جمعه, 20 اسفند 1395 10:08

 

همه سیره رهبری را در کراهت از  #چاپلوسی می دانیم با این وجود اما همیشه عده ای هستند که به چنین انحرافاتی دامن زده اند.

چنان پیرامون رهبری سخن می گویند و یا به وضعی سعی در چسباندن القاب طول و طویل به #حضرت_آقا دارند که انگار دارند در مورد #سلطان_صاحبقران سخن می گویند نه #ولی_فقیه ای که شان #خدمتگزاری به اسلام و #پدری_امت را به او سپرده اند.

مهمترین خصیصه سیاسی اجتماعی شان هم #نگاه_اخباری و #نقلی به ارشادات رهبری است.

همین‌که لب باز می کنی و تحلیلی از وضعیت کشور و انقلاب ارائه می دهی که با نگاه انتزاعی - اخباری او مغایر است، بدون اینکه به خودش زحمت دهد پیرامون سخن شما فکر کند و تحلیلش نماید، فوری جمله ای از رهبری جفت و جور می کند و با بیان این که «حرف شما مغایر نظر رهبری است»، سعی در هل دادن شما به سمت مخالفت با رهبری دارد تا به این طریق اصل بحث تغییر کند و شما ناچار شوید به جای اثبات عقلی نظر و نگاهتان، از پایبندی تان به ولایت فقیه دفاع کنید.

همیشه سعی دارند یک #دوقطبی از منِ چسبیده به رهبری در یک سمت و سایرین در سمت دیگر تشکیل دهند و در پناه حمایت از ولایت سنگر گرفته و به سمت دشمنان و مخالفین و منتقدینشان فحش و ناسزا و تحلیل امنیتی آبکی  پرتاب کنند.

 همیشه چند جمله از رهبری، در زمینه های گوناگون از نقد دولت تا محیط زیست، آماده در آستین دارند که در بزنگاه به مخاطبانشان ارايه دهند و آنان را به این طریق محکوم نمایند تا انحرافاتشان را به نام #منویات_رهبری به مردم قالب کنند.

هر چند که رهبری بارهای بار فرموده اند که رسیدن به تحلیلی غیر تحلیل ایشان نه تنها بد نیست بلکه ممکن است خوب هم باشد،  یا صریح گفته اند که نقد سیاست های رهبری مثل نقد اصل چهل و چهار ، ضدیت با ایشان نیست و جای دیگر پا را فراتر نهاده و در تعبیری بی سابقه عنوان کرده اند:« #من_استالین_نیستم که سخنی بگویم و بخواهم حول آن نظریه سازی کنند»، این جماعت سعی در استالین سازی از چهره آزاد اندیش رهبری دارند.

این جریان که امروز در حال باب کردن مجیز گویی و مدیحه سرایی حکومتی هستند،  آرزو دارند روزی برسد که بتوانند مقام #ملیجکی را نیز فراهم آورند، تا در آن نقش آفرینی انقلابی نمایند.

#سلمان_کدیور

سه شنبه, 17 اسفند 1395 22:54

 

طی چند ماه گذشته رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در پاسخ به رویکرد "جنگ هراسی" حسن روحانی تاکید کرده اند که دشمن جرات جنگیدن با ایران را ندارد و اینکه گفته شود اگر برجام نبود جنگ میشد، #دروغ_محض است.

اما دیروز ایشان در ديدار با دست‌اندرکاران راهيان نور نکته مهمتری را گفتند و آن اینکه اصلا باعث و بانی جنگ کسانی هستند که کشور را در برابر دشمن، ضعیف جلوه داده و میدهند: "جنگ تحمیلی به‌خاطر این اتفاق افتاد که دشمن در ما احساس ضعف کرد. اگر میخواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، اظهار ضعف نکنید و قوت خود را آشکار کنید."

حالا این سخنان را بگذارید کنار حرفهای خام، ناشیانه  و ضدمنافع ملی محمدجواد ظریف در سال 92 در دانشگاه تهران: "امریکا با یک بمب میتواند سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد!"

