گزارش گام 3 (6)

گزارش گام 3

 

ذذ

گزارش گام سه درسنامه (تربیت ورشد اسلامی )قسمت پایانی مدرس: سجاد مهدی زاده

اهداف تربیت و روش های تربیتی کاملا به یک دیگر وابسته هستند برای مثال اگر کسی بداند که هدفش چیست به راحتی می تواند روشی مناسب برای رسیدن به آن را پیدا کند روش های تربیت دوگونه هستند :1-روش های ناطر بر مربی 2-روش های ناظر بر متربی که شامل مراقبه ومحاسبه می شود. از جمله سوره های قرآن کریم که در آن به مراقبه ومحاسبه اشاره شده است می توان سوره حشر را مثال زد.بر امر مراقبه ومحاسبه بسیار تاکید شده است اما به آن خیلی دقت نمی شودما برای شناخت خود،گاهی با تفکر،تذکریاعلم قوه عقل مان را به کار می اندازیم از جمله مواردی که در خودمان باید بشناسیم :1-نقاط ضعف وقدرت2-اهداف3وظایف هستند. 

چهارشنبه, 19 آبان 1395 07:05

گزارش پنجمین جلسه گام سه حرف ناب

نوشته شده توسط

 

دین اسلام تاکید فروانی بر عقل و تفکر دارد در اینجا 2 سوال مطرح می شود 1. چرایی تقویت قوه عقل 2. چگونگی تقویت آن
اهمیت تقویت قوه ی عقل چیست؟ 1- آگاهانه دین دار شدن یعنی در شرایط مختلف دین خود را نگه داریم و به آسانی تحت تاثیر محیط قرار نگیریم 2- علم مقدمه عمل است هنگامیکه به وسیله قوه عقل عالم شدیم شروع به عمل می کنیم و این عمل همیشه پایدار می ماند در اینجا نکته ای مطرح است و آن اینکه گاهی با کسب اندک علم انسان خودبزرگ بین می شود  و احساس عالم شدن می کند و این مساله به اوضربه میزند و اورا از ادامه مسیر بازمی دارد اگر انسان اهداف تربیت را نداند متوقف می شود انسان باید در 3 حوزه ی تربیتی کاملا وارد شود 1- احکام 2-اخلاق 3- عقاید . واردشدن فقط در یکی از این سه و یا رها کردن یکی از آن باعث عقب ماندن انسان از اهداف تربیتی می شود که هرکدام به نوبه ی خود مهم هستند.

بسیاری از انسان ها بعد از کسب برخی فضایل در جای خود ثابت می مانند و دیگر حرکتی به جلو ندارند و فکر می کنند پیشرفتی دیگر وجود ندارد  در حالیکه در بحث تربیتی توقف ممنوع است و طبق فرموده ی بعضی علما تا کیلومتر 20 تربیت، عمل است و از آن به بعد بینش. یعنی ابتدا مسایلی را که میدانیم عمل کنیم و بعد از آن درباره ی عمق و روح آن عمل ،تفکر کنیم و از آن طریق خود را پیشرفت دهیم که پیشرفت در این مرحله نامحدود است و هرکس به قدر توان و ظرفیت خود پیشرفت می کند و این مرحله توقفی نمی شناسد مثلا در نماز ابتدا باید احکام و طریقه ی صحیح خواندن آن را بیاموزیم که حد مشخصی دارد ، بعد از آن توجه به معانی نماز و روح آن کنیم و با تفکر در آن خود را پیشرفت دهیم و حد خاصی برای خود قائل نشویم .
بحث دیگر چگونگی تقویت قوه ی عقل است که روش های مختلفی دارد از جمله روش های تقویت قوه ی عقل تعلیم و تفکر است. تعلیم مقدمه ی تفکر است ، تفکر تعلیم را حلاجی می کند یعنی کسی می تواند خوب تفکر کند که خوب تعلیم دیده باشد.
هنگامیکه انسان می خواهد عملی انجام دهد ابتدا باید از خود دلیل انجام آن را بپرسد و هدف خود را برای انجام آن عمل مشخص کند. ممکن است بسیاری از افعالی که ما در شبانه روز انجام می دهیم هدف خاصی را دنبال نکند در حالیکه طبق ظرف زمانی محدودی که انسان در این دنیا دارد باید اعمال را گزینش کند، اهدافش را مشخص کند و بهترین را انتخاب کند.
بعضی انسان ها بدون در نظر گرفتن خدا در زندگی خدماتی انجام می دهند، خدمات آن ها مفید است ولی ناقص زیرا هدفشان از انجام این اعمال خدا نبوده و اعتقادی به معاد و قیامت ندارند( در این باره سوالی پرسیده شد و توضیحات مفصلی توسط استاد داده شد که خلاصه آن ارائه شد)

