جمعه, 18 فروردين 1396 16:00

 

‍ پروفسور «نیکولاس اِبِرشتات» از محققان برجسته  American Enterprise Institute – AEI با استفاده از داده‎های آماری به دست آمده از #جمعیت 49 کشور و محدوده‎های جغرافیایی دارای اکثریت مسلمان، در مقاله‎ای با عنوان «کاهش نرخ باروری در جهان اسلام؛ تغییری فاحش که در کمال تعجب کسی متوجه آن نشده است» می‎نویسد:
به طور میانگین نرخ باروری در دنیای اسلام حداقل 44 درصد کاهش یافته است، حال آن که کاهش نرخ باروری در کل جهان 32 درصد بوده است. همچنین بیشترین کاهش باروری که در سه دهه گذشته کاهش 70 درصدی باروری را شامل می‎شود، در #ایران به وقوع پیوسته است. کاهش #نرخ_باروری در ایران طی سی سال گذشته حیرت انگیز و معادل 70 درصد بوده است. این میزان یکی از سریع‎ترین و چشم‎گیرترین آمارهای کاهش نرخ باروری در تاریخ بشریت بوده است.
(قتل عام خاموش، صالح قاسمی، ص 86)

کانال اختصاصی #صالح_قاسمی
salehghasemi@

سه شنبه, 24 اسفند 1395 03:19

 

فقر و فلاکت در جنوب و غرب کشور بس است. دیگر نمی توان منابع مردم یک استان را از دل خاک و دریا بیرون کشید، به مرکز فرستاد و در سیستم نامنضبط افتصادی جیب سرمایه داران پایتخت نشین را چاق تر کرد و مردم صاحب منابع را در فقر جانکاه، در نا آبادانی و غیر توسعه یافتگی شهرها و روستاها، در بیکاری و آلودگی زیست محیطی نگاه  داشت.

دیگر زمان بردن نفت کچساران و گاز بوشهر و پول شدن آن به جیب خاوری ها و خروج حق مردم به کانادا و آمریکا و اروپا گذشته است. حکومت مرکزی، یکپارچگی ارضی، تجمیع قومیت ها زیر پرچم ایران تا زمانی معنی می یابد که اصل اساسی بهره مندی این استان ها و ایالت ها از منابع سرزمینی شان توسط دولت مرکزی به رسمیت شناخته شود، رشد و پیشرفت دیده شود، آماری بیکاری کاهش یابد و فقر مطلق از این سرزمین ها محو شود.

نفت و گاز سرمایه جاودان نیست. فرصت بهبود اقتصادی و رشد محدود است. در عصر آگاهی در تاریکی نگاه داشتن مردم نا ممکن است. صحبت از ثروت این سرزمین ها و حق مردم این استان ها حرف تازه ای نیست. حکمت فدرال پیش از این بارها توسط محسن رضایی عمل گرا ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری در چند دوره گذشته مطرح شده است. حرف زدن جلیلی به عنوان نماینده دولت مرکزی در استان ثروتمند کهگلیویه و بویر احمد از ثروت این سرزمین این استان نه قومیت گرایی و نه تحریک برای تجزیه طلبی است که یاد آوری یک حق فراموش شده است.

یافتن گوش شنوا و زبان به حقیقت باز شونده از میان همین دولت مردان مرکز نشین بهتر است یا شنیدن آن از زبان صدای آمریکا و صدای لندن؟ کدام یک تحریک آمیز است و کدام یک مرهمی بر دل زخم دار آن مردم؟ آن نویسنده روزنامه شرق و آن رمضان زاده و آن دیگر محکومان امنیتی 88 که آتش آشوبشان شرق و غرب کشور را شعله ور ساخته بود و دشمنان کشور را به قطعه قطعه شدن امیدوار ساخته بود چگونه و با چه آبرویی از یکپارچگی و تمامیت ارضی حرف می زنند؟

 

