزی شبیه محاکمه معاون اول دولت قبل که از قضا دست قوه قضاییه را باز میگذارد تا در فضایی آرام و غیرسیاسی به پرونده برادر رییس جمهوری که آن موقع "سابق" خطاب میشود رسیدگی کند...حقا که شیوه دوم دامن قوه قضاییه را پاک نگه میدارد از انگ فعالیت سیاسی قوه "مستقل" قضاییه البته با یک تبصره کوچک و آن اثبات اینکه هرکس به رییس جمهور منصوب یا منسوب باشد تا پایان دوره ریاست شخص رییس از مصونیت قضایی برخودار است.

«سکانس سوم»

1-قوه قضاییه امروز در همان جایی ایستاده که دو سال و نه ماه قبل شهرداری تهران ایستاده بود...میتواند به خیال خود تدبیر کند تا بنا به مصلحتی که شانتاژ رسانه ها به او تحمیل می کنند از قید پلمب فریدون(به مثابه همان پلاسکو)بگذرد به آن شرط که دیگر مورد فشار و هجمه ای قرار نگیرد(که اگر پلاسکو پلمب میشد شهردار تهران متهم بود به چوب لای چرخ دولت کردن و اگر فریدون محاکمه شود قوه قضاییه متهم است به نقش آفرینی انتخاباتی علیه دیگر قوه)...میتواند هم با محاکمه فریدون مانع از یک آتش سوزی عظیم تر از پیدا شدن مصونیت قضایی نزدیکان رییس جمهور شود.
2-اگر انتخاب قوه قضاییه روش دوم باشد(که امید است نباشد)سرانجام رییس این قوه همان است که سرنوشت شهردار شد؛روزی رییس محترم قوه توسط آنها بابت محاکمه نکردن فریدون مورد ملامت قرار میگیرد که امروز ممکن است از ترس شانتاژ مطبوعاتیشان محاکمه را به پساانتخابات موکول کند...و اگر انتخاب عدلخانه روش اول باشد پایانی گذاشته بر دوگانه مرگبار حقیقت-مصلحت و به قیام برخاسته علیه گزاره قدیمی"محاکمه مدیران نظام مردم را به نظام بدبین می کند" و گوش سپرده بر کلام ماندگار شریعتی که:هیچ مصلحتی بالاتر از حقیقت نیست...!

سه شنبه, 05 بهمن 1395 11:07

 


 کسی که با اذن امام یا نائب امام در معرکه جنگ جان بدهد ، شهید است و اینها جایگاه ویژه ای دارند ،فقط این شهید است که غسل و کفن نمیخواهد بلکه با همان لباسش و همانطوری میتوان دفنش کرد ... هر فرد دیگری را باید غسل و کفن کرد!  مثلا جانبازی که بعدا از دنیا میرود را هم باید غسل و کفن کرد.
.
 اما بر طبق روایات، به افراد دیگری هم شهید گفته شده و یا پاداش شهید را دارند ... که مراتب متعددی دارند:

 مثلا  هر مومنی به حق در راه دفاع از مال و خانواده و یا جان و #ناموس خود بمیرد #شهید است. آنکس که در دفاع از #مؤمنین و یا همسایه اش بمیرد شهید است. کسی که در راه امر به معروف و نهی از منکر بمیرد شهید است.

شهادت مراتب دیگری هم دارد و حتی زنانی که به هنگام #زایمان می میرند شهیدند. و حتی #مومنانی که در دریا #غرق شوند، یا زیر #آوار بمانند، یا در #آتش بسوزند، پاداش شهید را دارند.
و هر کس که بر #محبت پیامبر و اهل بیت بمیرد ، شهید است! .
.
 آتشنشان های عزیز ما قطعا مراتبی از شهادت را دارند ، چون برای دفاع از مومنین و اموالشان جان دادند! .
.
پس
اولا: این بنیاد شهید نیست که بتواند کسی را شهید اعلام کند ، شهید تعریف مشخصی دارد که گفته شد، بنیاد شهید فقط افرادی را تحت حمایت خود قرار میدهد و امکاناتی را برای بعضی قرار میدهد! .
ثانیا: حالا اگر پلیسی که در راه انجام ماموریت دچار سانحه شد، مورد حمایت بنیاد قرار بگیرد ، از لحاظ شرعی و عقلایی هیچ منعی ندارد که این عزیزان فداکار هم مورد حمایت قرار گیرند ! هر دو گروه برای امنیت رفتند و هر دو شهید به معنای اول نیستند ، فرقی نمیبینم! .
.
 این مسئله کاملا به تصمیم آن بنیاد و قانونگزاران مربوط است!

#توضیح

طبق اطلاعاتی که بعضی دوستان دادند ، در مواردی که نیروهای نظامی در ماموریت دچار سانحه میشوند ، بنیاد شهید آنها را شهید اعلام کرده و اجازه میدهد در گلزار شهدا دفن شوند و همین کار را برای آتش نشانان انجام داده، اما فقط خانواده کسانیکه با ضربه مستقیم دشمن یا اشرار شهید میشوند مورد حمایت بنیاد هستند.

دوشنبه, 04 بهمن 1395 18:01

 

خانم دهقانی

شنبه, 02 بهمن 1395 18:39

 

ایمان کوسه لر

شنبه, 02 بهمن 1395 08:41

 

 

یکی دو ماه قبل بود که برای ضبط تیتراژ یکی از برنامه های تلویزیونی، به دنبال لباس آتش نشانی بودیم و به خاطر گران‌قیمت بودن آن کسی حاضر به امانت دادن آن نمی شد. بالاخره از طریق یکی از دوستان، آتش نشانی به من معرفی شد و در ایستگاه آتش نشانی امام حسین(ع) با او قراری گذاشتم تا چند ساعتی لباسش را به امانت بگیرم.