نتیجه تصویری برای تربیت و رشد شهید مطهری

 

طرح مطالعاتی حرف ناب

درسگفتار :تربیت وارزش های اسلامی" قسمت اول"
مدرس:سجاد مهدی زاده
مقدمه:برای شناخت تربیت ابتدا باید مبانی ،اصول،روش وآسیب های تربیتی را شناخت .اگر ما بخواهیم کسی را تربیت کنیم، باید مبانی داشته باشیم در غیر این صورت کارتربیت به خوبی انجام نخواهد شد.شهید مطهری می گوید:"تربیت صنعت نیست"این به این معنی است که تعریفی فطری از تربیت دارد .اصول تربیت شامل مواردی است برای مثال: اصل تقدم محبت بر غضب از جمله اصول تربیت محسوب می شود .از جمله روش های تربیتی تنبیه وتشویق را می توان نام برد همچنین از آسیب های تربیتی ،استفاده از ترس در تربیت را می توان برشمرد که اگر چه در کوتاه مدت جوابگوست ولی در دراز مدت بسیار آسیب زا است .
چرا تربیت کنیم ؟چرا توجه به بحث تربیت مهم است ؟تربیت یک امر واجب است یا مستحبی؟
ما دو نوع تربیت داریم 1-تربیت بدون قصد(به آن تربیت الگویی نیز می گویند):در این نوع تربیت رفتار شما به طور نا خود آگاه روی اطرافیانتان تاثیر می گذارد.ما نسبت به محیط اطرافمان خنثی نیستیم رفتار های ما پیام هایی اعم از مثبت ومنفی برای دیگران دارد .2-تربیت با قصد:در این نوع تربیت ما به صورت خودآگاه سعی می کنیم رفتاری را در کسی ایجاد کنیم ویا کسی را تغییر دهیم.شهید مطهری می گوید این یک وظیفه عمومی است در قرآن کریم آیه های بسیاری داریم که می گوید:"خود واطرافیانتان را باید از آتش نجات دهید"به این معنی که باید نسبت به دیگران دلسوز باشیم ،فلسفه امر به معروف ونهی از منکر نیز به این قضیه باز می گردد.روایت شده است که پیامبر مانند طبیب دوره گرد بوده اند؛طبیب دوره گرد کسی است که ۲منتظر بیمار نمی ماند خودش فرد بیمار را پیدا ودرمان می کند در نتیجه از این جهت است که پیامبر را اسوه حسنه برای بندگان معرفی کرده اند .پس بدین معنی تربیت کردن یک امر مستحب است .
ما دوگونه واجب داریم 1- مقدمه واجب 2-خود امر واجب. برای مثال کسی که می خواهد نماز بخواند باید وضو بگیرد ،وضوگرفتن واجب نیست اما چون مقدمه امر واجب است (نماز بدون وضو پذیرفته نیست) لذا وضورا نیز واجب شمرده اند .جامعه باید نسبت به مسائل تربیتی آگاه باشد اگر شخصی پدر یا مادر شد این امر بر او واجب است ،اگر تربیت بر کسی واجب شد پس مقدمه آن که آگاهی نسبت به امور تربیتی است نیز واجب می شود؛کسی که بدون بصیرت در مسیری حرکت کند مانند آن است که از ابتدا راه را اشتباه رفته است .
