مهدویت (قسمت دوم)

جمعه, 23 مهر 1395 11:43 نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 رای)

 

حرف ناب

 

اگر دیدید هنوز آخر قصه زیبا نشده است بدانید که هنوز به آخر نرسیده است ،چون آخر قصه قطعا زیباست(چارلی چاپلین)
دومین جلسه از سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری ،گام سوم 15مهر در دانشگاه اصفهان برگزار شد، در این جلسه قسمت دوم از کتاب مهدویت توسط آقای سجاد زاده تدریس شد که در زیر می توانید گزارش مختصری از آن را مطالعه نمایید.
-مقدمه:چرا حضرت حجت در ابتدای خطابشان به جهانیان خودشان را فرزند امام حسین(ع) معرفی می کنند؟چه لزومی دارد؟چرا به حضرت رسول(ص) منتسب نکردند؟نخستین چیزی که به ذهن می رسد این است که اگر مخاطب ایشان کل عالم است پس فضای جهان باید به گونه ای باشد که مردم باشخصیت سید الشهدا آشنایی داشته باشند وبدانند که ایشان به حق بودندومظلوم کشته شدند در این صورت بشریت باید نسبت به امام حسین(ع) وآرمان ایشان آگاهی داشته باشد.از طرفی مسئله محرم وصفر در حال جهانی شدن است ،نمونه آن را می توان درمسیر اربعین دید.پس تاحسین(ع)معرفی نشود زمینه ظهور مهدی(عجل الله)فراهم نمی شود.
-در جلسه قبل دیدگاه های مختلف درباره حق بودن یا باطل بودن گذشته بشر بررسی شد.در این جلسه دیدگاه های مختلف نسبت به آینده بشر بررسی خواهد شد.در زمینه آینده بشر چهار دیدگاه وجود دارد که در ادامه به اختصار توضیح داده می شوند:
1-به دلیل اینکه گذشته بشر تاریک بوده است آینده بشر نیز تاریک خواهد بود ،(شاید اگر با دید نمود(ماهیت)به عالم نگاه کنیم هیچ برداشت روشنی از تاریخ بشریت نداشته باشیم)،در این نگاه سوالاتی پرسیده می شود مثلا: چه اتفاقی قرار است برای بشر بیفتد که از دیروزش بهتر باشد؟چراباید خودمان را معطل دنیا کنیم؟ ،برای نمونه شهید مطهری در این زمینه تعبیری ازصادق هدایت را مطرح می کند که می گوید:انسان باید خود را از شرارت نجات دهد. پس، از این نظر آینده بشر محکوم به فناست.
2-نگاه علم گرا،در این نگاه می خواهند نوعی ریشه شناسی کنند که چرا انسان باید بداند ؟ومی گویند:به دلیل اینکه درگذشته جهل وترس وجود داشت لذا بشراز گذشته مایوس بود. اما هرچه رشد علمی اوبیشتر باشد آینده ،آینده روشن تری خواهد بود.
3-مکتب گرا ها،در این نگاه اینگونه تحلیل می کنند که ساختار های اجتماعی به این شکل است که همیشه باید یکی در بالادست ودیگری در پایین دست باشد؛ لذا تفاوت طبقا تی همیشه وجود داشته است.برای نمونه کمونیست ها معتقد بودند که این تفاوت طبقاتی باید به شکل طبیعی از بین برود واینگونه تحلیل می کردند: زمانی که بشر بفهمد که سرمایه داری بداست جامعه جامعه ای بی طبقه می شود وآینده بشر آینده خوبی خواهد شد.
4- دیدگاه آخر دیدگاه شهیدمطهری است ،می گوید: گذشته حق بوده است آینده هم حق خواهد بود زیراکه گذشته بشر اگر حق نبود بشر نابود می شد،و در این زمینه بحث خیر وشر را مطرح می کند ومی گوید:در نهایت خیر پیروز می شود گذشته بشر حق بوده است وبه دلیل اینکه امکان قطع کردن گذشته وآینده وجود ندارد لذا این سیر باید ادامه داشته باشد وآینده بشر نیز باید حق باشد
عدل:عدل یک نیاز و حقیقتی است که تقریبا در طول تاریخ بشریت در تمامی ادیان توحیدی وغیر توحیدی به صورت یک آرزو ویک خیر همیشه مطرح بوده است.چه جنگ هایی که به اسم عدالت نشده است وچه انسان هایی که جانشان رادر راه عدالت از دست نداده اند .عدالت چیست؟شهید مطهری در مقابل عدل دو مفهوم را قرار می دهد 1-ظلم2-تبعیض.
در تعبیر امام علی عدل این است که: هر صاحب حقی را به حقش برسانند.
ظلم یعنی :کسی حقی دارد ولی حقش را به او نمی دهند.
تبعیض یعنی: دونفر حقی دارند به یک نفر حقش را بدهند وبه دیگری ندهند.
آیا عدالت،ظلم وتبعیض مفاهیم ذهنی هستند یا واقعیت دارند؟آیا انسان به ماهو انسان قادر است عدالت را سامان دهد؟چگونه می شود به عدالت رسید؟و دیدگاه های مختلف درباره این سوالات، از دیگر مباحث مطرح شده در این جلسه بود.

صدیقه کهیانی

1026 بازدید آخرین بار تغییر یافته جمعه, 23 مهر 1395 11:48

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

رد پا

حالت های رنگی