جمعه, 15 بهمن 1395 20:04

 

 

سید شهیدان اهل قلم می‌گفت:
غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که بر هر چه شک و ترس و تردید است غلبه کنند و حسینی شوند و در این سخن خود، شهدا را مراد می‌کرد. او نوشته است
از میان عواملی که آمریکا را در سلطه جهانیش یاری داده‌اند یکی هم ترس من و توست از او.
می‌گفت: لذا آن کس که ضعیف‌تر است از قدرت آمریکا بیشتر می‌ترسد
و انسانهایی وارسته و قدرتمند چون حضرت امام خمینی (ره) که پای بر فرق همه تعلقات نهاده‌اند و ترس را در وجود خویش کشته‌اند، به حقیقت می‌دانند و می‌گویند که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند».
پیروان صادق امام خمینی (ره) را هم که ببینی سخت به او شباهت دارند. ….
یاد امام وشهدا دلو میبره کربلا

پنج شنبه, 14 بهمن 1395 19:56

 

 

انصافا اوضاع ادارات و ارگان ها و نهادها و صدا و سیما را که انسان میبیند کاملا میان چند حس مختلف و  حتی متضاد بلاتکلیف میشود:بخندیم!گریه کنیم؛عصبانی بشویم؟...یا چه؟
بعد از دهه فجر ببینید چند تا پل و جاده و زیرگذر و کارخانه (چه میدانم؟) چیزهای دیگر و ...در همین ایام افتتاح شدند که سال بعد همین موقع باز هم افتتاح خواهند شد!!

این افتتاح های هول هولکی و روبان قیچی کردن ها و بعدش #صلوات فرستادن ها و عکس گرفتن ها،خودش خیلی چیزها را لو میدهند...
حداقل مشخص میکند منظور این ها از انقلاب چیست؟

حالا که دیگر #انقلاب_اسلامی دارد چهل ساله میشود موسم آن فرا نرسیده تا با سخت گیری و دقت بنشینیم و شعارهای #پیش از انقلاب را تبدیل به سنجه های #پس از انقلاب کنیم و عملکردمان را بررسی کنیم؟دستاورد های انقلاب،انفسی است؟آفاقی است؟ یا هر دو؟و این ها چه نسبتی با هم میتوانند داشته باشند؟

انقلاب با عدالت و آزادی و مردم سالاری و فقر و تبعیض و حاشیه نشینی و استکبار و استضعاف جهانی و ...چه نسبتی دارد و در هر کدام تا چه حد پیشروی یا پسروی داشته؟

مگر خدا با تشر و جدیت در قرآنش نفرموده که با #ربا به من اعلام جنگ کرده اید؟و نیز مگر اکثر همین ارگان ها و نهادهایی که این روزها روبان قیچی میکنند و سرسلامتی انقلاب "اسلامی" صلوات میفرستند،بانک افتتاح نکرده اند و تا مرفق...؟!پس چی؟

رابطه مان با #چین چه کیفیتی دارد؟با آمریکا و برجام و..؟مذاکرات حقوق بشری؟...پس آن،نه شرقی نه غربی" بالای سردر وزارت خارجه چه کاره است؟
دهه فجر اگر بهار آزادی است،از آن طرفش پاییز شمردن جوجه هایمان هم هست دیگر...
نیست؟
بگذریم!

الغرض...

ترسم آنست که سال به سال همین ریختی پیش برویم و آن قدر در نقشمان فرو برویم که شاخصه ها و آرمان ها و شعارهایی که به خاطرش #خمینی (ره) تبعید شد و #جنگ شد و آتش به پا شد و بسیاری _از کف خیابان تا حزب جمهوری از بقال تا نخست وزیر_ ترور شدند و گروه گروه جوان ها در خونشان میغلتیدند و شهید میشدند و البته الآن هم در نقاط مختلف منطقه و گاهی هم مثل #احمدی_روشن کف خیابان های تهران به وسیله تروریست(یا بعدش با #بتن؟).... ،از یادمان برود و بماند همین آذین بندی های مدارس و تبریک گفتن های بخش نامه ای ادارات و برگزاری همایش و #موز و بیلانه کاری و والسلام!