 

امیر حسین ثابتی

پنج شنبه, 14 بهمن 1395 19:50

 

1.  از در دانشگاه – باقرالعلوم(ع) قم – آمدم این طرف خیابان تا سوار تاکسی شوم. روحانی‌ای که  حدود شصت سال داشت گفت: اوضاع خیلی بد شده! پرسیدم: مگر چه شده؟ گفت: زمان شاه از لات و بنگی و معتاد و قاچاقچی گرفته تا معلم و کارمند و ... تا آخوند می‌دیدند دست به سینه می‌گذاشتند و احترامش می‌کردند. حالا یه نوجون سیزده چهارده ساله موتور سوار به من معمم ریش سفید فحش می‌دهد و پوزخند می‌زند. بعد از انقلاب احترام به روحانیت از بین رفت.(اسلام راحت‌طلبی)

2.  حاج محمدرضا پهلوی به رسم مسلمانی حج گذاشت. به پابوس امام رضا(ع) می‌رفت و به قم می‌آمد برای زیارت حضرت معصومه(ع). اهل روضه و زیارت عاشورا بود.(اسلام سلطنتی)

3.  تمدن بزرگ و رسیدن به توسعه دغدغه‌اش-حاج محمدرضا- بود. گمانش بر آن بود که  جمع اسلام و سلطنت و توسعه و لیبرالیسم، نه تنها ممکن است، بلکه تنها راه پیش روست.(اسلام التقاط)

4.  پیغام فرستاد که اگر به کار حکومت گیر نده‌ای، دستگاه و شخص اعلی حضرت عینا همان احترامی که بر ای آقای بروجردی قائل بود، برای شما هم قائل است.(اسلام فریب و تزویر)

5.  حسین بن علی اگر در جوار خانه خدا می‌ماند و زاد و توشه قیامت جمع می‌کرد، چه بسا از شام هم برای زیارت نوه رسول خدا می‌آمدند تا به حضرتش تبرک بجویند. کربلا که آمد احترام خودش را که نگه نداشتن، هیچ! اهل بیتش را هم هتک حرمت کردند.(اسلام مبارزه، اسلام ظلم‌ستیز)

6.  دستور ساخت مصلی را که نوشت، تذکر داد که شدیدا از زرق و برق‌های بناهای اسلام آمریکایی جلوگیری شود، با هر نامی و عنوانی: مسجد، مصلی، حرم مطهر!(اسلام تجملات، اسلام اشرافیت)

7.  در واپسین ماه‌های حیاتش به سید حمید روحانی نوشت: شما باید نشان دهید چگونه مردم علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی(ص) را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه‌داری، اسلام التقاط و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» کردند.

@jomhouri

سه شنبه, 05 بهمن 1395 11:02

 

حكم دادن غیرقابل پیش بینی رهبر برای رياست هيات موسس دانشگاه آزاد اسلامی، حتی بی نگاه به آنكه چه كسی انتخاب شده، اولين نشانه‌ی آن است كه حكومت ديگر لزومی نمی‌بيند دانشگاه آزاد حياط خلوت اطرافيان آيت الله هاشمی رفسنجانی باشد.

ملاحظات به حقی كه تاكنون نسبت به هاشمی، به دليل سابقه‌ی مبارزاتی و سياسی وی وجود داشت، ناخودآگاه پيرامون او را هم دربرمی گرفت و اطرافيان هاشمی هم از مزايای این ملاحظات نظام برخوردار می شدند و اينگونه بود كه آنان پشت اعتباری كه هاشمی رفسنجانی هميشه برای نظام داشت، پنهان شده و دانشگاه آزاد يا مجمع تشخيص مصلحت عملاً حياط خلوت هايی براي اين افراد به شمار می‌رفت. حال با درگذشت او آنچنان كه قابل پيش بينی بود، كم كم اين ملاحظات حذف می‌شود. نظام ملاحظه ی یکی از نیروهای اصلی و موثر خود را می کرد که دیگر در قید حیات نیست و دلیلی برای تمدید این ملاحظات وجود ندارد.

می‌توان در مورد اين هم نوشت كه علی اكبر ولايتی عهده دار پستی شده كه برخی‌ها خوابش را برای حسن خمينی ديده بودند و حالا حتماً احساس جالبی ندارند؛ اما موضوع، فراتر از افراد است. در نگاه اول، مهم نيست چه كسی را رهبری معظم انتخاب كرده‌اند؛ مهم اين است كه انتخاب كرده‌اند. همين فاعليت انتخاب، پيام‌های خاص خودش را به آن‌هایی كه بايد، می‌رساند.

 

کبری آسوپار

چهارشنبه, 22 دی 1395 08:57

 

ما عادت داریم همه چیز را سیاسی کنیم !
یک جمله مستحبی سر نماز خوانده نشده ، بازار سوء استفاده سیاسی گرم گرم است ...