تربیت از دستور های دینی ماست در گام اول باید تربیت تعریف شود .تربیت عبارت است از پرورش استعداد ها پس یک امر اصالتا درونی است برای پرورش استعداد دو کار لازم است یکی فراهم آوردن اقتضائات ودیگری اینکه موانع را رفع کنیم .اگر در امر تربیت اهداف مربوط به مربی با شد اسم آن را صنعت می گذاریم اما اگر اهداف متوجه متربی باشند نام عمل تربیت می شود.گاه اهداف مربی برای متربی اند اما تا زمانی که این امر برای متربی درونی نشود معنی تربیت نمی دهد برای مثال:در زمینه تنبیه می گویند شخص باید بداند چرا تنبیه می شود.
اموری هستند که در رشد تاخیر می اندازندوباید کنار گذاشته شوند برای مثال :غناوشرب خمر ؛اسلام می گوید :این امور جلوی رشد استعداد های انسان را می گیرند وعقل اورا خفیف می کنند.
حال باید بدانیم اقتضائات وموانع تربیتی چه اموری هستند که لازمه این امر شناخت انسان واهداف ان است انسان دارای دو بعد روحی وجسمی است که هر دو باید به اندازه کافی رشد کنند مسائلی که مربوط به جسم هستند اعم از غذا ،خواب و...همگی باید رعایت شوند ابعاد روح نیز به سه دسته تقسیم میشوند بینش ،گرایش واخلاق که هرسه باید در کنار یکدیگر باشند تا عملی رخ دهد برای مثال :گاه می دانیم که عبادتی ثواب بسیار دارد اما گرایشی به انجام آن نداریم؛ درباره امور تربیتی نیز چنین اتفاقی می افتدبرنامه تربیتی باید تمام ابعاد را در بر بگیرد .موانع تربیت نیز گاه ذهنی وگاه بیرونی هستند.
برای تربیت روشی وجود داردبه اسم عادت دادن که بیشتر به اراده بازمی گردد ،می گویند:اراده باید به اموری عادت کند اما برخی با این نظر مخالف اند .عادت کردن چه فایدهایی دارد؟1-سهولت:هرچه عادت بیشتر باشد توجه به جزئیات وظواهر کمتر می شود وکار آسان تر صورت می پذیرد 2-سرعت و... ازنقاط ضعف عادت این است که آگاهی را کاهش می دهد ؛ممکن است ظاهر عمل خوب باشد اما نفس عمل اشکال پیدا می کند مانند نماز .در اعمال دینی چیزی داریم به اسم نیت که اگر نباشد عمل فایده ای نخواهد داشت .در این زمینه عده ای نظریه ملکه اخلاقی را مطرح می کنند به این معنی که با وجود اینکه یک عمل برایمان عادت شده است ،نیت نیز همچنان در آن حفظ شود .نیت ذات اراده است ،نیت روح عمل است که در حیطه بعد گرایش قرار می گیرد.کسی که اقتضاء عمل خوب را ندارد می تواند آن را نیت کند.
ادامه دارد...