دکتر هاتف خالدی

یکشنبه, 28 آذر 1395 20:31

 

 

 

پرچم خاکی و پاره بود. ا
  گفت: «این پرچم روی تابوت یک شهید گمنام تبرک شده است. وقتی من مُردم آن را روی جنازه من بکشید و اگر شد با من دفنش کنید تا خداوند به‌خاطر آبروی شهید به من رحم کند و از گناهانم بگذرد و شهدا مرا شفاعت کنند».
نمی‌دانست که پرچم روی تابوت خودش هم یک روزی تکه تکه برای شفاعت دست همه پخش می‌شود. حالا من  مانده ام  با آن پرچم...
هدیه به روح شهید مدافع حرم حسن قاسمی دانا

عمار زابحی

پنج شنبه, 11 آذر 1395 10:56

 

 

 

بابا مدت ها بود کمرش زیر فشار اجاره نشینی و دغدغه اجاره سر ماه خم شده بود. مامان هم از بس اثاث کشی کرده بود و غرغرهای مدل به مدل صاحب خونه های مختلف رو شنیده بود که چرا به دیوارها میخ زدین و چرا انقد بچه هات ظهر تو حیاط بازی می کنن و هزار جور چون و چراهای دیگه کلافه شده بود. ما ۴ تا خواهر برادر بودیم که تو همین وضعیت بچگی می کردیم.
بالاخره بابا همت کرد و بعد از عمری کار کردن مختصر پس اندازی جمع کرد و از چند نفر از دوستاش هم قرض گرفت و مامانم طلاهای عروسی اش رو فروخت و ما بچه ها هم همت کردیم و از ولخرجی و زیاده خواهی و مامان و بابا رو زیر «خجالت نداریم بُردن» دست برداشتیم و با همدلی و همراهی یه خونه نقلی کلنگی خریدیم.
خونه، خونه مجللی نبود. نماش سنگی نبود. روکارش سیمانی بود. سقف اش چکه می کرد. باغچه اش خراب شده بود و حوض وسط حیاط آب نداشت. کولر هم نداشتیم و پنکه سقفی ها با لک و لک کردنشون گرمای تابستون رو قابل تحمل می کردن. زمستونا هم سیستم گرمایش نداشتیم و مامان با همون علاالدین نفتی وسط اتاق هم خونه رو گرم می کرد و هم ناهاراش رو می پخت.
دیوارهای خونه کثیف بود و نقاشی می خواست. یه خط در میونم آب خونه قطع و وصل می شد.
روی هم رفته خونه حقیرانه ای بود اما هر چی بود دیگه خونه خودمون بود و نه دیگه بابا غصه اجاره سر ماه رو داشت و نه مامان نگران اثاث کشی سالیانه و غرغرهای صاحب خونه رو! ما هم دیگه می تونستیم تو همون حیاط فکسنی با خیال راحت و بدون نگرانی از داد زدن صاحب خونه هر چقد دلمون می خواست بازی کنیم.
بابا می گفت نگران نباشید. با همت هم یواش یواش دیوار ها رو رنگ می کنیم و تو باغچه گل می کاریم و حوض رو پر از آب می کنیم و چند تا ماهی هم توش میندازیم! خلاصه خونه رو آباد می کنیم. مهم اینه که این خونه دیگه خونه خودمونه و از شر صاحب خونه و اثاث کشی و در به دری خلاص شدیم.
این خونه همون «جمهوری اسلامی» مونه!
هر چی هست. هر کمبودی داره. هر نقصی داره. هر ایرادی داره. اگه به چشم شما حقیره! ذلیله! خواره! آبرومند نیست! استخر نداره! سیستم چیلر و جکوزی و سونا نداره! از سقف اش لوستر کریستال آویزون نیست. اما مهم اینه که مال خودمونه! و یواش یواش با همت خودمون آبادش می کنیم.
فرق ما با شما اینه که خونه شما قشنگه! اعیونی و ویلائی و دوبلکسه! استخر تو حیاط اش کف اش مرمره! دستگیره ها و شیرهای آب اش، آب طلا است. سقف دیوارآش گچ کاریه و لوستراش ایتالیائیه! فرشای کف اتاقاتون ابریشمه! اون پیانوی فرانسوی گوشه پذیرائی تون با اون مبلمان مدل لوئی شونزدهم تون هم، ما رو کشته!
اما فرق اصلیه خونه ما با خونه شما اینه که خونه ما واقعیه! همین جا گوشه شهر تو همین محله قدیمی و آشنا است.
اما خونه شما خیالیه! اصلا وجود خارجی نداره! تخیلی ناب از آرزوها تونه! یه رویا است که سالهاست با چشم و هم چشمی از خونه های محله کدخدا آرزو و رویا شو باور کردین و توی این خونه قشنگ و رویائی و خیالی «خونه داری» می کنین! با این شیوه خود فریبانه بین خودتون و اعیون نشینای محله کدخدا احساس این همانی و هم ذات پنداری می کنین!
سالها است این رویا و این خونه رویائی و این تخیل خونه داری اعیانی رو دارین زندگی می کنین!
بابا می گفت:
ولشون کنین! چی کارشون دارین؟ کسی که می تونه با رویاهاش زندگی کنه چه اصراری دارین بیدارش کنین!؟ بزارین بخوابه و حالشو ببره!
ولی من بهشون و تخیل اون خونه فرمانیه ای شون می گم:
این خونه قشنگه ـ ولی مال مشنگه!

