برخورد

پنج شنبه, 22 مهر 1395 23:22 نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 رای)

مرد منتظر ماشین ایستاده بود.یک ماشین جلوی پایش ترمز کرد.
-آقا مسیرتون حرم هست؟ -بله آقا بیا بالا.
راننده به احترام یا ترس از سیمای مرد، صدای ضبط را کم کرد.اما صدای ترانه همچنان به گوش مسافر میخورد.مرد صبرش تمام شد و بلند فریاد زد: از ترس خدا صدای ضبط را کم کردی یا از ترس من؟ امشب شب شهادته،دین نداری؟ حیا نداری؟ -دلم میخواد،ماشین خودمه به کسی هم ربطی نداره! مشکل داری پیاده شو،زورت که نکردم سوار شدی.
مرد هم ازماشین پیاده شد و در را محکم بست.راننده باچهره عصبی زیر لب حرف هایی زد....

»»» مرد منتظر ماشین ایستاده بود.یک سواری جلوی پایش ترمز کرد.
-آقا مسیرتون حرم هست؟ -بله آقا بیا بالا.
راننده به احترام یا ترس از سیمای مرد صدای ضبط را کم کرد.اما صدای ترانه همچنان به گوش مسافر میخورد.مرد صبرش تمام شد اما نمیخواست برخورد نامناسبی کند، فکری به ذهنش رسید؛ وانمود کرد که گوشی اش زنگ خورده: الو سلام علیکم، احوال شما؟خوبید؟ممنونم بفرمایید در خدمتم.بعد از چند لحظه سکوت ادامه داد: نه برادر! امشب که شب شهادته ،فردا هم که شهادته ونمیشه.ان شاءالله باشه پس فردا...
راننده آرام ضبط را خاموش کرد و گفت:حاج آقا ببخشید اصلا نمیدونستم امشب شب شهادته معذرت میخواهم.
گفتگو میان مرد و راننده گرم شد.موقع خداحافظی راننده که نمیخواست کرایه بگیرد با صدای بلند گفت:نوکرتم حاجی!خیلی باحالی به خدا.... و بعد بوق بلندی زد به افتخار مرد....

برخورد

1052 بازدید آخرین بار تغییر یافته یکشنبه, 16 آبان 1395 15:03
مجموعه های بیشتر: شرمنده نشویم...! »

نظرات   

0 #1 آشنا 1395-07-23 06:51
چه امربه معروف ونهی از منکر قشنگی...
لبیک یاحسین(ع)
نقل قول

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

رد پا

حالت های رنگی