 بعضی جماعت حزب الله که تشییع جنازه را با اردوکشی خیابانی اشتباه گرفته بودند و شعار میدادند این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده! ( چه فایده دارد؟ حرص بقیه را در بیاورید؟ خب اگه صدایی بلند شد شما بلند بگویید لا اله الا الله ! )
در ادامه با افتخار اعلام کردند که رهبری نگفته است : "انا لا نعلم منه الا خیرا" خب که چی؟ روشنگری کردید؟ که دستمایه کینه و تفرقه شود بعد از فوت ایشان؟ (خدا عقل بده)

 از آنطرف هم یک آدم بیسواد ، کینه سیاسی خودش را عیان کرده و مقاله نوشته که فلسفه نماز میت این است که چهل نفر شهادت بدهند انا لا نعلم منه الا خیرا !!! کجا نوشته فلسفه نماز این است؟ چرا چرندیات به خورد مردم میدهید؟ بله روایت ضعیفه ای هست که اگر چهل نفر شهادت بدهند خداوند گناهانش را میبخشد...
 اما اولا ربطی به فلسفه نماز میت ندارد ، که بافته های نویسنده است ، ثانیا: منظور شهادت واقعی است ، نه شهادت دروغ!! حالا اگر رهبری بعد از 60 سال رفاقت نزدیک، یک غیر خیری دیده باشد و نتواند شهادت بدهد با شهادت دروغ چه چیز درست میشود؟ بقیه که غیر از خیر ندیدند شهادت بدهند و این قضیه ربطی به نماز ندارد، مهم طلب غفران است که همه محتاجیم به آن ...

 این همه نماز میت بدون این جمله خوانده شده ، آیت الله #شبیری میگویند من هم این جمله را برای کسانی که میشناسم نمیخوانم و دیدم آیت الله #بهجت هم نمیخوانند ... جرعه ای از دریا ،ج ۳،ص ۵۴۸ .

 آیا این بزرگان هم فلسفه نماز را نمیدانند و شما مهدی خزعلی شدی با سواد؟ .

خنده دارتر اینکه میگوید معمولا جمله "ان کان مسیئا فتجاوز عنه " را برای بزرگان نمیخوانند ، چون آیت الله گلپایگانی برای امام نخواندند و رهبری این را خواندند... این دیگه مضحک است ، اولا: همه میخوانند، همه! ثانیا: خودم از نوه آیت الله گلپایگانی شندیم که نقل میکرد خودشان گفته اند یادشان رفته این قسمت را بخوانند و دلیل خاصی نداشته! .

 چه چیزهایی سر هم کردند تا هرجور شده، همه چیز را  #سیاسی جلوه دهد ... خدا همه را ببخشد و این حقیر را!

سید مهدی صدرالسادات

 

چهارشنبه, 22 دی 1395 08:29

 

می‌گویند:

 چرا رهبری جمله "الهم انا لا نعلم منه الا خیرا" را نخواندند.

 چرا ایشان دعای "عفوک عفوک عفوک" را تکرار کردند.

 اما نمی‌گویند:

 چرا رهبری مضامین بلند دیگری مازاد بر عرف نماز میت در مورد ایشان ادا نمودند. مانند:

الهم احشره مع اولیائه من المومنین

 الهم احشره مع المجاهدین

 الهم احشره من المنفقین فی سبیلک

 و ...

 و تاکید خارج عرف ایشان به گوینده که بگویید همه مطالب را تکرار کنند (تا روح آن مرحوم بیشتر بهره‌مند گردد)

 رهبری انقلاب وظیفه دارد تا با حرکات خود ابهام زدایی کند نه آنکه از سر مجامله کاری کند که ابهام ایجاد شده و موجب انحراف در جامعه گردد.

 رهبری صراحتا در پیام تسلیت خود به اختلافات نظری و عملی با مرحوم اشاره نمودند حال اگر می‌فرمودند "الهم ...که معنای آن اینست که خدایا من هیچ خطایی از او ندیده‌ام...آیا این به معنای تایید عملکردهای آن مرحوم و اقرار به خطای خویش نبود؟

 ضد انقلاب برآنست که ما را وادار کند در زمانی که هنوز خاک تربت ایشان خشک نشده است به تحلیل عملکرد ایشان پرداخته و نقد کنیم ولی هیهات. آن مرحوم در مسیر حرکت انقلابی خویش دچار لغزش‌های استراتژیک و تاکتیکی گردید که مورد تذکر رهبری نیز قرار گرفت و قطعا تایید این خطاهاکه بسیاری را به بیراهه برد، دروغی است که در جایگاه رهبری جامعه مصلحتی آن هم روا نیست.

 بنا به اظهار رسانه‌های بیگانه که همواره اخبار خانواده آن مرحوم را زودتر از ملت ما دریافت کرده‌اند این وصیت مرحوم هاشمی بوده است که معظم له بر وی نماز خوانند. این خبر چه درست و چه غلط، این واقعه برای ما درسی است که بیاموزیم که در باریکه سیاسی چه احتیاط‌هایی لازم است.