داریوش سجادی

دوشنبه, 10 آبان 1395 00:54

 

دکتر سعید جلیلی

 

ما بارها هم اعلام کردیم که به جز رژیم صهیونیستی که اصلاً آن را نامشروع می‌دانیم، با همه کشورها از روابط سازنده استقبال می‌کنیم به جز آمریکا. اما چرا این استثنا را مطرح می‌کنیم؟ برخی از دولت‌های دیگری که امروز با آنها در سطوح مختلف روابط داریم، شاید خیلی بهتر از آمریکا نباشند. برخی از همین دولت‌های اروپایی که در سطح سفیر با آنها روابط داریم، بعضاً در نوع نگاه‌هایی که دارند مشابهت‌های زیادی با آمریکا دارند. اما چرا ما برای آمریکا یک پرونده خاص باز می‌کنیم؟
 
تفاوتش در سند استراتژی امنیت ملی آمریکاست! سندی که مقدمه‌اش را  خود اوباما امضا کرده و یک سند سری هم نیست! بلکه متن آن روی اینترنت قابل رویت است و  می‌توانید با یک جستجوی ساده آن را پیدا بکنید.
 
در آن جا به صراحت آن نگاهی که امریکایی ها به مناسبات بین‌الملل دارند بیان شده و تاکیده می کنند که ما (امریکا) باید کماکان برای یک قرن آینده به عنوان رهبر جهان باقی بمانیم! تاکید می کنند که رهبری قوی و مستمر آمریکا بر جهان ضروری است و رهبری آمریکا در جهان همیشگی است و این بر پایه منافع ملی آمریکا بنا نهاده شده است! بعد بیان می‌کنند که اصلاً در جهان هیچ مشکلی وجود ندارد که بخواهند آن را بدون آمریکا حل بکنند! حالا در این جهان دموکراتیک! یکی نیست سؤال بکند چه کسی  به شما چنین حقی را داده؟ 
 
اینجا است که شما با یک پدیده‌ای (امریکا) مواجه می‌شوید که علاوه بر آن ویژگی‌های مشترکش با چند قدرت دیگر، یک چیز اضافه هم برای خودش قائل است و آن این است که من باید جهان را رهبری کنم، آن هم برای همیشه!
 