حین گپ و گفت کوتاهم ناگهان گفت: کسی را سراغ داری بدون تشریفات و دردسر مرا به سوریه بفرستد؟ دوست دارم مدافع حرم باشم و عاقبت بخیر..

امروز اولین نفری که شهادتش مشخص شده، همان کسی است که عاشق شهادت بود.

حمید مرواندى،تهیه کننده برنامه دوباره گوش کن

جمعه, 01 بهمن 1395 17:38

 

من برای فصل اول و دوم آتش‌نشانی تقریبا ۱۶ ماه کنار اینها بودم. فرمانده‌هان ایستگاه تو ساعتای بیکاری نیروهاشون رو تمرین می‌دن تا آمادگی بدنی داشته‌باشن. مثلا با نردبان از ساختمان ایستگاه می‌رن بالا و از پشت بوم می‌پرن روی تشک بادی کف حیاط ایستگاه. من یه بار امتحان کردم. وقتی می‌رسی بالای پشت بوم، تشک به اون گندگی به نظرت قد یه دفتر ۴۰ برگ میاد. آخرش یکیشون بی‌هوا منو از کمر گرفت با هم پریدیم پایین وگرنه که من باز با نردبان برگشته‌بودم. ‌اکثر آتش‌نشانها از طبقات فرودست جامعه‌ن، چون کمتر آریایی حاضر به انجام همچین کار سختیه. باید دو سه بار عملیات برید، یا یه بار لباس اینا رو بپوشید و از پله‌های یک ساختمون ۱۴ طبقه بالا برید تا سختی کار اینها رو بفهمید. با خیال راحت و اطمینان می‌گم که آتش‌نشانها از معدود اصناف ایرانن که واقعا ساعت کارشون رو پر می‌کنن. اکثرا این رو نمی‌دونن اما از لحظه‌ی زدن زنگ خطر تا خروج نیروها از ایستگاه حدود ۴۰ ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه، یا حداقل من بیشتر از اینو ندیدم. فرقی هم نمی‌کنه عملیات نجات گربه از بالای درخت باشه یا آتیش‌سوزی پلاسکو. بخش زیادی از تعریف و توجیه عملیات توی ماشین انجام می‌شه. من خودم شاهد بودم که گروه سیاه و روغنی از عملیات برگشتن و رفتن حموم. نیم ساعت بعد که زنگ زدن نفر آخر لخت و خیس از میله اومد پایین و بدون جوراب و لباس زیر لباسای عملیات رو تنش کرد و دوید سمت ماشین در حال حرکت. هر آتش‌نشانی می‌دونه اگه ظرف ۸ دقیقه خودشو به محل حریق نرسونه، عملا همه چی از دست رفته‌ست و اگر وسعت محل و میزان مواد سوختنی بالا باشه با عملیات ترسناکی مثل ساختمون پلاسکو روبرو می‌شه. آتش‌نشانهای ما هیچ وقت به موقع نمی‌رسن. اگه به ترافیک نخورن، حتما جایی یک آریایی ورود ممنوع میاد، یا هم‌میهن عزیز دیگه‌ای دوبله پارک کرده رفته خامه عسلی بخره که با بر و بچ اداره بزنن به بدن و همه‌ی اینا قبل از اونهاییه که جمع شدن برای صفحه اینستاگرامشون فیلم بگیرن. اگر فکر می‌کنید آژیر موثره، سخت در اشتباهید. طبق آیین‌نامه هر راننده با شنیدن صدای آژیر باید به راست بره، توقف کنه و تا زمانی که ماشین امداد در دیدرسشه، شروع به حرکت نکنه. اینجا آریایی محترم یه نیش‌ترمز می‌زنه و بلافاصله می‌چسبونه به سپر ماشین امداد و چون اون ماشین گنده دیدش رو مختل می‌کنه، انتظار ترمز ناگهانیشو نداره و بارها همین بچه زرنگهای آریایی با تصادف مانع رسیدن به موقع مامورین شدن. بعد از گذر از همه‌ی اینها، وقتی می‌رسن به محل با ماشینی روبرو می‌شن که جلو یا روی شیر آتش‌نشانی پارک کرده. دسته‌جمعی دست می‌کنن زیر ماشین و جابجاش می‌کنن یا شیشه رو‌می‌شکنن و لوله‌هاشون رو از توش رد می‌کنن و آخر سر هم باید برای خسارت برن دادگاه. آتش‌نشانها ۲۴ ساعت کار می‌کنن و ۴۸ ساعت مرخصین. لابد فکر می‌کنید اون دو روز رو استراحت و ورزش می‌کنن و می‌رن پیش روانکاو که استرس کار رو تحمل کنن؛نه! حقوقشون خیلی ناقابله و همون‌طور که گفتم اکثرا از گروههایی میان که اگر کمک‌خرج خانواده‌شون نباشن، انتظار هیچ کمکی هم ندارن. پس اون ۴۸ ساعت یا به کار کردن در آژانس می‌گذره، یا چون کار با ابزار رو خوب یاد می‌گیرن، به همچین خورده‌کاریهایی.
آریایی عزیز، آدم باش. خودت درست کار نمی‌کنی به درک! بذاریکی دیگه کارشو بکنه.

 

مهدی شیرزاد نویسنده سریال "عملیات 125"

 

رد پا

حالت های رنگی