شرمنده نشویم...!

جمعه, 23 مهر 1395 23:19 نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 رای)

عراقی ها برای تضعیف روحیه ما فیلم های زننده پخش میکردن.یه روز یکی از بچه ها به نشانه اعتراض تلویزیون رو خاموش کرد.عراقی ها گرفتن و بردنش بیرون.هیچ کس ازش خبر نداشت تا اینکه ما رو برای استراحت فرستادن به حیاط اردوگاه، وارد حیاط که شدیم اون بسیجی رو دیدیم.یه چاله کنده بودن و تا گردن گذاشته بودنش داخل چاله،فقط سرش بیرون بود.شب که شد صدای الله اکبر و ناله های اون بسیجی بلند شد.همه نگرانش بودیم... وقتی یکی از نگهبان ها علتش رو گفت مو به تنمون راست شد. میگفت: (زیر خاک این منطقه موش صحرایی گوشتخوار وجود داره،موش ها حس بویایی قوی دارن.وقتی متوجه دوستتون شدن، بهش حمله کردن و گوشت بدنش رو خوردن.علت ناله هاش همین بود.)
»»» اینطوری شهید دادیم و حالا بعضی از ما راحت پای کانال های ماهواره میشینیم و گاهی خانواده رو هم با خودمون همراه میکنیم... و هیچ وقت به اون روزی فکر نمیکنیم که اون شهید رو میارن تا توضیح بده به چه قیمتی چشمش رو از گناه حفظ کرده و غصه دوستان همرزمش رو داشته....

v

1573 بازدید آخرین بار تغییر یافته یکشنبه, 16 آبان 1395 15:03

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

رد پا

حالت های رنگی