مدیران و مسئولان مثل روزهای عید لباس های نوشان را بپوشند و بیایند جلو دوربین و #روبان قیچی کنند و به ماها نعمت وجودشان را تبریک بگویند!

نمیدانم(؟) شاید چند سال بعد اصلن برای آن که حسابی خوش بگذرد کلا دهه فجر را مثل #عیدنوروز تعطیل کنند و بعدش که مدارس باز شد بچه های پولدارترها و خان زاده ها و باکلاس ها که رفته اند شمال و کیش و دبی و #آنتالیا برای خوش گذرانی،برای ما #پاپتی ترها با موضوع "دهه فجرتان را چگونه گذراندید؟" انشاء بخوانند...وصف العیش نصف العیش!
#حسین_شهبازی_زاده
:::::::::::
@daadnevesht

پنج شنبه, 14 بهمن 1395 19:50

 

1.  از در دانشگاه – باقرالعلوم(ع) قم – آمدم این طرف خیابان تا سوار تاکسی شوم. روحانی‌ای که  حدود شصت سال داشت گفت: اوضاع خیلی بد شده! پرسیدم: مگر چه شده؟ گفت: زمان شاه از لات و بنگی و معتاد و قاچاقچی گرفته تا معلم و کارمند و ... تا آخوند می‌دیدند دست به سینه می‌گذاشتند و احترامش می‌کردند. حالا یه نوجون سیزده چهارده ساله موتور سوار به من معمم ریش سفید فحش می‌دهد و پوزخند می‌زند. بعد از انقلاب احترام به روحانیت از بین رفت.(اسلام راحت‌طلبی)

2.  حاج محمدرضا پهلوی به رسم مسلمانی حج گذاشت. به پابوس امام رضا(ع) می‌رفت و به قم می‌آمد برای زیارت حضرت معصومه(ع). اهل روضه و زیارت عاشورا بود.(اسلام سلطنتی)

3.  تمدن بزرگ و رسیدن به توسعه دغدغه‌اش-حاج محمدرضا- بود. گمانش بر آن بود که  جمع اسلام و سلطنت و توسعه و لیبرالیسم، نه تنها ممکن است، بلکه تنها راه پیش روست.(اسلام التقاط)

4.  پیغام فرستاد که اگر به کار حکومت گیر نده‌ای، دستگاه و شخص اعلی حضرت عینا همان احترامی که بر ای آقای بروجردی قائل بود، برای شما هم قائل است.(اسلام فریب و تزویر)

5.  حسین بن علی اگر در جوار خانه خدا می‌ماند و زاد و توشه قیامت جمع می‌کرد، چه بسا از شام هم برای زیارت نوه رسول خدا می‌آمدند تا به حضرتش تبرک بجویند. کربلا که آمد احترام خودش را که نگه نداشتن، هیچ! اهل بیتش را هم هتک حرمت کردند.(اسلام مبارزه، اسلام ظلم‌ستیز)

6.  دستور ساخت مصلی را که نوشت، تذکر داد که شدیدا از زرق و برق‌های بناهای اسلام آمریکایی جلوگیری شود، با هر نامی و عنوانی: مسجد، مصلی، حرم مطهر!(اسلام تجملات، اسلام اشرافیت)

7.  در واپسین ماه‌های حیاتش به سید حمید روحانی نوشت: شما باید نشان دهید چگونه مردم علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی(ص) را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه‌داری، اسلام التقاط و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» کردند.

@jomhouri

پنج شنبه, 07 بهمن 1395 12:48

 

 

حاشیه نشینی در دوره پهلوی، به خصوص با شکست برنامه اصلاحات ارضی و مهاجرت سریع روستاییان از روستاها به شهر اتفاق افتاد. کار به جایی رسید که جمعیت تهرانِ دو و نیم میلیون نفری در دهه پنجاه پس از چند سال به پنج میلیون نفر رسید.

