داستان ما ...

یکشنبه, 06 فروردين 1396 07:12 نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 رای)

 

 

داستان ما از زمانی  شروع شد كه چوپانی امی مامورشد تا  دست روی سنت های اجتماعی بگذارد سنتی كه یا برده بودی یا صاحب برده.
از آنجایی شروع شد كه همین برده ها با سرمایه دار هایی كه روزی صاحبان آنها بودند برابر شدند و رهبر همان پابرهنگان محمد (ص) شد.

از آنجایی شروع شد كه جایگاه زن از یك ابزار منزل و لذت تبدیل شد  به رهبر اجتماع ومادر یك امت و آن مادر فاطمه بود .
از آنجایی كه زمام دار یكی از بزرگترین حكومت های زمان خود، خلافت و مال دنیا  را از آب بینی بزی حقیر تر شمرد و آن خلیفه علی (ع) شد.

از آنجایی كه پیرمردی با تمام فرزندان و برادران و رفاقایش به خاك و خون كشیده شدند و تن به اسارت نوامیسش داد تا دست بیعت به سرمایه داره ظالم ندهد،و آن مظلوم دشت كربلا حسین شد(ع).

رسید به دورانی كه خمینی، یك آخوند پیرمرد با سربازان در گهواره ی خود، راه كربلا را ادامه دادند. هشت سال علی اكبر ها عربا عربا شدند تا زیر بار ظلم نروند، تا امروز كه با تكرار تاریخ دوباره معاویه ها و ابن زیاد ها در ظاهر اسلام وارد شده اند و دنبال حكومت رسول اله هستند .

و امروز رسالتی كه خمینی بر دوش دغدغه داران انقلاب عشق گذاشته و هركس كه عاشق باشد باید این راه محمد و علی  را ادامه دهد.

راه عدالت  ....


به رسم "همسایگی"...
@hamsayegi_shiraz

1131 بازدید

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

رد پا

حالت های رنگی