 

مهدویت(قسمت پایانی)
سومین جلسه از سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری ، گا م سوم 29مهر در دانشگاه اصفهان برگزار شد، در این جلسه قسمت پایانی کتاب مهدویت توسط آقای سجاد زاده تدریس شد، که در زیر می توانید گزارش مختصری از آن را مطالعه نمایید.
آنچه گذشت:ازدید شهید مطهری در گذشته تاریخ،محوریت با حق بوده است،آینده تاریخ نیز بر اساس متد ونگاه فلسفی که شهید مطهری داشت ،سراسر حق خواهد بود.
مقدمه:امداد های غیبی:هدف یافتن جایگاه امداد های غیبی در گذشته وآینده بشراست ،در ابتدا از ایمان به امداد های غیبی سخن گفته شده است در نتیجه باید جایگاه ایمان مشخص شود.
در قران کریم تقریبا 880 مورد را می توان یافت که در آن ها کلمه ایمان به صورت مستقیم به کار رفته است .ایمان چیست که خداوند متعال در این حد روی آن تاکید دارد؟ایمان در لغت به معنای در امنیت بودن است ،یکی از راه های شناخت ایمان این است که نقطه متقابل ایمان یعنی کفر،شرک ونفاق را بشناسیم.راه دیگر، شناخت ویژگی های ایمان است . از آن جمله اینکه:1-ایمان یک فعل اختیاری است که نمونه بارز این گفته را می توان در آیه:( لا اکراه فی الدین قد... )دید،2- ایمان کار قلب است 3-اطمینان قلبی برای ایمان کافی است (یقین)4-ایمان قابل پنهان کردن است(تقیه) یکی از مواردی که در آن شیعه را به نفاق متهم می کنند استفاده از اصل تقیه است می گویند:شیعیان ایمان خود را پنهان می کنند، با جهل به این موضوع که تقیه از ویژگی های ایمان است5- قابلیت افزایش وکاهش دارد6-باید تسلیم محض متعلقات ایمان بودو..که هریک از ویژگی های ذکرشده مصداق قرآنی دارند.
حال به این نکته بپردازیم که متعلقات ایمان چیست؟ ما باید به 7 چیز ایمان داشته باشیم ،شامل:ایمان به توحید، ارسال رسل ، معاد ، کتب آسمانی ، فرشتگان ، آیات حق وامداد های غیبی. ایمان به غیب چیست؟به تعبیر شهید مطهری غیب چیزی است که ازحواس پنجگانه پوشیده باشد وابزار فهم آن چیز دیگری باشد،ایمان به غیب ازطیف همان ایمان به امداد های غیبی است وبه دوصورت الهام (وحی) یا فراهم آوردن شرایط می باشد.از جمله امداد های الهی به بندگان، آوردن اولیا وانبیااست؛ انبیا برای بندگان یاور ویاری رسان هستند در نتیجه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)از جمله امداد های غیبی هستند که برای بشر فرستاده شده اند .خداوند زمانی امدادی را می فرستد که شرایطش فراهم باشد بنابراین زمانی حضرت مهدی(علیه السلام) را می فرستد که جمیع مومنین نیازمند اوباشند شهید مطهری می گوید :باید مومنینی باشند که به سمت حق قدم بر دارند وآنگاه که یگرنمی توانند به جلو بروند از خداوند بخواهند که حضرت مهدی(علیه السلام) را بفرستد در نتیجه زمانی که مومنین قوی شوند زمان ظهور نزدیک می شود نه زمانی که در ضعف هستند.مومنین باید ویژگی یک منتظر واقعی را داشته باشند بنا بر نظر شهید مطهری در کتاب مهدویت انتظار خود دو نوع است انتظار سازنده وتعهد آور که با فضیلت ترین عبادت است وانتظار ویرانگر وفلج کننده.
علل پیدایش انتظار ویرانگرچیست؟،منتظر حقیقی کیست؟،آیا جبهه حق در حال بسط است؟ از دیگر مباحث مطرح شده در این جلسه بودند.

جمعه, 23 مهر 1395 11:43

مهدویت (قسمت دوم)

نوشته شده توسط

 

حرف ناب

 