مهاجرت به حدی سریع و توان اقتصادی مردم ضعیف بود که امکان ساخت خانه برای مردم وجود نداشت. رکود اقتصادی حاصل از سیاستهای ضد تورمی سال 56 حکومت پهلوی و توقف ساختمان سازی نیز این امر را تشدید کرد.

درحالی که در سال 1346بمیزان 36 درصد خانواده های شهرنشین ایرانی در تنها یک اتاق زندگی می کردند، این رقم در سال 1356 به 43 درصد رسید. پاکروان، رئیس ساواک، در گزارشی به شاه، گفت: «دو میلیون نفر [در تهران] اینطور [در خانه های ساخته شده از پلاستیک] زندگی می کنند».

آن وضعیتی که حضرت امام از آن به عنوان حلبی آباد یاد می کند چنین شرایطی است.

اینکه کشور در حوزه عدالت دچار نقص است و میبایست بهتر کار می کردیم و ... صحیح است؛ اما آیا می توان گفت دستاوردهای جمهوری اسلامی در حوزه عدالت «صفر» بوده و همچون دوره پهلوی است؟

آیا اکنون نیز 36 درصد یا 43 درصد از جمعیت شهرنشین ایرانی در یک اتاق زندگی می کنند؟ اگر پاسخ منفی است، همین حرکت در مسیر عدالت و رسیدن به دستاوردهایی هرچند ناقص نیست؟ اگر جمهوری اسلامی یازده میلیون حلبی نشین دارد چرا عکسهای گسترده حلبی آبادها و خانه های ساخته شده از پلاستیک ایرانی منتشر نمی شود؟

مهدی مقدسی

یکشنبه, 03 بهمن 1395 08:47

 

برخلاف تصور موجود، ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومنیوم از حبیب القانیان، سرمایه‌دار کلیمی، مصادره نشده بودند. هژبر یزدانی، سرمایه‌دار بهایی، هر دو این ساختمان‌ها را در سال ۱۳۵۴ از القانیان خریده بود. پلاسکو با قیمت ۲۰ ميليون تومان آن‌زمان معامله شد که این معاملات خالی از اتهامات رانت و فساد نبودند.
چندی بعد از کنار رفتن هویدا از نخست‌وزیری و تضعیف لابی بهایی‌ها، و به دستور نخست‌وزیر وقت ارتشبد ازهاری، هژبر یزدانی یکی از کسانی بود که به اتهام اختلاس و فساد اقتصادی بازداشت شد و زمان پیروزی انقلاب از زندان قصر گریخت.

#محمد_یگانه
#خاطرات_محمد_یگانه
‌[مجموعهٔ تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد]
به کوشش #حبیب_لاجوردی
(چاپ سوم، تهران: نشرثالث، ۱۳۸۹)
صفحه
#پلاسکو
#ساختمان_پلاسکو
#حبیب_القانیان
#هژبر_یزدانی
#غلامرضا_ازهاری

یکشنبه, 05 دی 1395 16:59

 

 

پرده‌ای از روابط رژیم پهلوی و اسرائیل

 از جمله خیانت‌های صهیونیست‌ها علیه ملت ایران #غارت_آثار_باستانی ایران با همراهی افرادی چون دفتر فرح پهلوی، اشرف پهلوى و پسرش شهرام پهلوى‌نیا، ارتشبد زاهدی، محسن فروغى از درباریان یهودی، ایوب ربنو، مهدى محبوبیان، یوحنا داوود، یعقوب نیمرودی و… بوده است.

 در یکی از اسناد بایگانی شده وزارت امورخارجه (سال 1343، کارتن 5، پرونده 30) در خصوص خبری در روزنامه صهیونیستی #هاآرتص در 1/1/1365 آمده است:

 «یکی از افرادی که نقش مهمی در انتقال آثار باستانی ایران به اسرائیل داشت شخصی بود به نام ایوب ربانو. وی در طی 45 سال تقریباً در تمام نقاط ایران دست به عملیات حفاری زد و بزرگ‌ترین مجموعه ‌آثار باستانی ایران را گردآورد که برخی از آثار آن در جهان بی‌نظیر بوده و ارزش آن مجموعه به 5/4 میلیون لیره اسرائیلی می‌رسید.»