در ادامه‌اش هم بیان می‌کند که ما برای این که بتوانیم این رهبری را حفظ بکنیم از همه ابزارهای قدرت خود استفاده خواهیم کرد تا جایگاه و نفوذمان نسبت به همه کشورها کماکان «بیشتر» باقی بماند.
 
در ادامه هم بیان می شود که ما (امریکا) نشان خواهیم داد که در مقابله با تهدیدها در سطح جهان حتی به صورت «یک جانبه» اقدام خواهیم کرد. یعنی حتی اگر همین شورای امنیت و آن چهار کشور دیگر که همان‌ها هم با یک مبنای غلط آن امتیازها را به دست آورده‌اند مخالفتی کنند، اگر لازم باشد یک جانبه علیه آن هم اقدام خواهیم کرد.
 
در ادامه در همین سند بیان می شود که اگر ضرورت داشته باشد ما نه تنها یک جانبه عمل می‌کنیم بلکه از «بازدارندگی هسته‌ای» نیز استفاده خواهیم کرد. یعنی اگر لازم باشد همین سلاح کشتار جمعی در برابر کسانی که مانع ما هستند استفاده می‌کنیم!
این همان ویژگی اصلی امریکاست! یک ساختاری را بر این مبنا برای خودش تعریف کرده و می‌خواهد همان را دنبال بکند و رسما هم اعلام می کند که این نظمی که درست شده، به خوبی در طول هفتاد سال گذشته در خدمت ما بوده و ما باید همچنان این ساختار را حفظ کنیم چون برای ما مناسب است!
 
این همان چیزی است که امریکا را با همان چند کشور دیگر متفاوت می‌کند. پس دعوا سر یک موضوع خاص نیست که مثلاً بگوییم یک اختلافی سر یک موضوعی است بلکه یک دعوای پارادایمی و تمدنی است. امریکا ادعا دارد که من باید همه چیز را تعیین بکنم و ما می گوییم نه! ما می‌خواهیم آزاد باشیم! اتفاقا دعوا سر آزادیخواهی است. سر استقلال است.
 
چرا حالا ایران اهمیت پیدا می‌کند؟ چون او می‌بیند در این مناسباتی که درست کرده و یکی از رقبایش را هم در جنگ سرد کنار زده، یکی جلویش ایستاده است و می‌گوید نه!
 
بخشی از سخنرانی در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، 7 اردیبهشت95
 
شنبه, 08 آبان 1395 03:01

 

 


سید مهدی صدرالسادات
.
◀️ بعضی هستند که میخواهند دین #اسلام را نماد #عرب بودن وانمود کنند و در مقابلش نژاد #ایرانی را قرار دهند و بگویند این بهتر است از آن ...
.
.
اما نخوانده اند که پیامبر ص زودتر از اینها یه این غائله پاسخ داد: "الا ان العربیه لیست بأب والد و لکنها لسان ناطق فمن قصر به عمله لم یبلغ به حسبه"، «عربیت پدر کسی به شمار نمی رود و فقط زبان حرف زدن است، آنکس که عمل او نتواند وی را به جائی برساند، حسب و نسب او هم او را به جائی نخواهد رساند».
.
.
.
✅ همان بعضی ها در ادامه راه ، دست به دامن #ایدئولوژی و #مناسک خاص هم میشوند تا بتوانند در مقابل معارف قرآن و اهل بیت  رقابت کنند و این مکتب را زنده نگه دارند و الا کم میاورند ...
.

✅ خبر دارم که خرج میکنند ، محققین را به تحقیق در کتب قدیمی وا میدارند تا چیزی مقابل قرآن پیدا کنند ، مناسکی برای روزهای خاص پیدا کنند ، سجده کنند ، سخنران دعوت کنند و دیری نمیپاید که روضه #کوروش بخوانند و #نذور و #هدایا پخش کنند ... .
.
✅ البته همه کسانی که میآیند به این قصد نمیایند... خیلی ها کلا  اعتراض خود را به وضع موجود میرسانند ، خیلی ها برای شلوغیش  میآیند و بعضی هم واقعا برای احترام به کوروش ...