اگر دیدید هنوز آخر قصه زیبا نشده است بدانید که هنوز به آخر نرسیده است ،چون آخر قصه قطعا زیباست(چارلی چاپلین)
دومین جلسه از سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری ،گام سوم 15مهر در دانشگاه اصفهان برگزار شد، در این جلسه قسمت دوم از کتاب مهدویت توسط آقای سجاد زاده تدریس شد که در زیر می توانید گزارش مختصری از آن را مطالعه نمایید.
-مقدمه:چرا حضرت حجت در ابتدای خطابشان به جهانیان خودشان را فرزند امام حسین(ع) معرفی می کنند؟چه لزومی دارد؟چرا به حضرت رسول(ص) منتسب نکردند؟نخستین چیزی که به ذهن می رسد این است که اگر مخاطب ایشان کل عالم است پس فضای جهان باید به گونه ای باشد که مردم باشخصیت سید الشهدا آشنایی داشته باشند وبدانند که ایشان به حق بودندومظلوم کشته شدند در این صورت بشریت باید نسبت به امام حسین(ع) وآرمان ایشان آگاهی داشته باشد.از طرفی مسئله محرم وصفر در حال جهانی شدن است ،نمونه آن را می توان درمسیر اربعین دید.پس تاحسین(ع)معرفی نشود زمینه ظهور مهدی(عجل الله)فراهم نمی شود.
-در جلسه قبل دیدگاه های مختلف درباره حق بودن یا باطل بودن گذشته بشر بررسی شد.در این جلسه دیدگاه های مختلف نسبت به آینده بشر بررسی خواهد شد.در زمینه آینده بشر چهار دیدگاه وجود دارد که در ادامه به اختصار توضیح داده می شوند:
1-به دلیل اینکه گذشته بشر تاریک بوده است آینده بشر نیز تاریک خواهد بود ،(شاید اگر با دید نمود(ماهیت)به عالم نگاه کنیم هیچ برداشت روشنی از تاریخ بشریت نداشته باشیم)،در این نگاه سوالاتی پرسیده می شود مثلا: چه اتفاقی قرار است برای بشر بیفتد که از دیروزش بهتر باشد؟چراباید خودمان را معطل دنیا کنیم؟ ،برای نمونه شهید مطهری در این زمینه تعبیری ازصادق هدایت را مطرح می کند که می گوید:انسان باید خود را از شرارت نجات دهد. پس، از این نظر آینده بشر محکوم به فناست.
2-نگاه علم گرا،در این نگاه می خواهند نوعی ریشه شناسی کنند که چرا انسان باید بداند ؟ومی گویند:به دلیل اینکه درگذشته جهل وترس وجود داشت لذا بشراز گذشته مایوس بود. اما هرچه رشد علمی اوبیشتر باشد آینده ،آینده روشن تری خواهد بود.
3-مکتب گرا ها،در این نگاه اینگونه تحلیل می کنند که ساختار های اجتماعی به این شکل است که همیشه باید یکی در بالادست ودیگری در پایین دست باشد؛ لذا تفاوت طبقا تی همیشه وجود داشته است.برای نمونه کمونیست ها معتقد بودند که این تفاوت طبقاتی باید به شکل طبیعی از بین برود واینگونه تحلیل می کردند: زمانی که بشر بفهمد که سرمایه داری بداست جامعه جامعه ای بی طبقه می شود وآینده بشر آینده خوبی خواهد شد.
4- دیدگاه آخر دیدگاه شهیدمطهری است ،می گوید: گذشته حق بوده است آینده هم حق خواهد بود زیراکه گذشته بشر اگر حق نبود بشر نابود می شد،و در این زمینه بحث خیر وشر را مطرح می کند ومی گوید:در نهایت خیر پیروز می شود گذشته بشر حق بوده است وبه دلیل اینکه امکان قطع کردن گذشته وآینده وجود ندارد لذا این سیر باید ادامه داشته باشد وآینده بشر نیز باید حق باشد
عدل:عدل یک نیاز و حقیقتی است که تقریبا در طول تاریخ بشریت در تمامی ادیان توحیدی وغیر توحیدی به صورت یک آرزو ویک خیر همیشه مطرح بوده است.چه جنگ هایی که به اسم عدالت نشده است وچه انسان هایی که جانشان رادر راه عدالت از دست نداده اند .عدالت چیست؟شهید مطهری در مقابل عدل دو مفهوم را قرار می دهد 1-ظلم2-تبعیض.
در تعبیر امام علی عدل این است که: هر صاحب حقی را به حقش برسانند.
ظلم یعنی :کسی حقی دارد ولی حقش را به او نمی دهند.
تبعیض یعنی: دونفر حقی دارند به یک نفر حقش را بدهند وبه دیگری ندهند.
آیا عدالت،ظلم وتبعیض مفاهیم ذهنی هستند یا واقعیت دارند؟آیا انسان به ماهو انسان قادر است عدالت را سامان دهد؟چگونه می شود به عدالت رسید؟و دیدگاه های مختلف درباره این سوالات، از دیگر مباحث مطرح شده در این جلسه بود.

صدیقه کهیانی

پنج شنبه, 22 مهر 1395 23:53

مهدویت (قسمت اول)

نوشته شده توسط

 

حرف ناب

اگر هرکس برای عقیده خودش می جنگید هیچ گونه جنگی رخ نمی داد(مقدمه کتاب جنگ وصلح اثر تولستوی)