 همچنین در گزارش 1615 مورخ 28/9/1344 از صادق صدریه (تل‌آویو) به وزارت امور خارجه، سال 49ـ1338، کارتن 5، پرونده 39 که از اسناد وزارت امورخاجه است آمده است:

 «در گزارشی که از نمایندگی ایران در تل‌آویو در سال 1344 در مورد کلکسیون ایرانی موجود در #موزه_اسرائیل ارسال شده آمده است: کلکسیون مربوط به هنر ایرانی در موزه اسرائیل در نوع خود یکی از مهمترین کلکسیون‌های جهان می‌باشد. به عقیده کارشناسان، ارزش آن سه میلیون دلار است. در این کلکسیون آثاری وجود دارد که بهایی برای آنها نمی‌توان تعیین کرد زیرا در جهان منحصر به فرد می‌باشند… در ظرف دو سال، کلکسیونی که در #اورشلیم متمرکز گردید، شامل آثاری 3000 ساله از دوران ماقبل تاریخ تا قرن شانزدهم بود…»

 

سه شنبه, 30 آذر 1395 13:16

 

 

 

1- شاه در سالهای ۲۰-۲۱ [...] را دشمن کینه توز حکومت پهلوی قلمداد میکرد،در سالهای ۲۵-۲۶ که او را سد محکمی در برابر کمونیسم میدانست به کمک وی شتافت و در سال ۲۶-۲۷ دوباره او را بعنوان دشمن سلطنت وادار به ترک کشور کرد و بار دیگر در سال ۳۱ در برابر مصدق با وی متحد شد.از سوی دیگر حزب توده نیز در سالهای ۲۰-۲۵ از وی بعنوان یک مشروطه خواه مخالف با نظامی گری پشتیبانی کرد،در سالهای ۲۵-۲۷ با او بعنوان نماینده اشرافیت زمین دار به مخالفت برخاست،دوباره در سالهای ۲۷-۲۸ برای تضعیف و شکست قدرت روز افزون سلطنت به وی نزدیک شد و در سال۳۰ از وی بعنوان نوکرشاه،انگلیس و طبقه حاکم یاد کرد.انگلیس هم در سال ۲۱ از [...] بعنوان نخست وزیری قاطع و طرفدار متفقین پشتیبانی نمود،در سالهای ۲۱-۲۵ بدلیل جانبداری از شوروی با وی مخالفت کرد،درسالهای ۲۵-۲۶ او را برای گفتگو با شوروی بر سر تخلیه خاک ایران تحسین کرد،بار دیگر در سالهای ۲۶-۲۷ با او بعلت تهدید منافع انگلیس در خوزستان و بحرین مخالفت کرد و در سال ۳۰ او را جانشین مناسبی برای مصدق دانست.مصدق نیز در سالهای ۲۰-۲۴ از سیاست خارجی موازنه مثبت او انتقاد کرد،در سال ۲۴ به او بعنوان تنها دولتمرد قادر به گفتگو با روسها رای داد،در سالهای ۲۵-۲۶ او را به تضعیف مجلس متهم کرد،در سالهای ۲۶-۲۷ در برابر شاه از وی پشتیبانی کرد و در سال ۳۰ او را آلت دست امپریالیسم انگلیس خواند.

۲- جای خالی را تنها "احمد قوام السلطنه" بعنوان عملگرا و پراگماتیست ترین فرد تاریخ معاصر ایران میتواند پر کند!

۳- و شاید
شناخت قوام السلطنه بهترین شاه کلید برای یافتن تاکتیک حیات سیاسی "عالیجناب"ی باشد که سرخ و سبز و سپید و سیاه را میتواند به یکباره تن کند ولی همه بازیگران سیاست لباس او را مانند حکایت شکل و شمایل فیل در مثنوی ببینند...

 

آخرین اخبار

رد پا

حالت های رنگی