 رهبر فرزانه اگر جمله‌ای را که مفهوم دروغ داشت و بدآموزی سیاسی، حذف کردند ولی در مقام یار دیرین سنگ تمام گذاشته و مضامین خارج از عرف بسیاری را (بالا) در مورد ایشان ادا کردند که حتی در مورد آیه الله بهجت نیز بر زبان نراندند. کاش اراذل سیاسی اینها را نیز می‌شنیدند و می‌گفتند. رهبری از خداوند خواستند که ایشان را مقام مجاهد و انفاق‌گر در راه خدا (انفاق جان و مال و ..) قرار دهد و وی را با اولیای طاهرین محشور سازد. کدام مضامین در فرهنگ ما بالاتر از اینهاست؟

 نکته بسیار قابل ذکر در تغییرات رهبری آن است که در مضامین نماز هرکجا درخواست غفران از گناه و خطاست آنرا به خود نیز بازمیگردانند و بعد از هر ضمیر "ه" به معنای متوفی، بلافاصله "نا و لنا" استفاده کرده و خود را نیز مورد خطاب قرار دادند که بی سابقه است. گویا این بی ریشه‌ها صم و بکم بودند که نه شنیدند و نه فهمیدند.

 چرا ایشان در فوت دیگران این حساسیت را به خرج ندادند که از دیگران بخواهند که فقرات نماز را با ایشان تکرار کنند؟ آیا این کارها تمام کردن رفاقت برای یار دیرینه نیست؟

 در فرهنگ اسلام آمده است که برای میت طلب مغفرت شود. این علاقه وافر رهبری است که برای یار همرزم خویش مغفرت بیشتر می‌طلبد. این دقیقا همان کاری است که مرحوم آیه الله گلپایگانی برای مرحوم امام نمود. تنها لاشخورهای سیاسی‌اند که علایق عمیق عاطفی را سیاسی می‌کنند همانطور که برای مرحوم آیه الله گلپایگانی کردند.

علی صالحی

 

شنبه, 18 دی 1395 11:04

 

 آقا سلام !
 شما فرموده بودید:
آن زمان که ما در شورای انقلاب بودیم... افراد مسنّی - عمدتاً شصت ساله، هفتاد ساله، هفتادوپنج ساله - هم در آن شورا بودند، که خیلی عقیده به جوانان نداشتند و می‌گفتند چرا شما به جوانان رو می‌دهید و اینها را بی‌خود وارد کارهای عمده می‌کنید!؟
اینها دوست نمی‌داشتند که به جوانان خیلی میدان داده شود. البته دوست می‌داشتند که جوانان از آنها اطاعت کنند و دنبالشان راه بروند! می‌گفتند آنها جوانند، ما پیریم؛ باید دنبال ما بیایند. خیلی حاضر نبودند به جوانان اعتماد کنند؛ ولی ما اعتماد می‌کردیم و جواب آنها را هم در واقع با تجربه عملی‌ای که می‌دیدند خوب کار انجام می‌گیرد و پیشرفت می‌کند، می‌دادیم و داده می‌شد.۱۳۷۷/۰۲/۰۷
.
.
 میانگین سنی دولت اول آقای هاشمی 41 سال بود ، دولت بعد 44 ، دولت بعد 46 ، دولت بعد 47 ، دولت بعد 49 ، دولت بعد 50 و این دولت 57 سال است ...

 میبینید که به جوانان بها داده شده، اما جوانان اول انقلاب! گویا فقط آنها شایسته اند و شاید #نسلی_که_لانه_جاسوسی را گرفتند تا آخر عمر همه جاهای دیگر را هم بگیرند!

 امروز وزیر ورزش و جوانان ما 57 سال سن دارد و درمورد جوانان زیر 30 سال تصمیم میگیرد! .
.
.

 اما چیزی که توقع نمیرفت این که بعضی در #خبرگان_رهبری ، به اسم ولایی بودن و سرباز شما بودن رای آوردند ، همانها که خودشان 37 ساله بودند که وارد خبرگان شدند و همانها که دیدند شما #خوش_آمد_ویژه به #مجتهدین_جوان این دوره گفتید، دارند برای ورود به خبرگان هم شرایط سنی تصویب میکنند... شرایط سنی نه برای آقایانی که با ویلچر وارد میشوند و یک نفر مخصوص نوشتن رای همراهشان میاورند، بلکه میخواهند جوان آنجا نیاید، خوششان نمیآید...
 اینها که جوان بودند و خود شما به ایشان بها دادید و چهره شدند ، حالا دوست نمیدارند به جوانها خیلی میدان داده شود! .

با تشکر
فرزند شما
سید محمد مهدی صدرالساداتی

 

آخرین اخبار

رد پا

حالت های رنگی