اولین جلسه از سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری ،گام سوم 8مهر در دانشگاه اصفهان برگزار شد، در این جلسه قسمتی از کتاب مهدویت توسط آقای سجادزاده تدریس شد که در زیر می توانید گزارش مختصری از آن را مطالعه نمایید.
مقدمه کتاب ،بیان کننده این مسئله است که در دین، مهدی را به عنوان آخر الزمانی خوب می شناسند.مهدی یک نماد است نماد آخر الزمانی بشر .ودر همه ادیان اعم از توحیدی وغیر توحیدی به زبان های مختلف نامش آمده است .تقریبا تمامی ادیان به آینده بشر خوش بین هستند وگزاره ثابتی که همه به کار می برند :(روزی خواهد رسید)است.اما مکاتب غیر دینی(آنچه دین نیست اما اندیشه است)تقریبا همگی به آینده بشر ناامید هستند این یک تفاوت جدی است که انسان دینی باانسان غیر دینی دارد .به همین دلیل در تمام ادیان خود کشی نهی شده است در حالی که درمکاتب غیر دینی به خود کشی توصیه هم شده است .برای نمونه در این زمینه شهید مطهری نام صادق هدایت را بیان می کند.جدی ترین کتاب او بوف کور است که معمولا کسانی که آن را خوانده اند نوعی حس یاس به زندگی پیدا کرده اند.
در بخش بعدی کتاب شهید مطهری از بحث حق وباطل شروع می کند ومی گوید:در نگاه توحیدی منشا حق آن چیزی است که خدا به انسان داده است ،به انسان کرامت هایی بخشیده که بر اساس آن ها حقوقی نیز به او اختصاص داده است .به تعبیر قرآن حق یک امر ثابت است وباطل همانند کف روی آب است .شهید مطهری از بحث وجود شروع می کند واینطور مطرح می کند :حکما وفلاسفه شیعی متاخر معتقد اند تمام عالم بر اساس وجود است .بود(هست)که مشترک بین همه اجزاء عالم است در برابر نمود(ماهیت)قرار می گیرد ،وبعد این سوال پیش می آید که کدام یک اصیل وکدام اعتباریست ؟در زمان ملاصدرا وجود را امری اصیل می گرفتند. .پس اگر بود اصیل ونمود اعتباریست خداوند بود مطلق است وتمام ماسوی الله نمود هستند . همه ما با خدا در وجود اشتراک داریم با این تفاوت که خداوند حد(ماهیت)ندارد وما حد داریم حال اگر خداوند وجود اصیل در جهان باشد ،حق است یا باطل؟قطعا حق است پس تمام جهان به واسطه وجود خداوند حق است .اگر عالم حق است شرور چه می شود ؟
این مسئله به حدی مهم است که پنجمین (به تعبیری سومین)اصل از اصول دین ما یعنی عدل به آن اختصاص پیدا کرده است .عدل ضد ظلم است پس ظلم در عالم چیست؟زلزله ای که کودکان بی گناه را از بین می برد چه می شود؟(در جنگ بوسنی وهرزه گوین مسیحیان که در شبه جزیره بالکان بودند کشتار وحشت ناکی را به راه انداختند )کشیش فرانسوی می گوید :اگر خدایی در این عالم باشد واین ظلم را ببیند وسکوت کند خدا نیست ولذا خود کافر شد.
آیا نقاط تاریک تاریخ بشر بیشتر بوده است یا روشن؟چند نفر از بزرگان ما در تاریخ غلبه داشته اند ؟اگر تاریخ روند روشنی داشته است چرا خداوند وعده داده است زمین را به مومنین ومستضعفین به ارث برساند ؟شهید مطهری سه نوع نگاه را به تاریخ مطرح می کند 1-غلبه باطل2- غلبه حق3-غلبه حق وباطل
اکثر ما به غلبه حق وباطل اعتقاد داریم ودر تمامی اساطیر این دوگانگی وجود دارد .اکثر مکاتب غیر دینی نیز اعتقادشان به غلبه باطل است.اما در نگاه غلبه حق دو نوع نگاه مطرح می شود1- در جهان ظلم وستم هست ولی نتیجه خوب است
2-غلبه همیشه باحق بوده وخواهد بود
جوابی که شهید مطهری در این زمینه می دهد جواب یک متکلم نیست جواب یک فیلسوف است می گوید :غلبه با حق است زیرا که عالم نمودی از حق است.تا ریخ نگاران افرادی بودند که برای نوشتن تاریخ همراه پادشاهان بودند اما اگر کسی تاریخ انبیاء وشرایط یاران پیامبر در جزیره العرب را بنویسد وبخواند غلبه حق را خواهد دید،وبه دلیل اینکه ما نمود را بیشتر از بود می بینیم در نتیجه باطل وشر را بیشتر می دانیم.پس جریان عالم، حق است چون عالم مظهر حق است وباطل سایه است
چه تفاوتی بین آینده وگذشته است؟،آیا انسان نسبت به گذشته پیشرفت کرده است؟ توسعه ،پیشرفت وتکامل وتفاوت این سه در گذشته وامروز .از جمله دیگر مباحث مطرح شده در این جلسه بود.
صدیقه کهیانی

رد پا

حالت های رنگی