نتیجه تصویری برای سجده بر کوروش

یکشنبه, 02 آبان 1395 12:09

 

معین ثائر

 

 

یکی از مزایایی که گوشی هوشمند برای دوستان ما داشت این بود که خیلی ها رو تاریخ شناس کرد که حتی به نقطه ای رسیدن که تاریخ شناسان قبلی و اساتید رو هم نفی و رد میکنن!
.
کل محتویات قسمت تاریخ شناسی مغز مبارکشون از سلسله ها و دوران تاریخی ایرانو هم میشه  در اطلاعات پایین خلاصه کرد! .
نیا_ایلامی ؛
نمیدونم! مدارک مستدلی در دسترس نیس که بشه قضاوت کرد!واسه خیلی وقت پیشه!
.
عیلام؛
نمیشناسم! فک کنم یکی از استان های فعلی ایرانه!
.
مناییان:
اسم فامیلیه؟؟؟
.
مادها؛
چه انتظارهایی داریا!
.
سکاها؛
نوک زبونمه ها، الان میگم!
.
هخامنشیان؛
اصلا مگه کسی هست که خون آریایی تو رگ هاش باشه و اون دوران سراسر شکوه و عظمت رو نشناسه؟؟؟؟
تو اون دوران برده داری نداشتیم!
پادشاهان اون دوران به حقوق زنان احترام میذاشتن و فقط یه زن داشتن!
گفته شده تو اون دوران فساد و اختلاس نداشتیم!
اولین پارکینگ طبقاتی و اولین سینما هم واسه اون دوران بود!
پادشاهان اون دوران با قدرت های معنوی خودشون کشور های دیگه رو فتح میکردن و مردم مناطق دیگه جهان آرزوشون این بود که خونه زندگیشون توسط پادشاهان هخامنشی فتح شه!
کلی آثار باستانی و سند و کتیبه و اجسام دیگه هم از اون دوران باقی مونده که نشون میده چقدر خوب بودیم ما!
.
اشکانیان؛
اسمش آشناس! شاید اسم این سلسله بخاطر این بوده که دوران هخامنشیان زود تموم شده و مردم در فراغش زیاد اشک میریختن!
.
ساسانیان؛
اطلاعات خاصی در دسترس نیست ولی میدونم اون دوران خیلی خوب بودیم و مسلمونای عرب بیابان نشین پاپتی اومدن و همه رو کشتن و به همه تجاوز کردن! دهها هزارسرباز ساسانی هم چون از خونریزی بدشون میومد از ایران دفاع نکردن! اینایی که میگن مردم و خیلی از سربازا خودشون پذیرای اسلام بودن هم وطن فروشن!
.
عباسیان:
حتما رگ و ریشه حسن عباسی به اینا برمیگرده!اونقده بدم میاد از این بیسواد!
.
صفاریان؛
اسم یه خواننده نیس؟
.
سامانیان:
حتما مردم تونستن ویرانی های حمله اعراب رو آباد کنن و اسمشو گذاشتن سامانیان
.
زیاریان؛
حتما عرب پرست بودن و اهل زیارت!
.
آل بویه_غزنویان_سلجوقیان_خوارزمشاهیان_ایلخانی
_تیموریان_قراقویونلوها ;

اینا رو خداییش معلممون درس نداده بود!
.
صفویان؛
اینا خیلی عرب پرست بودن! اصلا تشیع رو اینا درست کردن!دیروز تو تلگرام خوندم!
.
افشاریان:
فک کنم فرش افشار تو این سلسله بافته میشده!
زندیان
قاجاریان
.
پهلوی؛
اون دوتای قبلی رو بی خیال!
شکوه و عظمت ایران در دوره پهلوی رو عشق است!

آخرین اخبار

رد پا

حالت های رنگی